کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 15 آبان 1396 توسط حسن

حق ظلم

ظلم و خیانت دیگران بما ھرگز ظلم و خیانت متقابل ما به آنھا را توجیه نمی کند علتش ھم آنست که

ما دچار عذاب وجدان و چه بسا عذابھای بدتری می شویم. این بدان معناست که انسانھا فقط در

قبال وجدان خود یعنی خداوند مسئولند و نه در مقابل ھمدیگر. انسانھا نمی توانند ظلم ھمدیگر را

ببخشند فقط می توانند بدیھای ھمدیگر را ببخشند.

اگر ھمه مردم جھان جمع شوند نمی توانند ظلم حتی یک نفر را ببخشند . ھمانطور که اگر انسانی

خدمتی خالصانه انجام دھد ھمه مردم جھان ھم نمی توانند آنرا نابود کنند. این بدان معناست که

انسان فقط با خداوند طرف معامله است یعنی با وجدان و ذات خودش. در معنای نھائی ھیچکس

قادر نیست که ظلم خود را ببخشد فقط می توان با توبه و اظھار ندامت از آن ظلم و با خدماتی که

می کند آنرا جبران نماید.

حتی امر قصاص ھم در نظر خداوند امری خوشایند نیست ھر چند که حقش را داده است ولی آنچه

که او را شاد می کند عفو است.

و اما ظلم کردن فقط مال مردم را به ناحق خوردن و یا کسی را به ناحق کشتن و به عھدی خیانت

کردن نیست بلکه ظلمی بدتر از ھمه اینھا به ظلمت انداختن دیگران بمعنای فریب دادن دیگران و

گمراه نمودن آنھاست . معنای ظلم در امور اقتصادی ھم حاصل به ظلمت انداختن دیگران است.

ھر که دیگران ر ا گمراه کند نھایتاً خودش را گمراه نموده است و این بازتاب ظلم در نفس بشر است و

انتقام وجدان. در نقطه مقابل ظلم، محبت قرار دارد دلی که دیگران را دوست ندارد ظالم است . ظلم

حق دوست نداشتن است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 105




برچسب ها : ظلم ، خیانت ، بخشش ، فریب ، گمراهی ،
نوشته شده در تاريخ شنبه 3 تير 1396 توسط حسن

احمقانه ترین انتقام

اصولاً آدمی اگر بتواند عزت و لذت و قدرت حاصل از عفو را درک کند ھرگز حاضر نیست که از شقی

ترین دشمنانش که اشد ستمھا را به او کرده اند انتقام بستاند. ھر چند که بسیار اندکند انسانھائی

که اصلاً قادر باشند مرز عدالت و ستم را درک کنند و حریم و حدود را تشخیص داده و لذا ظلم را

بشناسند و لذا ظلم ستیزی را بدانند. آنچه را که عامه مردم ستم می پندارند چه بسا عدل و حتی

نعمت است و آنچه را که خدمت می پندارند چه بسا خیانت و ظلم لطیف است. ھر چند که د رمفھوم

نھائی در چشم یک عارف پدیده ای بنام ظلم وجود ندارد و ظلم چیزی جز ظلمت حاصل از جھل نیست

و لذا فقط بواسطه معرفت نفس می توان از خود ظلم زدائی نمود. و اما احمق ترین مردم کسی

است که محبت را ظلم می پندارد و ھموست که ظلم را محبت می داند. چنین انسانی نھایتاً از

کسانی که به وی محبت و خدمت بی مزد و منت کرده اند دچار اشد انتقامجوئی تا سرحد جنون می

شود و این ھمان انتقامجوئی محبوب و معشوق از عاشق است . و انتقامجوئی او اینست که ھمه

ارزشھا و حرمت ھا و قداستی را که از عاشق یافته د رخود زیر پای نھد و عمداً به لجن می کشد و

بدینگونه درحالیکه می پندارد که از عاشق انتقام می ستاند مشغول نابودی خویشتن است . و این

عذاب الھی در قبال قدرنشناسی و عدم انجام وظیفه در قبال محبت است که او را به مقام حماقت

