کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ شنبه 4 آذر 1396 توسط حسن

جهنّم کجاست؟

در قرآن کریم آمده است که : دوزخ آشکار شد ! قبلاً نشانه ھای دوزخی این تمدن را خاصّه در قلمرو

صنعت نشان داده ایم .

حالا بسیاری می گویند که : اگر جھنّم ھمین است پس چندان ھم بد نیست و به عیش و حالش می ارزد

..... . در این تصور چند نکته قابل ذکر است . یکی اینکه براستی که خداوند ارحم الراحمین است و رحمتش

حتی بر دوزخ و اھلش جاریست و اگر لحظه ای عدلش محقق شود نسل بشر نابود میشود . یعنی عدالت

الھی نیز ھمواره تحت الشعاع رحمت اوست .

و امّا نکته دیگر اینست که دوزخ اخروی و پس از مرگ البته بسیار عظیم است و دیگر ھیچ عیشی در آن

نیست و نه امیدی.

بھشت و دوزخ در قلمرو حیات دنیا فقط چھره ای بسیار کمرنگ از بھشت و دوزخ آخرت است و لذا خداوند

می فرماید که ھر کسی که در این دنیا در رحمت و عزّت است در آخرت اجری بسیار برتر خواھد داشت

و ھر که در این دنیا در عذاب است نیز در آخرت عذابش بسیار عظیم تر است . تن آدمی ھمچون فیلتر یا حفاظ

و جوشنی است در مقابل حقایق اخروی . و لذا برداشت آدمی از بھشت و جھنم وجود در این دنیا بسیار

ناچیز است و فقط مشتی نمونه خروار می باشد .

آخرالزمان عرصه ظھور عالم غیب به عین است ، عرصه بروز متافیزیک در فیزیک . و نھایتاً آستانه تجلّی

جمال واحده حقّ .

و نیز اینکه تصدیق بھشت و جھنم در ھمین جھان به معنای انکار آن پس از مرگ نیست و بلکه به عکس .

ھر چه در این جھان ھست در جھان دگر بسیار شدیدتر وکاملتر خواھد بود .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 41



برچسب ها : جهنم ، آخرت ، عدالت ، نابودی بشر ، زندگی پس از مرگ ،
نوشته شده در تاريخ شنبه 31 تير 1396 توسط حسن

تفاوت گناه و عذاب

در فرھنگ عامه و گاه حتی باور علما بسیاری از آن اعمالی که عذاب محسوب می شوند گناه پنداشته

شده اند. و این دالّ بر یک جھل و سوءتفاھم عظیم در معرفت دینی است که یکی از علل آن اینست که

اصلاً در حیات دنیا عذاب و اجری قائل نیستند و محاسبه و جزا را فقط مختص پس از مرگ و پس از قیامت

می دانند.

بطورکلی باید گفت که ھر آنچه که از انسان جاری می شود و یا بر او واقع می گردد یا نیک است یا بد و یا

عبث. یعنی یا اجر است یا جزاست و یا بیھوده است . اینھا جملگی معلول و محصول باطن ھر فردی است

یعنی مخلوق امیال و باورھا و عواطف و حالات درونی اوست. یعنی از کوزه ھمان برون تراود که در اوست

.

فاعل و عامل از صفات خداست و این بدان معناست که ھمه اعمال بشری از خداست و بشر در آن شریک

نیست ولی افکار و آرزوھا و برنامه ھائی که در سر دارد از خود انسان است و در قبالش مسئول می

باشد. یعنی بشر مسئول باطن خویش است و آنچه که در برون رخ می دھد نتیجه طبیعی این باطن

است. ھمانطور که در حدیث قدسی خداوند می فرماید : باطن خود را زیبا سازید تا خداوند ظواھرشما را

زیبا کند.

بدین ترنیب باید گفت اعمالی ھمچون دزدی ، زنا ، جنایت و ھمچنین سخاوت ، تقوی و ظلم ستیزی

جملگی به مثابه اجر و عذاب ھستند. ھمانطور که خداوند می فرماید که اعمال نیکو را از اعضاء و جوارح

مؤمنان جاری می کند و اعمال زشت را ھم از کافران به فعل می آورد . در قرآن کریم بارھا این آیه تکرار

شده:« اجر شما ھمان اعمال شماست و لا غیر. »

بدون شک اجرھا و عذابھای بشری در این دنیا به مثابه مشت نمونه خروار است که در قرآن ھم آمده

است که : ھر که در این دنیا مشمول رحمت خداست در آخرت رحمت بزرگتری می یابد و ھر که در این

دنیا در عذاب است در آخرت معذبتر است الا اینکه توبه نمایند.

