کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 29 بهمن 1396 توسط حسن

عجائب خودشناسی


ھر که خود را فھم کند ھمه را فھم می کند زیرا ھمه انسانھا از نفس واحده اند .
ھر که خود را فھم کند خدا را ھم فھم می کند زیرا خداوند ذات خود است .
ھر که خود را فھم کند از سائر علوم بی نیاز می شود زیرا ھمه علوم از خودشناسی اند.
ھر که خود را فھم کند ھمه را دوست می دارد زیرا ھمه را ھمچون خود می بیند.
ھر که خود را فھم کند دروغ نمی گوید زیرا دروغ محصول نیاز است و او بی نیاز .
ھر که خود را فھم کند فریب نمی خورد زیرا به صدق رسیده است.

ھر که خود را فھم کند در خود قرار می گیرد و از دریوزه گی و دربدری می رھد.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی ج چهارم ص224



برچسب ها : خودشناسی ، شناخت دیگران ، بی نیازی ، فریب ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 26 آذر 1396 توسط حسن

انسان و شیطان

در قرآن می خوانیم که شیطان کالائی جز غرور برای آدمی ندارد و انکار و اعمال زشت و نادرست را برای

آدمی برحق و زیبا می سازد و بدینگونه انسان در قبال کردارھای نادرست خود مغرور و خودستا می

شود. و اما آیا این کارخانه زیباسازی اعمال زشت در کجای انسان قرار دارد؟ بدون شک این کارخانه جائی

جز ذھن و قوه اندیشه گری و توجیه و تحلیل نیست. این ھمان کارگاه غرّه شدن انسان است . در این

کارگاه یک میل و عمل فاسقانه لباس عشق بر تن می کند یک عمل تجاوزگرانه لباس خدمت وایثار به تن

می کند ھرزه گی و بولھوسی تحت عنوان آزادی و اختیار و استقلال اراده توجیه میشود، ترس و عافیت

طلبی با واژه صبر و توکل تقدیس می گردد و الی آخر. پس شیطان در مغز و اندیشه ماست. ولی آیا

چگونه می توان حد و مرز و ماھیت تفکر و تعقل را از توجیه گری و تبدیل صوری مفاھیم و خودفریبی و

شیطنت تشخیص داد ؟ در قلمرو فلسفه و خودشناسی منطقی ھر چند که صدھا ملاک بین این دو امر

معلوم شده است ولی نھایتاً ھمواره جائی برای فریب فکر وجود دارد و ھیچکس از وسوسه شیطان مبرا

نیست و گرنه اطاعت از رسولان و امامان ھدایت امری بیھوده می بود و اصلاً کل دین محلی از اعراب نمی

داشت و فلسفه ودانش بشری می تواند انسان را کفایت کند و بر جای مذھب قرار گیرد.

احکام اخلاقی و عملی دین واضح ترین محک برای چنین تشخیص می باشد ولی این احکام نیز در ھر

مذھبی و فرقه و فلسفه دینی متفاوت ھستند و علاوه بر این در ھر نظام شرعی و اخلاقی نیز دریائی از

احکام در درجات متفاوت وجود دارند که ضد و نقیض می نمایند و ھمین احکام قلمرو خودفریبی ھای

خواسته و ناخواسته بشرند و لذا کفایت نمی کنند واینست که آخرین پیامبر خدا ،یک انسان متشرع بدون

امام ھدایت را ھم کافر می خواند . میزان امام است و نه احکام.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 211



برچسب ها : شیطان ، فریب ، توجیه گناهان ، عشق ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 15 آبان 1396 توسط حسن

حق ظلم

ظلم و خیانت دیگران بما ھرگز ظلم و خیانت متقابل ما به آنھا را توجیه نمی کند علتش ھم آنست که

ما دچار عذاب وجدان و چه بسا عذابھای بدتری می شویم. این بدان معناست که انسانھا فقط در

قبال وجدان خود یعنی خداوند مسئولند و نه در مقابل ھمدیگر. انسانھا نمی توانند ظلم ھمدیگر را

ببخشند فقط می توانند بدیھای ھمدیگر را ببخشند.

