کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 29 تير 1396 توسط حسن

حس هستی

برای آدمی تنھا چیزی که احساس حیات و حسِّ ھستی پدید می آورد محبوبیّت است . ھمه کسانی که

روی به خودکشی ھا و مخدرات می کنند این حس را از دست داده و دیگر در دل کسی محبوب نیستند .

آنچه که ھویّت فردی نامیده می شود برخاسته از محبوبیّت است . کسی که لایق محبوب یک نفر نیست

چیزی نیست و بودن را در خود در نمی یابد و احساس نابودی و ھیچی می کند . این وضعیت در زنان

بصورت ھرزه گیھا و در مردان بصورت بزھکاریھا خودنمائی می کند . بنابراین ھر آنچه که تحت عنوان بی

ھویتی و تبھکاری و مفاسد اخلاقی و ھرج و مرج در جامعه ای خودنمائی می کند حاصل فقدان محبت

است .

« من ھستم چون محبوب ھستم »:این تنھا تعریف از ھستی انسان و لایق انسان است که حقیقت

ھستی انسانی را بیان می کند . آنکه محبوب دلی نیست اصلاً نیست و برای جلب محبوبیت لااقل در نزد

یک نفر دست بھر کاری می زند حتّی روسپی گری و یا جنایت .

آنکه محبوب است ھست و آنکه ھست نیازی به اثبات خویشتن ندارد . زیرا ھمه تلاشھای مذبوحانه

بشری در جھت اثبات ھستی خویش است .

ھمه دروغھا ، فریب ھا ، جنونھا ، جنایت ھا ، اعتیاد ھا و مفاسد اخلاقی و اقتصادی و سیاسی معلول

فقدان محبت است .

ھمه ما نیازمند کسی ھستیم که ما را برای خودمان دوست بدارد در ھر وضعیتی .

کسی ھم ھست که از ارادۀ به محبوبیت بی نیاز باشد و خود مظھر دوست داشتن و عشق ورزیدن به

دیگران باشد ؟ حتی خداوند ھم مخلوقاتش را آفریده تا او را دوست بدارند و بپرستند و در غیر اینصورت

عذابشان می کند . آنکه ما را برای خودمان دوست بدارد و توقع محبت ھم نداشته باشد امام است .


از کتاب "دائره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 189



برچسب ها : حس خوب ، هستی ، محبوبیت ، خودکشی ، اعتیاد ، خوشبختی ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 21 تير 1396 توسط حسن

منفوري که محبوب می شود

ھمانطور که بارھا نشان داده ایم مقام ولایت ( امامت ) علاوه بر نص وصایت به شیوه امامان صدر اسلام،

از طریق معرفت نفس و عرفان عملی ھم میّسر است و بقول علامّه طباطبائی این کوتاھترین راه حصول

به مقام ولایت است . و ولایت در یک کلمه بمعنای حاکمیت عشق الھی است ھمانطور که علی (ع) می

فرماید « به کسی امر کن که تو را دوست داشته باشد » پس واضح است که رسالت اولیای خدا و

عرفای حقه چیزی جز دوست داشتن و محبّت و عشق به مردم نیست بخصوص آنانکه دچار اشدّ

استضعاف عاطفی بوده و در میان مردم منفورند . در واقع منفورترین مردمان در نزد اولیای خدا محبوب

می شوند ھمانطور که انبیای الھی ھم برای مردمان کافر به رسالت برگزیده شده اند .

پر واضح است که انسان بمیزان تکّبر و غرور و خودپرستی و احساس برتری و سلطه اش بر دیگران است

که منفور مردم می گردد و این ھمان شقاوت بمعنای جوھرۀ کفر است . در واقع پیامبران بواسطه القاء و

ابلاغ ترس و امید ( تنذیر و بشارت ) مردمان کافر را بیدار می کنند و اولیاء ھم بواسطه محبّت خود این

کافران را ھدایت می کنند . ھر چند که مقام رسالت و امامت در آخرالزمان امر واحدی است که عرفا ھمان

انبیاء و اولیای آخرالزمان می باشند و رسالت ونبوت آخرالزمانی ھم رسالت عرفانی است . آن افراد و

گروھھائی که در آخر الزمان که عصر جھانی شدن مذاھب و عقل است ھنوز ھم در جاھلیت و شقاوت

باقی مانده اند بدون شک از کافرترین و شقی ترین نسل ھای بشری می باشند و رسالت عرفا ھمانا

عشق ورزی نسبت به این جماعت است : عشق ورزی به اشدّ شقاوت ! و این رسالتی بمراتب برتر و

شاقه تر از رسالت انبیای سابق است . و اینست که رسول اکرم (ص) می فرماید : مؤمنان امت من در

آخرالزمان از پیامبران سابق در نزد خدا برترند .


