کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 توسط حسن

حق ایرانی بودن

15- ایرانی قومی شدیداً عاطفی و مهربان و دارای طبعی ایثارگرانه و عاشق منش است و لذا در این امور همواره دچار افراط گردیده و از عقلانیت و حکمت بیگانه شده و ساقط می گردد و آنگاه عشقی آتشین مبدل به نفرتی مهلک می شود و در مرحله بعد مبتلا به حسابگری و دنیا پرستی و خودخواهی مادی می گردد که باز دچار انحطاط می شود و باز در انتظار عشقی می نشیند و همان تراژدی تکرار می گردد. بزرگترین نقطه ضعف ایرانی غفلت و بیزاریش از حکمت و معرفت است و نمی تواند عشق را با خود قرین و همسو سازد. ایرانی هر چه که می کشد از عشق کورش می کشد. لذا یا در حال ایثار است یا در حال انتقام، یا جان می دهد یا جان می ستاند. ایرانی از تعادل و عدالت بیزار است و آنرا در شأن خود نمی داند زیرا از عقلانیت و حکمت بیزار است. احساس و رفتارش با رهبران و مصلحین و امامان هم بر همین منوال است. یا امام پرست است یا امام کش! در حریم خانواده هم چنین است یعنی یا بچه ها پرستیده می شوند و یا مطرود و عاق می گردند. رابطه زناشوئی هم اینگونه است. یا عشق است یا نفرت و طلاق و انتقام. اجنبی پرستی ایرانیان هم حاصل همین طبع است و لذا در کل تاریخ ایران شاهد حکومت بیگانگان بر خاک ایران هستیم و یا مزدور بیگانگان. یعنی ایرانیان تاب تحمل حکومت خودی را بر خود ندارند زیرا خیلی عاشقند و حکومت مستلزم عدالت و قهاریت و حکمت!

30- دموکراسی حتی از نوع حقیقی اش نیز برای ما ایرانیان که قوم عاشقیم عاقبت خوشی ندارد. ما بی امام مردگانیم، امام عقل عشق ماست. ایرانی امام معرفت و حکمت می خواهد نه امام عشق که به اندازه کافی دارد. هفتاد میلیون عاشق که حاضر است خون بریزد ولی اصلاً حوصله فکر کردن ندارد زیرا بر همه اسرار واقف است و لذا جز پول هیچ کمبودی ندارد زیرا عاشق برای اثبات عشقش بایستی بانکدار باشد و لذا هفتاد میلیون ایرانی دم در بانکها به صف است. و این ربای بی سابقه (تورم) حاصل عشق بازی ایرانی است. در هیچ جای جهان، عشق این قدر گران و کمر شکن و خانمانسوز نیست! رقم نجومی مهریه ها دال بر عظمت و ارزش عشق در کشور ماست! 


از کتاب حقِ بودن - حق ایرانی بودن

63-  کتاب صوتی (2) حق بودن - ۱۳۸۷ (The right of being)

63-  کتاب حق بودن - ۱۳۸۷ (The right of being)

دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@


 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95




برچسب ها : فرهنگ ایرانی ،
نوشته شده در تاريخ جمعه 2 شهريور 1397 توسط حسن

فرهنگ ایرانی


۱- جامعه و فرهنگ ایرانی ذاتاً شاعرانه است یعنی اهل شعار! و به مصداق سوره شعرا در قرآن کریم: شعرا کسانی هستند که می گویند آنچه را که نمی کنند و مردمی پریشان خاطر و گمشده اند و هرکه آنها را پیروی کند نیز گمراه می شود. این داستان قوم ایرانی است. قومی که از عالم و عامی اش از گدا و شاهش شاعرند و شعر تافته و بافته فرهنگ و گویش و رفتار روزمره مردم آن است.


۳- هیچ قومی به اندازه ایران شاعر ندارد. همه گویندگان و متفکران آن شاعر هم هستند حتی روحانیون و ریاضی دانان و فلاسفه و سیاستمداران.


۵- در هیچ جای جهان فلاسفه و علمایش بواسطه شعر استدلال نمی کنند الا در ایران. و بلکه بسیاری از آثار بزرگ فلسفی به زبان شعر است مثل مثنوی و منطق الطیر و شاهنامه.


