کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ جمعه 21 مهر 1396 توسط حسن

مهر جدائی

عموم آدمھا جدائی ھا را به حساب عداوت می گذارند و لذا از طرف مقابل خود کینه می کنند در حالیکه

اتفاقاً این جدائی ھا میتواند مھلت کینه زدائی باشد و از راه دور پاکترین دوستی را خلق کند و این دوستی

را توشه آخرت ارتباط ابدی بین آدمھا نماید زیرا آتش دوزخ چیزی جز آتش کینه نیست و نسیم بھشت ھم

جز رایحه محبت نیست. آنکه شدیدتر دوست میدارد باید زودتر جدا شود . این بزرگترین راز خلقت انسان

است.

انسان اگر بداند و بفھمد و تصدیق کند که واصل و فاصل رابطه ھا خداست آنگاه در راز ھر وصل و فراقی

می اندیشد و به حکمت زندگی آگاه شده و از ھیچکس ھم کینه نمی کند. آدمی اگر قرار است کسی

را مقصر بداند و از کسی ھم کینه کند بھتر است آن کس خدا باشد زیرا خدا بسیار مھربان است و حکیم. و

این گناه را عفو می کند و انسان را ھم از اینکه به او پناه برده و او را وکیل خود ساخته، اجر می دھد.

آدمھا ھمه مخلوقند. و این بدان معناست که کلیه امیال و افکار و کردارھای آدمھا ھم جنبه ای از جریان

خلق شدن آنھاست. بنابراین عامل و فاعل ھر امری خداست. و کسی که خدا را در زندگی خود درک کند

از ھیچ کس و چیزی نمی رنجد و کینه نمی کند. و خدا را ھم به رحمت و حکمتش میستاید و بدینگونه از

این مسافر خانه حیات دنیا، کوله باری از رنج و کینه و نفرت وحسرت به ارث نمی برد.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد ششم ص 180



برچسب ها : جدائی ، قهر ، طلاق ، کینه ، انتقام ، آشتی ،
نوشته شده در تاريخ جمعه 12 خرداد 1396 توسط حسن

منشأ بیماریهاي اعصاب و روان

(فلسفه اسلام)


« سلامت »یک معنا و واژه دینی و قرآنی است و بمعنای تسلیم بودن است : تسلیم حقایق و ندای

وجدان و امر حق. این تسلیم البته معلول معرفت بر این حقایق و امور است و گرنه آدمی حداکثر با

اکراه و ریا تسلیم است.

ھمه امراض عصبی و روانی و عاطفی بشر حاصل درگیری و استھلاک حاصل از تکبر و انکار حقایق

است . و تکبر نطفه کفر و القای شیطان در انسان است زیرا شیطان دشمن سلامت بشر است .

جنگ انسان با حقایق فطرتی درون خودش و با حقایق جھان بیرون منشأ ھمه امراض اوست. لذا این

امراض به مثابه عذابھای حاصل از دین ستیزی اوست. این کبر و انکار و جدال بتدریج موجب ایجاد

بخل و حسد و عداوت و کینه شده و دل را که کانون حیات و اراده ذاتی است رنجور و تباه و شقی می

سازد و این ھمان « مرض قلب » است که در قرآن مذکور می باشد و منشأ ھمه بیماریھای عذاب آور

بشر است. ادامه این بخل و عداوت در ذھن منجر به تشنج و پریشانی و ھذیان و خشم و جنون می

شود و اعصاب را که پیوند دھنده ھمه ارگانھای تن و جان ھستند به گسست و عقده و افسرده گی و

ناکارآئی می کشاند . و ھمین امر نظم و اتحاد درونی اعضاء و جوارج را از بین میبرد و بتدریج این از

ھم گسستگی موجب ناکارآئی کبد و کلیه و معده و غدد می شود و امراض خونی پدید می آورد. آنکه

تسلیم امر حق و فطرت دینی می شود کل جھان بیرون تسلیم او می شود.

از بین رفتن این اتحاد موجب از بین رفتن سیستم دفاعی بدن در قبال امراض و تھاجمات بیرونی و

بیماریھای مسری می شود و این بمعنای از بین رفتن ایمان تن وجان است که منشأ امنیت وجود می

باشد.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 193



برچسب ها : بیماری اعصاب ، تکبر ، نارضایتی ، حسد ، کینه ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]