کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 10 دی 1396 توسط حسن
نشانه هاي دوست

( سخنان امام علی (ع) )

بدترین دوست تو کسی است که بر نیازھای تو می افزاید .

بھترین دوست تو کسی است که تو را به صدق دعوت می کند .

دوست کسی است که عیبھایت را در تنھائی به تو ھدیه می کند .

دشمن تو کسی است که تو را می ستاید .

غایت خیانت پیمان شکنی با دوستی صدیق است .

دوستی صدیق بزرگترین نعمت خدا در دنیاست .

براستی که دوست حقیقی تو ھرگز چاپلوسی نمی کند .

ھر که پند نپذیرد دوستی نپذیرد .

ھیچکس چون دوستی صدیق نمی تواند اراده ات را قدرت بخشد .

دوست تو کسی نیست که به تو مال می بخشد .

دوست تو کسی است که دوستان تو را دوست می دارد و دشمنانت را دشمن می دارد .

بزرگترین ضررھا از دست دادن دوستی صدیق است .

دوست تو کسی است که در دین تو را یاری دھد .

آنکه برای نیازی با تو دوستی کند چون نیازش بر آورده شد خصم گردد .

انسان نیکوکار صاحب یاری صدیق است .

ناتوان ترین مردم کسی است که از یافتن دوستی صادق ناتوان است .

دوست تو کسی است که خدا را بیشتر دوست می دارد .

بھترین دوست تو کسی است که اگر از دستش بدھی دیگر زندگی نخواھی .

دوست کسی است که دوستان خدا در او ریشه دارند .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 21



برچسب ها : نشانه دوست ، خیانت ، چاپلوسی ، انتقاد ،
نوشته شده در تاريخ شنبه 22 مهر 1396 توسط حسن
مکرها و نازها
( آسیب شناسی محبت)

ھر که محبوب واقع شود چه بعنوان ھمسر و چه فرزند و یا دوست بطور غریزی به دام شیطانی می
افتد زیرا اراده به محبوبیت و پرستیده شدن ھمان اساس کفر و شیطنت است . و اما این شیطنت به
قصد پرستیده شدن فزاینده و سوء استفاده از محبت دیگران است . این سوء استفاده بصورت انواع ناز
آشکار می شود که ھر یک به مثابه یک مکر و حیله و فریبکاری است تحت عنوان این معنا که : اگر مرا
دوست می داری......
این مکرھا صور بسیار متنوعی دارد: تمارض، مظلوم نمائی، چاپلوسی ، عشوه و کرشمه، خدمات ویژه
و.... و نھایتاً کار به جائی می رسد که فرد تظاھر می کند که درحال فاسد شدن و ابتلای به بزھکاری و
فحشاء و اعتیاد است . بمیزانی که ناز چنین فردی بھمراه مکرھایش، پاسخ مناسبی پیدا کند و اجابت
شود این جریان تا سرحد جنون و مالیخولیا ادامه می یابد و کار را به نفرت و انزجار می کشاند و محبت از
میان می رود و چه بسا کینه جایگزین می شود. و اگر فرد از طرف مقابل پاسخ مناسبی نیابد و ارضاء
نگردد بتدریج روی به انتقامجوئی می نماید و در جریان این نمایشات چه بسا به یکی از این تھدید ھا
عملاً مبتلا می گردد و اینست که چنین محبوب جاھلی بناگاه فاسد و معتاد و بزھکار و ھرزه و خلافکار از
آب در می آید. اگر والدین یا ھمسر در قبال چنین رفتارھائی خردمندانه عمل نکنند فرد محبوب خود را تباه
می سازند. اکثر زنان و فرزندان عزیز دردانه که تباه شده اند از این گروه بوده اند.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد ششم ص 177




برچسب ها : ناز ، محبت ، دام شیطانی ، مظلوم نمائی ، فحشا ، چاپلوسی ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 7 خرداد 1396 توسط حسن


