کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ شنبه 12 آبان 1397 توسط حسن

حق الیقین - 2000حکمت

1113- یأس تو از امید توست. این امید است که تو را مأیوس می کند.


1132- آنکه معتقد است که علوم و فنون غرب خوب است ولی افسوس اخلاق غرب فاسد است مثل اینست که می گوید: اخلاق انبیاء و اولیاء خوب است ولی افسوس که جاهلند و مرتجع.


1138- آنکه دوست خود را فروخت برای تبرئه این خیانت به او بدترین تهمت ها را هم می زند.

1166- با هر که جدل می کنی به او عمل می کنی.


1213- آنکه به قصد بهشت به دین عمل می کند در جهنم است و به سوی جهنمی وحشتناکتر می رود.

1259- شدیدترین خرافات امروزه لباس علم و هنر بر تن کرده اند.


1315- امروزه آنکه از رادیو و تلویزیون و مطبوعات و اخبار همه کانالهای ارتباط جمعی قطع رابطه نکند نمی تواند با وجود خویش و با خدا رابطه ای برقرار نماید.


1353- اگر بود و نبود تو در جهان هیچ فرقی به حال جهان ندارد که ندارد پس تو نیستی.

1360- در دو موقع خموشی واجب است: به هنگامی که احساس حقارت می کنی و یا احساس برتری می کنی.


از کتاب حق الیقین (2000 حکمت) تألیف استاد علی اکبر خانجانی


@khodshenasi4

nooreomid.net





برچسب ها : اخلاق ، مطبوعات ، ناامیدی ، هنر ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 28 خرداد 1397 توسط حسن

 


معنویت و مذهب انسان صنعتی


امروزه انسان صنعتی در موزه ها و گالریها و جهان سینما و ادبیات سورئالیستی به جستجوی معنویت و مذهب و قداست است.


معنویت و مذهب انسان صنعتی در هنر پرستی و قدمت پرستی و اسطوره پرستی و پرستش نیاکان و تاریخیگری و نوعی ناسیونالیزم شبه مذهبی خودنمائی می کند که تماماً نمایشی از یک بیماری هولناک و دروغی مالیخولیائی است.


امروزه انسان کامل در هالیوود والمپیک ها به عرصه ظهور می رسد یعنی مکتب اصالت بدن محض!


استاد علی اکبر خانجانی


کتاب مبانی هستی شناسی عرفانی ص ۴۴



برچسب ها : اسطوره ها ، هنر ، سینمای هالیوود ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 28 فروردين 1396 توسط حسن


انسان متعهد و انسان آزاد

انسان تنھا موجودی است که باید متکی به خود شود و تاچنین نشده ھنوز انسان نیست. انسان دو نوع
است . انسانی که بخودش متعھد است و لذا از قید و جبرھای محیط و مردم و حکومت و زمانه آزاد است.
و انسانی که بخودش تعھدی ندارد ولی بتدریج به شرایط اوضاع و جبرھای زمانه متعھد می گردد و در
واقع به زنجیر کشیده می شود .
انسانی که خودش را مقید و زنجیر می کند به دام دیگران نمی افتد ولی انسانی که خود را آزاد میگذارد
به اسارت دیگران می افتد و لذا آزادیخواه می گردد : بولھوسی ھمان بی ارادگی است و ارادۀ به بی
اراده بودن و تعھدی به خود نداشتن : آزادیخواھی !
انسانی که با خودش ھیچ عھدی جز بولھوسی ندارد با دیگران ھم ھیچ عھدی نمی بندد ولی بطرزی
اسرار آمیز به زنجیر جامعه می افتد و به جبر از شرایط پیروی می کند و لذا از ھمه متنفر می گردد .
انسانی که با خودش عھدی پایدار و جاودانه ندارد ھیچ اتکاء به نفس و ارادۀ مستقل و ھویت خودی ھم
ندارد و لذا اراده اش به تسخیر دیگران در می آید و برده دیگران می شود و لذا شعار آزادی می دھد .
چنین انسانی در تحصیل علم و ھنر و حتّی معارف دینی و مذھب ھم سودائی جز توسعه و تقدیس بی
عھدی خود ندارد و تلاش در جھت به دام دیگران نیفتادن . ولی ھمه این امکانات بظاھر آزادیبخش بطرزی
عجیب او را گرفتار می کند و ھر ابزاری که قرار است او را آزادتر و بی تعھدتر کند زنجیری بر وجودش می
شود و او را از بیرون به بند می کشد و ھمه تخصصھای او زنجیرھای اسارت او می شوند . انسان
آزادیخواه ھنوز انسان نیست انسان باید در ھر شرایطی احساس آزادی کند . انسان متعھد به خویش در
امری جاودانه به خود کفائی و استقلال وجودی میرسد و لذا می تواند در جامعه و زمانه ھم دارای ھویتی
منحصر بفرد و آزاده باشد . ولی انسان غیر متعھد به خویش ھمواره نیازمند و دریوزه دیگران است و از
اسارت دیگران رھائی ندارد ھم به لحاظ مادی و ھم عاطفی .
عھد با خویشتن قلمرو پیدایش اراده است و اتکاء به خود .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 248





