کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ شنبه 28 مرداد 1396 توسط حسن

چند این – همانی(1)

*کفر زن ھمان نازش در قبال شوھر است .

*غرور ھمان خود- فریبی است .

*دین ھمان واقعیت است .

*عشق ھمان خود پرستی در غیر خویش است .

*شرک ھمان چند منظوره بودن یک عمل است .

*ھمسر ھمان جمال نفس تو است .

*خواب ھمان مرگ خفیف است .

*آرزو ھمان دام شیطان است .

*خوشبختی ھمان رضایت است .

*صدق ھمان دین داری است .

*عرفان ھمان خود شناسی است .

*صنعت ھمان ماشین دوزخ است .

*طبیعت ھمان درب جنّت است .

*آخرت ھمان باطن است .

*ابلیس ھمان منیّت است .

*نفاق ھمان فاصله بین ذھن و دل است .

*نماز ھمان گفتگو با خویشتن خویش است .

*اندیشه ھمان جدال بین بود و نبود است .

*مستی و نشئگی ھمان عبادت کافران است .

*تن ھمان صورت روح است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 33



برچسب ها : ناز زن ، غرور ، دین ، عشق ، همسر ، خوشبختی ، نشئگی ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 8 مرداد 1396 توسط حسن

انسان و شیطان

در قرآن می خوانیم که شیطان کالائی جز غرور برای آدمی ندارد و انکار و اعمال زشت و نادرست رابرای

آدمی برحق و زیبا می سازد و بدینگونه انسان در قبال کردارھای نادرست خود مغرور و خودستا می

شود. و اما آیا این کارخانه زیباسازی اعمال زشت در کجای انسان قرار دارد؟ بدون شک این کارخانه جائی

جز ذھن و قوه اندیشه گری و توجیه و تحلیل نیست. این ھمان کارگاه غرّه شدن انسان است . در این

کارگاه یک میل و عمل فاسقانه لباس عشق بر تن می کند یک عمل تجاوزگرانه لباس خدمت وایثار به تن

می کند ھرزه گی و بولھوسی تحت عنوان آزادی و اختیار و استقلال اراده توجیه میشود، ترس و عافیت

طلبی با واژه صبر و توکل تقدیس می گردد و الی آخر. پس شیطان در مغز و اندیشه ماست. ولی آیا

چگونه می توان حد و مرز و ماھیت تفکر و تعقل را از توجیه گری و تبدیل صوری مفاھیم و خودفریبی و

شیطنت تشخیص داد ؟ در قلمرو فلسفه و خودشناسی منطقی ھر چند که صدھا ملاک بین این دو امر

معلوم شده است ولی نھایتاً ھمواره جائی برای فریب فکر وجود دارد و ھیچکس از وسوسه شیطان مبرا

نیست و گرنه اطاعت از رسولان و امامان ھدایت امری بیھوده می بود و اصلاً کل دین محلی از اعراب نمی

داشت و فلسفه و دانش بشری می تواند انسان را کفایت کند و بر جای مذھب قرار گیرد.

احکام اخلاقی و عملی دین واضح ترین محک برای چنین تشخیص می باشد ولی این احکام نیز در ھر

مذھبی و فرقه و فلسفه دینی متفاوت ھستند و علاوه بر این در ھر نظام شرعی و اخلاقی نیز دریائی از

احکام در درجات متفاوت وجود دارند که ضد و نقیض می نمایند و ھمین احکام قلمرو خودفریبی ھای

خواسته و ناخواسته بشرند و لذا کفایت نمی کنند و اینست که آخرین پیامبر خدا ،یک انسان متشرع بدون

امام ھدایت را ھم کافر می خواند . میزان امام است و نه احکام.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 211




برچسب ها : شیطان ، غرور ، آزادی ، احکام شرعی ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 21 تير 1396 توسط حسن

منفوري که محبوب می شود

ھمانطور که بارھا نشان داده ایم مقام ولایت ( امامت ) علاوه بر نص وصایت به شیوه امامان صدر اسلام،

از طریق معرفت نفس و عرفان عملی ھم میّسر است و بقول علامّه طباطبائی این کوتاھترین راه حصول

به مقام ولایت است . و ولایت در یک کلمه بمعنای حاکمیت عشق الھی است ھمانطور که علی (ع) می

فرماید « به کسی امر کن که تو را دوست داشته باشد » پس واضح است که رسالت اولیای خدا و

عرفای حقه چیزی جز دوست داشتن و محبّت و عشق به مردم نیست بخصوص آنانکه دچار اشدّ

استضعاف عاطفی بوده و در میان مردم منفورند . در واقع منفورترین مردمان در نزد اولیای خدا محبوب

می شوند ھمانطور که انبیای الھی ھم برای مردمان کافر به رسالت برگزیده شده اند .

