کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 8 آذر 1397 توسط حسن

اینست یگانگی:

0+1+231- وآنگاه که نیازی، جابرانه و یا مکارانه ( با ناز و چاپلوسی ) قصد برآورده شدن دارد اگر هم بظاهر برآورده شود باطناً نه تنها برآورده نمی شود بلکه وجود را حریص تر و قحطی زده تر می سازد. کسی که نیاز خود را انکار می کند ( کبر )، وجود را انکار می کند و لذا به قحطی می افتد ... اینست یگانگی!


0+1+236- خستگی ها حاصل تل انبار شدن و رکود انرژی در تن است که باید به مصرف وجودیابی برسد (یعنی معرفت بر عدم،خودشناسی) و نمی رسد. و اینگونه است که جهنم واجب می آید زیرا در جهنم، عذابها این انرژی را به مصرف می رسانند و رفع خستگی می کنند. اینست یگانگی!


0+1+239- بچه عزیز دردانه به جهنم می رود زیرا باید بیاموزد که نیازهایش را تقاضا کند چون نیاموخته است پس باید نیازهایش را دریوزه گی کند و برده گی بکشد تا قدر نیازهایش را بداند. اینست یگانگی!

0+1+264- عشق به انسانهای یگانه، صراط المستقیم یگانه شدن است. « مرا دوست بدارید تا رستگار شوید»-مسیح(ع). اینست یگانگی!


0+1+272- در هر دورانی یک کتاب، یگانه آن دوران است. کتاب یگانه قرن بیستم «چنین گفت زرتشت» اثر نیچه بود که همه را صفر ساخت. اینست یگانگی!


0+1+276- همه عذابها هستی بخش اند. اینست یگانگی!

0+1+278- چه بسا نوازش زجرآور و شکنجه روح بخش! اینست یگانگی!


0+1+287- انسان اگر عظمت حق شکست را بداند هرگز تلاشی نمی کند. تلاش می کند تا این حق را بداند. اینست یگانگی!


 

از کتاب یگانه تألیف استاد علی اکبر خانجانی



همه کتاب های صوتی و متنی در سایت : nooreomid.net 

نشانی تلگرام:akharozzaman2@



برچسب ها : عشق مسیحائی ، شکنجه ، شکست ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 29 مهر 1397 توسط حسن

حق الیقین

11- ناکامیهاست که آدمی را به خودش نزدیک می کند.


26- با مرگ، نفس بر یگانگی خویش با جهان مطلع می شود.


34- اکثر مردم سخن خویش را نمی فهمند اینست منشأ سوء تفاهم.


71- گناه، اشکال خاصی از اعمال نیست بلکه نیت خاصی در اعمال است.


80- خشم، نشانه شکست ریاست.


102- آنچه که امروزه علم تاریخ نامیده می شود جهل تاریخ است.


107- دل تو، تو را دوست ندارد بلکه دوست تو را دوست می دارد. 

پس تسلیم دوست باش تا به دوستی با دل برسی.


از کتاب حق الیقین (2000 حکمت ) تألیف استاد علی اکبر خانجانی

@khodshenasi4




برچسب ها : شکست ، دوستی ، گناه ، مرگ ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 26 فروردين 1397 توسط حسن

منشأ شک دینی، شک در عشق و شک علمی

" شک " منشأ سؤال است. و محصول ناکامی انسان در جهان. این شک محصول فروپاشی احساس و ایده سعادت و لذت است. محصول اختلال غرایز و محصول شکست انسان به عنوان یک حیوان در جهان است. ولی این شک هنوز در صدد احیای مجدد لذت و سعادت جانوری می باشد یعنی در جستجوی بهشت است. در جستجوی یک حیوانیت شدید و جاودانه و رمانتیک. این شک به سوی مذهب یا مکاتب خلق مدینه های فاضله می رود که دیر یا زود باز هم شکست می خورد و فرو می پاشد و پوچ می شود. شک از شکست و پوچ شدگی بر می خیزد و به شکست و پوچی برتر و کامل می رسد تا جائیکه انسان را بر آستانه عدم قرار می دهد. و راضی به نبودن می سازد. شک همان شک به وجود است و لذا به عدم منجر می شود....

شک دینی، شک در عشق، شک علمی، همه این شک ها محصول عدم پاسخگوئی لازم دینی و عشق و علم به غرایز بشر است....


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب شناخت شناسی ص ۱۱





برچسب ها : شک در دین ، شکست ، اختلال در غرائز ، عشق ،
نوشته شده در تاريخ شنبه 26 اسفند 1396 توسط حسن

حق ِ پوچی

۱۹- هیج پیروزی و وصالی نیست که اساس و امکانات یک شکست و خیانت و فراق برتر نباشد. اینست حقیقت! پس حق با شکست و فروپاشی و خرابات و پوچی و فناست و احمق آن است که جز خود خدا کسی را مسبب بداند و او را  در این واقعه نبیند. کل هستی برای روبرو شدن با اوست و لذا قیامت کبری خرابات هستی است که آدمی از زیر این خرابه سر بر می آورد و دیدارش می کند و می بیند که خود هموست.