تنزل می دھد که عذابی غیر قابل درمان وشفاعت است. و این عذاب و حماقت و انتقامجوئی مختص

زنان است که آنان را به فساد و فحشاء می کشد.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 108



برچسب ها : بخشش ، انتقام ، عدالت ، ظلم ، مبارزه با ظلم ، فساد ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 8 اسفند 1395 توسط حسن

ظلم چیست؟


ظلم یعنی به ظلمت افکندن و ایجاد تاریکی و گمراھی نمودن و موجب فریب شدن . پس ظلم به ھر
صورتی ممکن است رخ دھد و ھیچ فرم خاصی ندارد . ظلم سیاسی یا اقتصادی فقط یکی از صور ظلم
است و عیان ترین آنھاست . ظلم شناسی معرفتی عظیم و دقتّی بس عمیق می طلبد . چه بسا خدمات و
الطافی که در حقیقت ظلم ھستند . شیطانی ترین ظلم ھا را بایستی در لباس خدمت و عواطف جستجو
نمود .
بنیاد ھر ظلمی دروغ و ریا کاری می باشد زیرا موجب به ظلمت انداختن وفریب است . رگ و ریشه ھای
ظلم در ھر جامعه ای در خانواده ھا پدید می آید و جامعه ای را ظالم و ظلم پذیر می کند . کارخانه پنھان
ظلم در رابطه آدم و حوائی قرار دارد . ظلم ھای حکومتی بسیار آشکارند و ھر که نخواھد می تواند آنرا
نپذیرد ولی رھائی از ظلم پنھان و نامرئی و عاطفی حاکم بر خانواده ھا کاری عظیم است و محتاج معرفت
وایمان و جھاد کبیری می باشد . کسی که ریشه این ظلم را در خانه خود براندازد از خاندان خود برانداخته
است و چنین کسی قادر است که ظلم حکّام را گردن ننھد و بلکه با ان مبارزه کند . ریشه ستم در
خانوادھاست . و اینست که ما در این نشریه بخش مھمی از مقالات را به بررسی ستم ھای نھان در
اندرون خانه ھا اختصاص داده ایم . ظلم را بایستی در نطفه شناخت و بر انداخت . اگر در یک خانه ظلم بر
افتد در یک جامعه ریشه ظلم برکنده شده است . یک خانوادۀ عادل می تواند منبع عدالت جھانی باشد
مثل خانه علی و فاطمه .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص104



برچسب ها : ظلم ، مشکلات عاطفی ، مبارزه با ظلم ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 30 دی 1395 توسط حسن


ظلم چیست؟


برخی گمان می کنند ظلم کردن فقط مال مردم خوردن یا زور گفتن است . ظلم به معنای به ظلمت

(تاریکی) انداختن و موجب گمراھی و فریب و تحمیق شدن است . پس دروغگوئی و ریاکاری ، اساس ھر

ظلمی است و سائر ظلم ھا جملگی معلول و فروع این ظلم عظیم ھستند . و بیھوده نیست که دروغ را ام

الفساد نامیده اند .

فی المثل دزدی کردن بدان دلیل ظلم است که زمینه گمراھی را پدید می آورد که یکی بدگمانی وتھمت

به دیگران است ودیگری به مضیقه افتادن مالی است که خود امکان گمراھی دارد و بدگمانی وھراس نیز

دلیل دیگر ظالمیت این عمل را به نوعی و دیگران را به روش دگر بر ظلمت می اندازد.

بنابر این ھر گناھی یک ظلم است و گناه بودن ھرعملی بدلیل ظلمانی بودن وگمراه سازی آن است .

ھرعمل بدی بدان دلیل بد است که باعث به تاریکی وجھالت افتادن انسان می شود و فریب می آفریند.

بنابراین زورگوئی و دروغگوئی به یک اندازه ظلم ھستند.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص186



برچسب ها : ظلم ، ستم ، دزدی ، سوء ظن ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سئو سایت ساخت وبلاگ افزودنی های بتن
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]