پر واضح است که انسان بمیزان تکّبر و غرور و خودپرستی و احساس برتری و سلطه اش بر دیگران است

که منفور مردم می گردد و این ھمان شقاوت بمعنای جوھرۀ کفر است . در واقع پیامبران بواسطه القاء و

ابلاغ ترس و امید ( تنذیر و بشارت ) مردمان کافر را بیدار می کنند و اولیاء ھم بواسطه محبّت خود این

کافران را ھدایت می کنند . ھر چند که مقام رسالت و امامت در آخرالزمان امر واحدی است که عرفا ھمان

انبیاء و اولیای آخرالزمان می باشند و رسالت ونبوت آخرالزمانی ھم رسالت عرفانی است . آن افراد و

گروھھائی که در آخر الزمان که عصر جھانی شدن مذاھب و عقل است ھنوز ھم در جاھلیت و شقاوت

باقی مانده اند بدون شک از کافرترین و شقی ترین نسل ھای بشری می باشند و رسالت عرفا ھمانا

عشق ورزی نسبت به این جماعت است : عشق ورزی به اشدّ شقاوت ! و این رسالتی بمراتب برتر و

شاقه تر از رسالت انبیای سابق است . و اینست که رسول اکرم (ص) می فرماید : مؤمنان امت من در

آخرالزمان از پیامبران سابق در نزد خدا برترند .


از کتاب " دائره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 27



برچسب ها : محبوبیت ، امامت ، معرفت نفس ، عشق ، غرور ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 3 ارديبهشت 1396 توسط حسن

کسیکه میخواهد همه دوستش بدارند


خود فروشی علت العلل گمراھی و خسران بشر است که در قرآن کریم نیز مذکور است الا اینکه آدمی

خود را به خدا معامله کند که این بھترین تجارت است . و امّا چرا آدمی خود را بھر کسی می فروشد ؟
برای اینکه ھمه دوستش بدارند و او را نیکو دارند و بپرستند . پس خود پرستی اساس خود فروشی بشر
است . کسی که میخواھد ھمه او را خوب بدانند و ھیچکس از او ناراحت نباشد و ھمه به او لبخند بزنند و
بستایند راھی جز خود فروشی در ھر رابطه ای ندارد و این ھمان راه گمراھی است .
در واقع آنچه که مردم داری و آبروپرستی نامیده می شود بیان دیگری از تقدیس خودپرستی و خود
فروشی است . در واقع خود فروشی نتیجه منطقی و عذاب حاصل از خود پرستی و غایت کبر و غرور است
.
علی (ع) می فرماید: «ای فرزند آدم آنچه که از نفس خود به دیگران می فروشی ھرگز جبرانی برایش
نخواھی یافت.» در قرآن نیز می خوانیم که «خود را مفروشید که کافر می شوید »
و عاقبت این خود فروشی که حاصل خود پرستی است ھمانا نفرت عمومی می باشد. کسی که می
خواھد ھمه او را دوست بدارند به نفرت ھمگانی مبتلا می شود و خود نیز به عداوت با ھمه می رسد .
خود فروشی ھمان روح فروشی است و لذا به ھلاکت می انجامد .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 259



برچسب ها : محبوب بودن ، علت گمراهی ، خودفروشی ، خودخواهی ، غرور ،
نوشته شده در تاريخ جمعه 8 بهمن 1395 توسط حسن

انسان و شیطان


در قرآن می خوانیم که شیطان کالائی جز غرور برای آدمی ندارد وانکار و اعمال زشت و نادرست رابرای

آدمی برحق و زیبا می سازد و بدینگونه انسان در قبال کردارھای نادرست خود مغرور و خودستا می

شود. و اما آیا این کارخانه زیباسازی اعمال زشت در کجای انسان قرار دارد؟ بدون شک این کارخانه جائی

جز ذھن و قوه اندیشه گری و توجیه و تحلیل نیست. این ھمان کارگاه غرّه شدن انسان است . در این

کارگاه یک میل و عمل فاسقانه لباس عشق بر تن می کند یک عمل تجاوزگرانه لباس خدمت وایثار به تن

می کند ھرزه گی و بولھوسی تحت عنوان آزادی و اختیار و استقلال اراده توجیه میشود، ترس و عافیت

طلبی با واژه صبر وتوکل تقدیس می گردد و الی آخر. پس شیطان در مغز و اندیشه ماست. ولی آیا

چگونه می توان حد و مرز و ماھیت تفکر و تعقل را از توجیه گری و تبدیل صوری مفاھیم و خودفریبی و

شیطنت تشخیص داد ؟ در قلمرو فلسفه و خودشناسی منطقی ھر چند که صدھا ملاک بین این دو امر

معلوم شده است ولی نھایتاً ھمواره جائی برای فریب فکر وجود دارد و ھیچکس از وسوسه شیطان مبرا

نیست و گرنه اطاعت از رسولان و امامان ھدایت امری بیھوده می بود و اصلاً کل دین محلی از اعراب نمی

داشت و فلسفه ودانش بشری می تواند انسان را کفایت کند و بر جای مذھب قرار گیرد.

احکام اخلاقی و عملی دین واضح ترین محک برای چنین تشخیص می باشد ولی این احکام نیز در ھر

مذھبی و فرقه و فلسفه دینی متفاوت ھستند و علاوه بر این در ھر نظام شرعی و اخلاقی نیز دریائی از

احکام در درجات متفاوت وجود دارند که ضد و نقیض می نمایند و ھمین احکام قلمرو خودفریبی ھای

خواسته و ناخواسته بشرند و لذا کفایت نمی کنند واینست که آخرین پیامبر خدا ،یک انسان متشرع بدون

امام ھدایت را ھم کافر می خواند . میزان امام است و نه احکام.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 230



برچسب ها : شیطان ، غرور ، امام ، اخلاق ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]