کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 11 خرداد 1396 توسط حسن

سرنوشت و روابط اجتماعی


بخش عمده احکام دین خدا به مؤمنان دربارۀ اصلاح روابط با دیگران است . سورۀ توبه که اساس و

آغاز اخلاص در دین را شرح می دھد و سورۀ برائت از شرک است تماماً دربارۀ روابط اجتماعی است

و روابط اجتماعی را ملاک نھائی حفظ دین و صداقت در ادعا می داند و حتّی عزیزان و افراد درجه یک

فامیل را ھم از این تصفیه مستثنی نمی کند و به مدعیان ایمان امر می کند که از روابط با کافران و

مشرکان و منافقان دل بکنند و قطع رابطه کنند حتّی اگر عزیزترین کسان مثل والدین و ھمسر و

فرزندان و برادران باشند. ھمه داعیان ایمان در این امر امتحان نھائی پس میدھند . انسان یک حیوان

اجتماعی است و ھر چه دارد از روابطش دارد . انسان منھای روابطش با دیگران مطلقاً قابل تصوّر و

تعریف نیست و ھیچ معنا و ماھیتی ندارد و اصلاً وجودی معنوی ندارد و حسّ وجود نمی کند .

سرنوشت معلول رابطه است . انسان تا زمانیکه به ایمان کامل و معرفت قلبی و اخلاص در دین

نرسیده و با پروردگارش اتصالی قلبی مستقیم نیافته است در رابطه با ھر انسان مشرک و ریاکاری

تحت تأثیر قرار می گیرد و ایمانش لکه دار می گردد و چه بسا از دست میرود . فقط اولیای خدا قادرند

که در روابط با ھمه مردمان باشند و دچار شرک و نفاق و ابتلای نفسانی نشوند و مابقی مؤمنان

بایستی از روابط با فاسقان بپرھیزند . توبه که آغاز دین و ایمان است تماماً توبه از روابط نامشروع و

مشارکت و معاشرت با کافران و تبھکاران است و سورۀ توبه به تمام و کمال از آغاز تا پایانش جز این

پیامی ندارد .

-------------------------------------------------------

راز همزیستی و جاودانگی

ھر کسی در خودش محکوم به نابودی و انحطاط در غرایز حیوانی است .

ھمزیستی یا ھمراھی و ھمکاری دو تا آدم تحت عنوان زناشوئی یا شراکت و ھمکاری و دوستی فقط

در صورتی می تواند پایدار و متعھد و با وفا باشد و موجب رشد متقابل طرفین گردد که لااقل اندکی

فراتر از انگیزه ھای مادی و غریزی قرار داشته باشد . عھد انسان با خودش فقط در رابطه با دیگران

مستحکم می شود .

نیازھای اقتصادی و غریزی ھرگز نمی تواند بانی رابطه ای باطنی و پایدار شود زیرا آدمی این نیازھا

را در ھر رابطه دیگری ھم می تواند کمابیش ارضاء نماید ھرگاه در ھر رابطه دیگری این نیازھا اندکی

بھتر ارضاء شوند جایگزین می گردند . در این نوع روابط انسانھا فقط بعنوان ابزاری در خدمت نیازھای

مادی یکدیگرند .این نوع روابط ذاتاً بر بی وفائی و جفا و خیانت استوارند زیرا اصولاً حیات دنیوی امری

میراست . نگاه ابزاری به دیگران عرصه گندیدگی نفس و شرارت است . فقط روابطی دارای رگ و

ریشه اند و قلمرو رشد انسانی و پیدایش روح جاودانگی می شوند که بر ارزشی بالاتنه ای بناشده

باشند . ارزشھای بالاتنه ای بر دو دسته : قلبی و ذھنی! محبّت و معرفت . آنچه که جاودانگی نامیده

می شود اجری است که در تعھدات معنوی پدید می آید . محبّت پشتوانه معرفت و تعھدات عقلی و

اخلاقی و ماورای طبیعی است و معرفت ھم ارتقاء دھنده محبّت و احیاء کننده دل است . این دو

ھیچیک به تنھائی امکان استمرار و رشد ندارند و نمی توانند اساس یک رابطه جاودانه باشند .

جاودانگی امری در رابطه معنوی و تعھدات متافیزیکی و اخروی می باشد وگرنه ھر کسی بخودی

خود در تن خود محبوس و محکوم به مرگ و فناست . رابطه معنوی قلمرو رھائی روح از اسارت تن و

پیوستن به آفاق ابدیّت در دیگری است . جاودانگی محصول عھد با دیگری می باشد . انسان به

تنھائی و با خودش ھمواره در پائین تنه اش ساقط و تباه می شود .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 139



برچسب ها : روابط اجتماعی ، احکام دینی ، سرنوشت ، اخلاق ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 31 ارديبهشت 1396 توسط حسن

« فلسفه او »- آرامش درحضور دیگران


ھر من توئی نیازمند به « او »است تا بتواند مربوط گردد.در واقع اوی ھر رابطه ای به مثابه خط فاصله
«-» بین من – تو است که من را به تو متصل می سازد . این امر در رابطه زناشوئی شدیدترین نمود
را دارد . اوی ھر رابطه ای به مثابه امام رابطه است که یا امام دین وھدایت است و یا امام کفر و ضلالت.
البته یک من – توی مومنانه درکمالش جز خداوند ، اوئی (ھو) ندارد . ولی من – توھای کافرانه مستمراً
نیازمند روابط اجتماعی گسترده ترند و لحظه ای بدون اوئی قادر به تحمل یکدیگر نیستند . اینان یا باید
مھمانی بدھند و یا باید مھمان باشند . جنون معاشرت ھای فامیلی یا به اصطلاح دوستانه برخاسته از من
– توھائی است که به واسطه کفرشان ھیچ رابطه ای ندارند و بدون دیگران لحظه ای یکدیگر را تحمل
نمی کنند که در سالمترین وضعیت می تواند فرزند باشد که درچنین حالتی زباله دان کفر و دروغ رابطه
زناشوئی است که آن فرزند را به انزجار می رسانند.
یک اوی خانگی رابطه زناشوئی نیز تلویزیون است که جامعه را به رابطه وارد ساخته و قابل تحمل می
سازد . و دراین صورت کافیست که شبی تلویزیون خراب باشد .
این اوھای دروغین به مثابه محلل ھای رابطه اند.
اوی یک رابطه اگر انسان مومن باشد آن دو را ھم نزدیک و صمیمی می سازد و دعوت به دین و اخلاص
می کند که اگر تصدیق نکنند به انقراض می روند.
بزرگترین اوھای تاریخ انبیا و اولیای خدا ھستند . حضرت مسیح می فرماید : برخی می پندارند من
فرشته صلح ھستم درحالیکه شمشیری ھستم که بر رابطه ھا فرود می آیم . ھرکه مرا تصدیق کند
به وصال می رسد و ھرکه مرا انکار نماید به فراق می کشد.

درمعنای نھائی اوی ھر رابطه ای یا خداست وی ا ابلیس است : رابطه صادقانه و رابطه دروغین!


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 127



برچسب ها : آرامش ، رابطه زن و مرد ، روابط اجتماعی ، روابط خانوادگی ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]