مردان زن - ذلیل و زنان مرد – ذلیل


یکی از بزرگترین عذاب کفر مرد ھمانا افتادن به اسارت و بندگی زن است که در فرھنگ ما معروف به
مرد زن – ذلیل است . این زن – ذلیلان بر حسب ظاھر رفتار قلدر منشانه ای نسبت به زن خود بروز
می دھند و چه بسا زبانی ھتاک و دست بزن ھم دارند که به نوعی انتقامجوئی از این اسارت و ذلّت
است و نیز پنھان داشتن این واقعیت از چشم دیگران . این مردان بظاھر زن را نفی و لعن میکنند و
در خفا برده و مرید ھوسھای او ھستند . این سیمای زن – ذلیلی مرد در فرھنگھای سنتی است و امّا
در جوامع و فرھنگ مدرن این ذلّت مرد بروزی معکوس دارد یعنی بظاھر مرید و چاپلوس زن خود
ھستند و در پنھان وی را شکنجه می کنند .
زن – ذلیلی در واقع ابتلای مشترک زن و مرد به بولھوسی و عیاشی و کفر و فسق متقابل است .
زنانی که در زندگی با این نوع مردان قرار دارند نیز زنان مرد – ذلیل میباشند و ھمان واکنش دوگانه
را بسته به شرایط اجتماعی بروز می دھند یعنی یا بظاھر مطیع و چاپلوس مرد ھستند و در خفا
انتقام می گیرند و یا بالعکس. ھر مرد زن – ذلیلی با یک زن مرد ذلیل زندگی می کند . زن - ذلیلی و
مرد – ذلیلی بیان دیگری از زن سالاری و مرد سالاری است که دو روی سکه کفر سالاری در
زناشوئی می باشد که در ھر جامعه ای یک صورت آن بیرونی است و صورت دیگرش مخفی می
باشد .

وضع دیگر ھمان حق سالاری می باشد که ولایت و محبّت متقابل زن و شوھر با یکدیگر است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 37



برچسب ها : زن ذلیلی ، چاپلوسی ، انتقامجویی ، فرهنگ بومی ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 7 ارديبهشت 1396 توسط حسن

روانشناسی آدم خود بزرگ بین


تلفن زنگ می زند و گوشی را بر می دارید و جز صدای الو الو چیزی نمی شنوید گوئی این شمائید که با
او تماس گرفته اید ونه او. آنقدر الو الو می کند تا شما او را بشناسید و سلامش کنید. او حتی اگر بیمار
ھم باشد و شما را طبیب خوبی بداند بیماری خود را در نزد شما طرح نمی کند بلکه می گوید : یکی از
آشنایان ما فلان بیماری را دارد و .... تا نظر شما را بشنود و بی مزد و منت آنرا مخفیانه بکار گیرد. او ھرگز
سئوال نمی کند زیرا خود را علامه دھر می داند و سئوالاتش را از زبان دیگران طرح می کند. اگر به
میھمانی برود و صاحب خانه از وی سئوال کند که آیا چای میل دارد ، او این سئوال را یک اھانت
نابخشودنی می داند. او خود را خدا می داند ولی برای اینکه مسئول این ادعای خود نباشد در رابطه با
ھمگان چاپلوسی می کند و مخلص و چاکر ھمگان است البته فقط در زبان. او ھرگز ھدیه نمی پذیرد مگر
اینکه خیلی گرانبھا باشد و بطور غیر مستقیم به او برسد. بلکه بسیار اصرار دارد که به زور به این و آن
ھدیه و پلو بدھد. عاشق میھمان بازی و شلوغی است و به ازای ھر چای که به دیگران می دھد آنھا را تا
ابد مدیون خود می داند . وای به آن موقعی که او اھل نماز و عبادات ھم باشد در آن صورت مبدل به یک
دیو آدمخوار می شود. او یک بچه نه نه است که فقط بدنش رشد کرده است. و وای بحال کسیکه عیب
یا مرضی از او را به وی گوشزد کند در اینصورت حتماً از وی انتقام خواھد ستاند. او در عمل زندگی
موجودی عقب مانده و ناقص است و مستمراً خود را زخمی می کند و لذا ھمواره در جستجوی اعمال
خارق العاده و متافیزیکی است و بسیار مایل است که ارواح و اجنه را دستگیر کند. او ناتوانی خود را لباس
ایثار می پوشاند و نادانی خود را ھم عارفانه می نماید. او از ھمه بیزار است و لذا عاشق می نمایاند .
این خود بزرگ بینی محصول غایت خود فریبی و پنھان سازی ناتوانی و نادانی خود از چشم خویشتن
است و لذا این تضاد وی را بسوی مخدرات و مسکرات می کشاند تا بتواند روابطش با دیگران را قابل

تحمل سازد زیرا در حال مستی و نشئگی می تواند عاشقانه و ایثارگرانه عمل کند. او در اعماق نفس

ھمه ما کمابیش حضور دارد.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 264




برچسب ها : خودبزرگ بینی ، کبر و غرور ، چاپلوسی ، ارواح و اجنه ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 فروردين 1396 توسط حسن

فلسفۀ چاپلوسی

چاپلوسی لغتی است که از ترکیب چاپ + لوس بوجود می آید .