از کتاب " دائره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 27



برچسب ها : محبوبیت ، امامت ، معرفت نفس ، عشق ، غرور ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 6 فروردين 1396 توسط حسن

کدام آبرو را می پسندید ؟

آبرو یعنی محبوبیت .
و از میان تمامی صفات انسانی شاید بتوان گفت که تنھا صفتی که ھمیشه از چشم مردم ارج نھاده شده
و حرمت آفرین بوده است ھمانا قدرت بوده است .
بشر ھمیشه از ضعف چه در خود و چه در نزد دیگران منزجر بوده است و تمامی تلاشھای بشر در طول
زندگی کسب قدرتھای متفاوت است : قدرتھای معنوی و قدرتھای مادی .
در دوران سنّت به سبب اینکه بشر در مقابلۀ با بلایا و مصائبی که از بیرون بر وی وارد میشد ، ضعیف بود،
به خداوند و قدرتھای معنوی برخاسته از نزدیکی با وی نیازمند بود و به تمامی کسانی که دارای چنین
قدرتھای معنوی بودند حرمت می گذاشت. حرمتی که برخاسته از ضعف خود و قدرت آنان بود. اما با رشد
علوم وتکنولوژ ی به میزانی که بشر خود را در مقابلۀ با بلایا و مشکلات بیرونی ، قدرتمند یافت دیگر از
خداوند و قدرتھای معنوی برخاستۀ از وی بی نیاز شد و ھمین بی نیازی ، وجود صفات معنوی را برایش
بی ارزش ساخت .
در دوران سنّت دو گروه افراد در نزد مردم دارای آبرو و حرمت بودند :
١- حاکمان و شاھان که دارای قدرتھای دنیوی بودند .
٢-مؤمنان که دارای قدرتھای معنوی بودند .
و عامه مردم با رو کردن به این دو گروه تلاش می کردند که مشکلات و مسائل خود را حل و فصل کنند .
اما در دوران مدرنیته بواسطۀ پیشرفت علوم و تکنولوژ ی، کسب قدرتھای دنیوی امری ھمه گیرشد و ھر
کس بواسطۀ تلاشھای دنیوی خود می توانست به این قدرتھا دست یابد و سپس با کسب این قدرتھای
دنیوی که در میزان پول متمرکز بود بر تمامی بلایا و مشکلات بیرونی خود فائق آید و ھر چه علوم و
تکنولوژ ی پیشرفته تر گشت تکبر بشر و بی نیازی وی از خداوند و معنویت نیز بیشتر گشت و تمامی آبرو
در میزان قدرت دنیوی متمرکز شد .
بطور مثال اگر ما ملاک آبرو را در کشورھای پیشرفته ایی چون آمریکا با کشورھای جھان سوم چون ایران
مقایسه کنیم بطور واضح می بینیم که در این کشورھای پیشرفته، ملاک آبرو تنھا پول است اما در
کشورھای جھان سوم ھنوز ملاک ھای معنوی برای کسب آبرو کاملاً از میان نرفته است و حداقل در
شھرستانھا ھنوز داشتن صفات دینی و انسانی تا حدی آبروآفرین است اما ھرچه به سمت شھرھای
بزرگتر و پیشرفته تر می رویم ملاکھای معنوی کم رنگ تر می شود . در واقع باید گفت در دوران سنّت ھر
فردی در کسب صفات انسانی و فضایل دینی می توانست دارای دو نیت باشد : کسب آبرو در نزد خدا و
کسب آبرو در نزد خلق خدا. اما در دوران مدرنیته با رشد علوم و تکنولوژی ،خداوند شرایطی فراھم کرد
که نیت ھر فردی در کسب فضائل دینی تنھا تقرب به خداوند باشد و بدینگونه راه اختلاط خدا و خلق را
برای بشر بست و تنھا نیت خالصانه را که تنھا او را مد نظر داشت پذیرفت. و بدینگونه امروزه ھر بشری
براحتی میتواند تکلیف دین داری و بی دینی خود را مشخص کند زیرا فردی که برای محبوبیّت و آبرو در نزد
مردم تلاش می کند برای رسیدن به این آبرو که ھمان کسب قدرتھای دنیوی است ناچار است که دروغ
بگوید ، دزدی کند ، خیانت کند و... و کسی که برای کسب آبرو در نزد خداوند تلاش می کند که حاصل این
آبرو وجود صفاتی چون صداقت و پاکی ،تواضع و.. است باید بداند از چشم مردم بی آبرو می شود زیرا
امروزه ما در دورانی زندگی می کنیم که صداقت و پاکی را حماقت و بلاھت و جنون می خوانند .
به ھر حال بشر برای زندگی در دنیا نیازمند احساس وجود است و احساس وجود نیز حاصل محبوبیت
است یعنی حاصل آبرو که این آبرو یا در نزد خداست و یا خلق خدا . در دوران سنّت، آبرو داری در نزد خدا
و خلق مخلوط بود اما در دوران مدرنیته شرایطی فراھم آمد که بین این دو آبرو تفکیک انجام شد و این دو
آبرو در تضاد با ھم قرار گرفتند .
کسی که می خواھد در نزد مردم آبروداری کند آبرویش در نزد خدا می رود و کسی که می خواھد در نزد
خدا آبرو داری کند در نزد مردم آبرویش می رود .
اما شما کدام آبرو را می پسندید؟

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 197



برچسب ها : آبرو ، محبوبیت ، قدرت ، پول ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]