اگر ھمه مردم جھان جمع شوند نمی توانند ظلم حتی یک نفر را ببخشند . ھمانطور که اگر انسانی

خدمتی خالصانه انجام دھد ھمه مردم جھان ھم نمی توانند آنرا نابود کنند. این بدان معناست که

انسان فقط با خداوند طرف معامله است یعنی با وجدان و ذات خودش. در معنای نھائی ھیچکس

قادر نیست که ظلم خود را ببخشد فقط می توان با توبه و اظھار ندامت از آن ظلم و با خدماتی که

می کند آنرا جبران نماید.

حتی امر قصاص ھم در نظر خداوند امری خوشایند نیست ھر چند که حقش را داده است ولی آنچه

که او را شاد می کند عفو است.

و اما ظلم کردن فقط مال مردم را به ناحق خوردن و یا کسی را به ناحق کشتن و به عھدی خیانت

کردن نیست بلکه ظلمی بدتر از ھمه اینھا به ظلمت انداختن دیگران بمعنای فریب دادن دیگران و

گمراه نمودن آنھاست . معنای ظلم در امور اقتصادی ھم حاصل به ظلمت انداختن دیگران است.

ھر که دیگران ر ا گمراه کند نھایتاً خودش را گمراه نموده است و این بازتاب ظلم در نفس بشر است و

انتقام وجدان. در نقطه مقابل ظلم، محبت قرار دارد دلی که دیگران را دوست ندارد ظالم است . ظلم

حق دوست نداشتن است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 105




برچسب ها : ظلم ، خیانت ، بخشش ، فریب ، گمراهی ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 29 فروردين 1396 توسط حسن

آیا ظالم سالم است؟


این ضرب المثل در فرھنگ ما یکی از نمادھای کفر و نفاق آشکار و جنگی علنی بر علیه دین و معارف
انسانی است که ستم و گناه را تقدیس می کند .
ما با تجربه درمانگری خود که به اعماق پنھان و پس پرده ھزاران زندگی وارد شده ایم به باطل و دروغ
بودن این شعار رسیده ایم که « ظالم ،سالم است ».
آنچه که مردم را به چنین باور کذائی و کافرانه و ظالمانه می رساند نگاه قشری و ریائی آنان به زندگی
دیگران است . گوئی ھر که بیشتر می خورد و می خندد و می رقصد خوشبخت تر است .درحالیکه اتفاقاً
آنانکه متشنج تر و معذبترند بیشتر تظاھر به خوشی و شادی می کنند تا مردم را بفریبند و به دام خود
اندازند و به مفاسد خود مبتلا سازند . ھیچ آدم ثروتمندی که باری بھر طریق ثروت اندوخته و قدرتھای
نمایشی دنیوی تدارک دیده است در واقعیت پنھان زندگیش لحظه ای آرام و قرار وشادی و نشاط و امید و
عزّت و لذّتی ندارد. ھیچ تبھکاری از زندگیش لذّتی نمی برد و بھره ای از عزّت و افتخار ندارد و غرق در ذلّت
و جان کندن است و تأتر خوشبختی و عزّت و افتخار فقط در مقابل نگاه کسانی است که میخواھد آنان را
ھم به عذاب خود بکشاند و شریک جرم خود سازد . ھیچ آدم زورگو و ریاکار و متکّبر و حرام خوار لحظه ای
خوشی ندارد و ھر چه که دارد ھیزم جھنم او در ھمین دنیاست . در اتوموبیل ھای گرانقیمت و کاخھای
مرمرین و لباسھای فاخر و جواھرات ھیچ کس لذّت و نشاطی ندارد . اگر چنین باشد کل دین و معرفت

دروغ است که نیست .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص252




برچسب ها : زندگی ثروتمندان ، شادی و نشاط ، آرامش ، فریب ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]