چاپ ریشه لغت چاپیدن است یعنی بطرزی فریبکارانه از کسی دزدی کردن و دیگر چاپ ھمان صنعت

چاپ است که از اصل رویه برداری کردن می باشد و یا ایجاد جعل از اصل .

لوس نیز معنای دیگری از ھمان ناز کردن است به معنای خود را به دروغ بی نیاز نشان دادن.

حال ھنگامی که پسوند چاپ به لوس اضافه می شود در واقع دروغ بی نیازی تشدید می گردد و وصف

کسانی است که در مقابل دیگران بواسطه رفتارھا و کردارھایشان تلاش می کنند خود را کاملاً بی نیاز

نشان دھند که نیت از چنین نمایشی ، چاپیدن طرف مقابل است تا چیزی را که فاقد آن می باشند و به

آن نیازمند ھستند با فریب دادن وی از او بدزدند . بنابراین چاپلوسی در مقابل دیگری نشان دھنده چندین

حقایق است : اول اینکه فرد چاپلوس نیازی به دیگری دارد که نمی خواھد دیگری این نیاز را بفھمد پس

برای پنھان کردن نیازش باید در مقابل دیگری نقشی از بی نیازی ( لوس) بازی کند.

دوم اینکه فرد چاپلوس می خواھد نیاز خود را بواسطه دیگری برآورده سازد اما بدون اینکه دیگری این را

بفھمد یعنی در تلاش است بگونه ایی نیاز خود را از طریق دیگری بر آورده سازد که مدیون دیگری نباشد

پس باید بطور بسیار پنھانی و فریبکارانه ایی چنین کاری را انجام دھد که این ھمان چاپیدن یا دزدی می

باشد.

و پر واضح است برای اجرای چنین معجونی از نمایش بی نیازی و دزدی فریبکارانه فرد باید چه رفتارھا و

کردارھایی را به عمل درآورد و ھر چه تلاش فرد برای اثبات بی نیازی اش به دیگری و چاپیدن پنھان از او

بیشتر باشد رفتارھا و کردارھایش در ظاھر سرشار از تملق و دریوزه گی و نمایشات عاشقانه است.

به ھمین دلیل است که این نمایشات سرشار از عشق و تواضع که از فرد چاپلوس بارز می شود ھیچگاه

بر دل دیگری نمی نشنید و تنھا باعث انزجار می شود.

عشق و تواضعی که تماماً دروغ است و پنھان کننده تکبری عظیم.

زیرا فردی که می خواھد نیاز خود را پنھان کند و آن را باز ھم پنھانی بر آورده کند انسان متکبری است که

حتی از بر زبان راندن نیازش ابا دارد زیرا اصولاً نیاز را در شأن خود نمی یابد اما واقعیت وجودی اش

نیازمند است و اگر او می توانست تمام نیازش را نابود کند این کار را می کرد اما او موجودی خاکی است

که تمام موجودیتش بر نیاز استوار شده است او قدرت این را ندارد که از نیازھایش چشم بپوشد اما

تکبرش نیز به او اجازه بروز صادقانه نیازش را نمی دھد و ھمین امر او را وادار به دروغھای پیچیده ایی

می کند.

به ھمین دلیل ھر انسانی ھر چقدر که متکبر باشد به ھمان میزان چاپلوس است و این بسته به این دارد

که در مقابل چه افرادی قرار گیرد : در مقابل کسانی که از او ضعیف ترند و به او نیازمند می باشند متکبر

است و در مقابل کسانی که از او قوی ترند و او به انھا نیازمند است چاپلوس می باشد . چاپلوسی که

سرشار از کینه و انزجار می باشد . زیرا ھمان زمانی که مشغول بر پایی نمایشی از تواضع و عشق برای

بر آورده کردن نیازش است از اینکه خداوند او را نیازمند آفریده از خدا کینه می کند و از بنده ایی که به او

نیاز دارد نیز کینه دارد زیرا این نیاز تمامی تکبرش را بر سرش می شکند .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص206




برچسب ها : چاپلوسی ، فرهنگ تملق ، تکبر ، لوس ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 فروردين 1396 توسط حسن

فلسفۀ چاپلوسی

چاپلوسی لغتی است که از ترکیب چاپ + لوس بوجود می آید .