۶- شعر یعنی شعار دادن. و شعار یعنی آرمان اندیشی و مطلق گرائی. و اطلاق از عشق است.


۷- با نظری بر مکاتب و مذاهب و فرقه ها و آثار مکتوب ایرانی در می یابیم که مطلق گراترین و افراط و تفریطی ترین اندیشه ها در فرهنگ ایرانی یافت می شود....


۸- از طرفی دیگر هر چه که شعارها مطلق گراتر و آرمانی تر و بزرگتر باشند آدمی در قبال آن دچار تضاد و نفاق و ریای شدیدتری هم می شود. همانطور که دعوی عشق در بشر کانون ظهور اشد ریاکاری می باشد. و اینست که قوم ایرانی عاشقترین و ریاکارترین اقوام بشری است. ...


۹- و اینست که ما ایرانیان یا مشغول عشق و ایثار و پرستش چیزی هستیم و یا مشغول طرد و لعن و نفرین آن. یا خود را برای کسی می کشیم و یا آن کس را برای خود.


 ۲۲- ایرانی اگر نتواند خود را فدای معشوق کند و معشوق این ایثار را نپذیرد معشوق و خودش را می کشد.


۲۳- ایرانی یا تمام خواه است و یا هیچ.


۲۴- ایرانی یا می خواهد خدا باشد و اگر نشد شیطان می شود.


از کتاب متافیزیک زندگی تألیف استاد علی اکبر خانجانی 


t.me/eshghvaerfan2



برچسب ها : فرهنگ ایرانی ، عاشق کشی ، شعر و شاعری ، افراطی گری ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 16 آبان 1396 توسط حسن

فلسفه ترحم

ترحم بمعنای رحم نمائی است به آدمھای بیرحم. و لذا ماھیتی ریائی دارد. ترحم به حماقت موجب

استمرار و رشد آن است. ترحم به شقاوت موجب تبلیغ و رونق آن است. ترحم به ضعف و انحطاط

موجب ترویج بدبختی و تشویق ناتوانی است. حتی ترحم به بیماری موجب تعمیق و استمرار مرض

در فرد بیمار می شود. متاسفانه فرھنگ ترحم به زشتی و حقارت و پلیدی و جھل در جامعه ما از

ریشه ای عمیق برخوردار است و بخشی از علل انحطاط و رشد تاریخی شرارت و حقارت و شقاوت

است که از زمینه ھای تاریخی نفاق فرھنگی و اخلاق می باشد. بزرگترین رحم به آدم بیرحم ھمانا

بیرحمی کردن به اوست.

ترحم جز به کودکان و پیران علیل و برخی آدمھای رنجور و از پا افتاده، موجب رشد و تشویق انحطاط

است. آنکه مستحق ترحم باشد ھرگز طلب ترحم نمی کند.

معمولاً آدمھای فریبکار و رذل و شقی دارای ھویتی رقت انگیزند و این ھمان ابزار شیطانی آنان در

جھت تداوم پلیدیھایشان می باشد که بصورت موش مرده گی و نه نه غریبم و زار زدن خود نمائی می

کند. اینان ھرگاه که کمر راست کنند جز به پلیدی خود ادامه نمی دھند. بھترین راه یاری رسانیدن به

این آدمھا،طرد و اظھار نفرت از آنھاست. کسی که رحم و محبت نمیکند در واقع آنرا خوار می شمرد

و لذا محبت به چنین کسی برای او عین خوار کردن است و لذا کینه می ورزد. پلیدی و فسق و

شقاوت و بیرحمی در لباس موش مردگی و مظلوم نمائی بھترین روش شیطان در ترویج و استمرار

شرارت پنھان در زیر پوست جامعه است. ترحم به تجاھل و تمارض و مظلوم نمائی بزرگترین نقطه

ضعف فرھنگ ما ایرانیان است که جز بواسطه معرفت بر ھویت این فرھنگ امکان فائق آمدن بر آن

نیست. ترحم به آدم بیرحم،بیرحمی به رحمت است. محبت به آدم بی محبت، بی محبتی به محبت

است. بیرحمی به آدم بیرحم موجب بیداریش می شود.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 113




برچسب ها : ترحم ، بیرحمی ، مظلوم نمائی ، فرهنگ ایرانی ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]