برچسب ها : انسانیت ، آزادیخواهی ، اراده ، هنر ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 دی 1395 توسط حسن


نقش هنرها در زندگی

انسان مدرن به لحاظی انسان اھل ھنر است و با ھنرھا زندگی می کند و با آن رابطه مستمری دارد که

مھمترین این ھنرھا موسیقی و سینماست که امروزه بصورت تلویزیون در خانه ھاست. و کم نیستند خانه

ھائی که در ان تلویزیون فقط به ھنگام خواب، خاموش است . ھنر مدرن بر جای فکر وذکر وعبادات

نشسته است. آیا اینھمه حضور و دخالت ھنرھا در زندگی انسان مدرن براستی حیات و عمل و اندیشه و

احساسات او را ھم ھنری و لطیف و خلاق نموده است؟ ولی عملاً شاھدیم که ھرچه که گرایش به

موسیقی و فیلم شدیدتر است خشونت و شقاوت و مصرف پرستی وعقیم شده گی فکری وعملی ھم

شدیدتر است حتی خود جماعت اھل ھنر و تولید کنندگان ھنری از سائر مردمان در زندگی واقعی خود

بی ھنرتر و دست و پا چلفتی تر و مصرفی ترند و در رفتار ھم خودخواه تر و جنون آمیز تر عمل می کنند

ھر چند که این خشونت و شقاوت عموماً ظاھری ملوس دارد ولی در سر بزنگاھھا بناگاه مبدل به اشد

جنون و جنایت می شود. به ھمین دلیل این جماعت زندگی فاجعه آمیزتری دارند و به عواقبی بس مبتذل

و فضاحت بار می انجامد.

این تناقض عظیم به چه معنائی است؟ آنتونی کوئین یکی از سلاطین جھان ھنر در اعترافاتش می گوید

که در زندگی پس پرده خود تا چه حدی مواجه با حیاتی عقیم و شقی و بیروح بوده است و در اواخر

عمرش جز حسرت و پوچی حاصلی نداشته است . انسان مدرن تلاش کرده که ھنر را بجای اخلاق و

مذھب بنشاند و اینست راز واژگونسالاری ھنرمندان مدرن.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص159



برچسب ها : هنر ، سینما ، موسیقی ، تلویزیون ، هنرمند ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 دی 1395 توسط حسن


فلسفۀ هنرهاي پست مدرن


مکاتبی ھمچون کوبیسم ، سمبولیزم ، سؤ رئالیسم ، دادائیزم و آبستره در ادبیات و نقاشی و موسیقی و

سینما جملگی علت و جوھره ایی جز مواد مخدر و توھم زا و روان گردان بخصوص ال . اس. دی نداشته

است . استفاده از این مواد در بررسی زندگی بنیان گذاران این مکاتب در نقاسی مثل ونگوگ ، گوگن ،

دالی ، پیکاسو و دی اشتل کاملاً مستند است . آنچه که ھنر پست مدرن نامیده می شود تماماً حاصل