می دانیم که بسیاری از اعمال پلید بشر در حالات بیخودی و بی اراده گی و جنون آمیز به فعل میآید و لذا

ھمه جنایتکاران خود را بی گناه و بی تقصیر می پندارند. این بدان معناست که این اعمال به مثابه عذاب

امیال و افکار زشت و ناحق آنھاست که آنھا را رسوا می سازد .

به لحاظی دگر از ھمین دیدگاه بسیاری از اعمال زشت بشر به مثابه گناه ثانویه نیز میباشند درصورتیکه

از آنان عبرت نگیرد و توبه نکند . توبه اصلی و واقعی ھمانا توبه از باورھا و افکار و امیال و آرزوھا نادرست

است. تا این ذھنیت تاحق در انسان حضور دارد اعمال ناحق ھم اجتناب ناپذیر است .

اعمال آدمی ، مخلوق ھستند ھرگز نمی توان اعمال زشت را ترک نمود حداکثر می توان صورت آنھا را

تغییر داد. باطن باید تغییر کندکه آتھم مستلزم خود شناسی است. و لذا کسی که اھل خود شناسی

نیست توبه ھایش یا ریایی است و یا ناکام. وقتی اعمال نادرستی از ما تولید می شود و بایستی در

ماھیت نگرش و تفکر و باورھای خود تردید نمود و انھا را دگرگون ساخت.

وقتی خداوند آدمی را مسئول خود می داند یعنی مسئول جھان باطن خویشتن است و نه آنچه که بر

سرش می آید . سرنوشت ھر کسی معلول طرز نگاه و فکر و قضاوت و باورھای اوست. تغییر سرنوشت

منوط به تغییر در ذات اندیشه است.

از مھمترین رسالت این نشریه نیز یاری دادن به خود شناسی در جھت توبه باطنی می باشد که موجب

پیشگیری عذابھاست و نیز درمان بدبختیھا. اینست عرفان درمانی !


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 85



برچسب ها : عذاب جهنم ، گناه ، زندگی پس از مرگ ، قیامت ، زنا ،
نوشته شده در تاريخ جمعه 26 خرداد 1396 توسط حسن

رفتار درمانی

رفتار درمانی در معنای حقیقی صورتی از عرفان درمانی و خود درمانی است . زیرا آنچه که بر ما رفته

است ما را بیمار و گرفتار و معذب ساخته است پس بایستی از راه رفته بازگردیم تا آن عذاب را نیز

بازگردانیم. رفتارھای ما باعث گرفتاریھای ما شده است پس بایستی از این رفتارھا باز گردیم . و این

مستلزم خودشناسی است که کدامیک از سلسله رفتارھای ما موجب بدبختی ما شده است. کدام

دسته از تھمت ھای ناحق و یا تجاوز به حقوق دیگران و یا ایجاد اکراه و زور در دین و اخلاق و یا خود

فروشی و خیانت به اعتقادات خودمان زمینه ساز گرفتاریھای ما گشته است . بایستی زمینه ھا را

شناخت و مسیر را تغییر داد . این امری واجب است بخصوص اینکه اگر به حیات پس از مرگ باور

داشته باشیم که عذابھای باطنی ما پس از مرگمان نیز با ما خواھند بود زیرا بھمراه نفس و روان ما

باقی می مانند . پس تا زمانیکه امکان جبران داریم بھتر است با رفتارھای درست رفتارھای نادرست

خود را جبران کنیم . در قرآن می خوانیم که : آنکه در این دنیا در عذاب است در آخرت عذابش شدیدتر

است و بالعکس. و کافران در آن روز می گویند ای کاش یکبار دگر به دنیا باز می گشتیم تا عذابھای

خود را جبران می نمودیم و به آنھا گفته می شود که بارھا مھلت داده شدید ولی بر کفر خود افزودید

و این بار ھم چنین خواھید کرد . ولی تا افکار خود را اصلاح نکنیم نمیتوانیم رفتار خود را اصلاح کنیم

و حداکثر ریاکارتر می شویم. پس رفتار درمانی مستلزم افکار درمانی است


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 176



برچسب ها : رفتار درمانی ، علت بدبختی ها ، خیانت ، اصلاح افکار ، زندگی پس از مرگ ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سئو سایت ساخت وبلاگ افزودنی های بتن
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]