چاپ ریشه لغت چاپیدن است یعنی بطرزی فریبکارانه از کسی دزدی کردن و دیگر چاپ ھمان صنعت

چاپ است که از اصل رویه برداری کردن می باشد و یا ایجاد جعل از اصل .

لوس نیز معنای دیگری از ھمان ناز کردن است به معنای خود را به دروغ بی نیاز نشان دادن.

حال ھنگامی که پسوند چاپ به لوس اضافه می شود در واقع دروغ بی نیازی تشدید می گردد و وصف

کسانی است که در مقابل دیگران بواسطه رفتارھا و کردارھایشان تلاش می کنند خود را کاملاً بی نیاز

نشان دھند که نیت از چنین نمایشی ، چاپیدن طرف مقابل است تا چیزی را که فاقد آن می باشند و به

آن نیازمند ھستند با فریب دادن وی از او بدزدند . بنابراین چاپلوسی در مقابل دیگری نشان دھنده چندین

حقایق است : اول اینکه فرد چاپلوس نیازی به دیگری دارد که نمی خواھد دیگری این نیاز را بفھمد پس

برای پنھان کردن نیازش باید در مقابل دیگری نقشی از بی نیازی ( لوس) بازی کند.

دوم اینکه فرد چاپلوس می خواھد نیاز خود را بواسطه دیگری برآورده سازد اما بدون اینکه دیگری این را

بفھمد یعنی در تلاش است بگونه ایی نیاز خود را از طریق دیگری بر آورده سازد که مدیون دیگری نباشد

پس باید بطور بسیار پنھانی و فریبکارانه ایی چنین کاری را انجام دھد که این ھمان چاپیدن یا دزدی می

باشد.

و پر واضح است برای اجرای چنین معجونی از نمایش بی نیازی و دزدی فریبکارانه فرد باید چه رفتارھا و

کردارھایی را به عمل درآورد و ھر چه تلاش فرد برای اثبات بی نیازی اش به دیگری و چاپیدن پنھان از او

بیشتر باشد رفتارھا و کردارھایش در ظاھر سرشار از تملق و دریوزه گی و نمایشات عاشقانه است.

به ھمین دلیل است که این نمایشات سرشار از عشق و تواضع که از فرد چاپلوس بارز می شود ھیچگاه

بر دل دیگری نمی نشنید و تنھا باعث انزجار می شود.

عشق و تواضعی که تماماً دروغ است و پنھان کننده تکبری عظیم.

زیرا فردی که می خواھد نیاز خود را پنھان کند و آن را باز ھم پنھانی بر آورده کند انسان متکبری است که

حتی از بر زبان راندن نیازش ابا دارد زیرا اصولاً نیاز را در شأن خود نمی یابد اما واقعیت وجودی اش

نیازمند است و اگر او می توانست تمام نیازش را نابود کند این کار را می کرد اما او موجودی خاکی است

که تمام موجودیتش بر نیاز استوار شده است او قدرت این را ندارد که از نیازھایش چشم بپوشد اما

تکبرش نیز به او اجازه بروز صادقانه نیازش را نمی دھد و ھمین امر او را وادار به دروغھای پیچیده ایی

می کند.

به ھمین دلیل ھر انسانی ھر چقدر که متکبر باشد به ھمان میزان چاپلوس است و این بسته به این دارد

که در مقابل چه افرادی قرار گیرد : در مقابل کسانی که از او ضعیف ترند و به او نیازمند می باشند متکبر

است و در مقابل کسانی که از او قوی ترند و او به انھا نیازمند است چاپلوس می باشد . چاپلوسی که

سرشار از کینه و انزجار می باشد . زیرا ھمان زمانی که مشغول بر پایی نمایشی از تواضع و عشق برای

بر آورده کردن نیازش است از اینکه خداوند او را نیازمند آفریده از خدا کینه می کند و از بنده ایی که به او

نیاز دارد نیز کینه دارد زیرا این نیاز تمامی تکبرش را بر سرش می شکند .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص206




برچسب ها : چاپلوسی ، تملق ، ناز ، تکبر ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]