واکنش این مواد بر روان ھنرمندان بوده است . در عرصۀ موسیقی آوانگارد کل جریان موسوم به

موسیقی راک و الکترونیک که گروه ھای مثل بیتلھا و پینک فلوید و کلاز شولتز از بانیانش ھستند استفاده

از ال. اس. دی اعتراف شده است که رھبر مشھورترین این گروه ھا یعنی پینک فلوید که کسی بنام سید

بارت بود در ھمان آغاز مبتلا به جنون کامل شد و چند سال بعد از دنیا رفت . به ھمین دلیل آثار ھنری این

جریانات ھم جز از طریق مصرف این مواد قابل ھضم و پذیرش نیست . لذا خود این ھنرھا از اساسی ترین

مروّجین استفاده از این مواد در جھان بوده اند . در قلمرو ادبیات نیز حضور این مواد کمابیش علناً اعتراف

می شود که ادبیات بودلر ، کاستاندا ، اوشو و مارکوز از مشھورترین آنھاست . در قلمرو سینما نیز رد پای

این مواد حتی در بزرگان صاحب مکتب سینما آشکار است و اعتراف می شود مثل ژان کوکتو ،

تارکوفسکی ، جان ھیستون ، اورسون ولز و فلینی . استفاده از این مواد در عرصۀ سینما و تئاتر بسیار

وسیعتر است و جھان بازیگری بدون آن از ھر خلاقیتی تھی می شود .

در اینجا سخن از جنبه ھای اخلاقی و بھداشتی استفاده از این مواد نیست بلکه درک جوھرۀ ھنر مدرن

است . در کشور خودمان نیز به تبعیت از غرب کمابیش شاھد چنین امری بوده ایم . آثار صادق ھدایت و

نیما یوشیج و مخصوصاً سھراب سپھری بیانگر چنین حالاتی می باشند .

مسئله این است که این مواد با روان ھنرمند چه میکند و آثاری که پدید می آید گویای چه حق و ابطالی

است و نھایتاً با سرنوشت جوامع مدرن چه میکند زیرا امروزه نقش ھنرھا در ساختار ھویت و فرھنگ و

سرنوشت جوامع به مراتب شدیدتر است از نقش مذھب و علم و ھر نوع تعلیم و تربیت است. نقش گروه

ھای موسیقیایی در تولید فرھنگ و ھدایت نسل جوان از ھر انقلابی قدرتمند تر است .

به لحاظی بایستی فرھنگ حاکم بر عصر مدرن را فرھنگ ال.اس. دی نامید و سایر مشتقاتش یمیاییان

که تحت ده ھا نام در بازارھای جھان به مصرف می رسد و نیز انواع دارویی آن که در دسترس ھمگان

است . آنچه که امروزه معنویت نامیده می شود اساساً محصول حضور ال.اس.دی در انواع ھنرھاست .

انچه که از آن بر میخیزد انواع خرافات مدرن است که تحت عنوان عرفان نو طبقه بندی میشود .

از ویژ گی این روان گردانھا ان است که مصرف کننده را به طرزی شیطانی به درون خودش میکشد و از

واقعیت بیرونی بیگانه می سازد لذا مصرف کنندگان این مواد اکثراً دجار انواع اسکیزوفرنی(دوشخصیتی

) ھستند و ھمه آنھا به یک خود شیفتگی مالیخولیایی مبتلا شده و خود را نابغه و ناجی بشریت می

پندارند . این فرھنگ جھانی که نوعی باطن گرایی تصنعی و شیمیایی را به ھمراه دارد خیرش ھمان

رویگردانی از دنیا پرستی و تکنولوژیزم است در حین اشدّ ابتلا به آن . این ھنرھا بزرگترین عامل پوچ

سازی و انھدام ھویت ھا و باورھا و سنتھایی است که عمر تاریخی اشان به سر آمده است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم 




برچسب ها : هنر ، هنر مدرن ، پست مدرن ، روان گردان ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
خشکشویی آنلاین خشکشویی آنلاین انجام پایان نامه سئو تعمیر تلویزیون
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]