از کتاب " حق بودن" استاد علی اکبر خانجانی ص ۱۶




برچسب ها : پوچی ، شکست ، خیانت ، خرابات ، دیدار خداوند ،
نوشته شده در تاريخ جمعه 13 بهمن 1396 توسط حسن


هستی در دیگران

من بدبختم پس ھستم ! من بیمارم پس ھستم ! من شکست خورده ام پس ھستم ! من فقیرم پس

ھستم ! من احمقم پس ھستم ! من منفورم پس ھستم ! من فاحشه ام پس ھستم ! من در حال مرگم

پس ھستم ! ..... من نیستم پس ھستم ! این ناز دوم ھویت یابی بشر در رابطه با دیگران است. آنگاه که

بواسطه برتری ھایم نسبت به دیگران احساس وجودم به اوج رسید بناگاه در چشم و زبان دیگران می

شکنم و می بینم که این ھویت و احساس وجود از ھمان آغاز امری دروغین و نمادین و ریائی بوده است.

آنگاه نیروی مرموزی بجانم می افتد که خود را بدست خود براندازم تا شاید بدینوسیله جلب نظر دیگران

نمایم و بواسطه ترحّم دیگران احساس وجود کنم و لذا تراژیک نمائی آغاز می شود ولی این تراژدی بناگاه

واقعیت می یابد واین ھویت نیمه دوم عمر ھر بشری است .

حقیقت اینست که ھستی در دیگران و از نگاه دیگران ھمواره امری عاریه ای و نمادین و بی ریشه است و

آدمی در بدبختی و خوشبختی خود ھردو جان می کند تا از دیگران جو از وجود دریافت کند، وجودی

منحصر بفرد و استثنائی بگونه ای که اگر نباشم گوئی کل کائنات فرو می پاشد و کل بشریت بی معنا می

شود. در حالیکه ھر بشری براستی بخودی خود دارای وجودی بی تا و غیر قابل تکرار است و در خویشتن

دارای ھستی است و برای این ھستی نیازی به مجوز دیگران ندارد . ولی بمیزانی که انسان تلاش می

کند که خود را ھمرنگ دیگران و مشابه کسی دیگر سازد از ھستی در خویشتن غافل شده و ھستی اش

بازیچه انظار عمومی می گردد . و آنچه را که دارد از دیگران گدائی می کند. بازی و تئاتر خوشبختی و

بدبختی محصول این از خود بیگانگی است و علّت تباھی بشر است . انسان برای در خود ماندن و خود

بودن محتاج خداوند است زیرا خداوند ھمان نور وجود است . بدون او نمی توان دارای احساس وجودی در

خویشتن بود.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 136



برچسب ها : بدبختی ، شکست ، هویت شخصی ، احساس برتری ، نمایش خوشبختی ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 2 شهريور 1396 توسط حسن

حکمت جاوید ( فلسفه شکست)

ھر شکستی فقط یک معنا دارد و آن امر به خروج از وضعیت موجود است .

آدمی غریزتاً دوستدار دشمن خویش است و اینست راز شکست در عشق .

شکست ، ایده ای است که با آن می جنگیم تا رخ ندھد ولی رخ می دھد .

کسی که ھمواره برای شکست خوردن آماده است شکست نمی خورد .

شکست یعنی شکست خوردن درنبرد با قوانین طبیعت .

شکست ابدی آنست که درک و تصدیق نشود .

شکستی جز شکست اراده انسان در مقابل اراده خدا نیست .

کسی که به استقبال شکست خود می رود و در آن مشارکت می کند و از آن سبقت میجوید

شکست را شکست می دھد .

شکست انسان در جھان راز تنھا شدن اوست .

آدمی از شکست نمی ھراسد بلکه از تنھا شدن می ھراسد .

کسی که تنھائی را بپذیرد ھرگز شکست نمی خورد .

شکستی جز شکست « من » نیست.

آنکه در بیرون پیروز می شود در درون شکست می خورد .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 48



برچسب ها : شکست ، شکست عشقی ، قوانین طبیعت ، ترس از شکست ،
نوشته شده در تاريخ جمعه 19 خرداد 1396 توسط حسن

مرگ- درمانی

پس از معرفت- درمانی که البته ویژۀ عقلاء می باشد که کمیاب ھستند مرگ – درمانی شیوۀ دیگری

است که ھر انسانی اگر بخواھد می تواند از آن برخوردار شود . یک انسان شدیداً بیمار و یا گرفتار اگر

براستی مرگ را در دلش بپذیرد و خود را برای آن آماده سازد چه بسا آن بیماری و یا گرفتاریش

برطرف می شود و یا لااقل عذابش از بین می رود زیرا آنچه که یک بیماری و یا گرفتاری را عذاب آور

می کند که از اصل آن مشکل، شاقه تر است جنگ با آن و عدم باور و تصدیق مرگ یا نابودی حاصل از

آن است .

یکی از اھداف ذاتی ھر بیماری و مشکلی آن است تا انسان را برای مرگ آماده سازد یعنی از

وابستگی به دنیا آزاد نماید پس اگر انسان به این رسالت ذاتی بیماری و گرفتاریش پاسخ گوید و

تسلیمش گردد یا ھر چه زودتر معالجه می شود و یا عذاب روحی حاصل از آن کاھش مییابد و یا ھر

چه سریعتر از دنیا میرود .

مرگ – درمانی یکی از ارکان دین و جنبه ای از دین درمانی است و این است که یاد مرگ یکی از

عبادات و ثوابھای بزرگ است . و در روایات دینی آمده است کسی که ھر روزه مرگ را یاد کند و قبر

خود را متصور شود و یا به زیارت قبور برود عذابھا از وی دور می شوند زیرا اساس ھمه عذابھا حاصل

ترس از شکست و مرگ و نیستی است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 167



برچسب ها : مرگ درمانی ، ترس از مرگ ، زیارت قبور ، شکست ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]