کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 شهريور 1396 توسط حسن

پاسخ به یک نامه (آیا شما دشمن تمدن هستید؟)


س: از مقالات شما بوضوح درک می شود که شما دشمن تمدن و مدرنیزم و ھمه فرآورده ھای جدید بشر
ھستید : علم ، تکنولوژی،مبارزه ، آزادی،دموکراسی،ھنر،رفاه،مدرنیزم و....... آیا واقعاً منظور شما از این
جنگ چیست ؟بدون تردید در این جنگ رسوا و منزوی خواھید شد و احدی شما را تصدیق نخواھد کرد .
این واقعیت را تا ھم اکنون نیز شاھد بوده اید . پس چرا دست از این کار بر نمیدارید ؟ ھدف شما چیست
؟ آیا این جنگ با کلّ بشریّت نیست ؟
جواب ما : اولاً از صداقت و شھامت شما در طرح مسئله ممنونیم زیرا این مسئله در ذھن ھر خواننده ایی
پدید می آید که تا کنون مطرح نشده است . ثانیاً ما در آن واحد خیر و شّر ھر امری را نشان میدھیم . و اگر
اکثراً به شرّ امور می پردازیم بدان جھت است که دیگران مشغول پرداختن به خیر امور ھستند و اکثر
مردمان بر اساس ھمین امر است که به شرّ مبتلا شده اند . ثالثاً ما حتی در ناحق ترین امور ھم نھایتاً
حقش را آشکار می کنیم که ھمان حق ابطال است . رابعاً فرق ما با دیگر تحلیلگران در این است که
شھامت تردید نمودن در بدیھیات و مقدسات این تمدن را داریم و دیگران در دلشان ما را بطرزی جنون آمیز
جسور می دانند . چه بسا معتقدند که اینھا اسرار است و نباید گفت .
آنچه که می گوییم حرف دل ھمه و توضیح واضحات است و ھمه قلباً ما را تصدیق می کنند حتی خود
شما . شاید مسئله شما این باشد که چرا اصولاً بایستی دردی را که درمان ندارد مطرح نمود و نمک بر
زخم پاشید .
و نکته آخر اینکه حقیقت ھمواره تلخ بوده است و تلخترین وجه آن در قلمرو خود آگاھی آشکار می شود
ولی با پذیرش و تصدیق آن، شیرین می گردد .
آدم تا چیزی را قبول نکند اصلاً نمی تواند آن را فھم نماید بنابراین شاید ھیچکس به اندازۀ ما واقعیت جھان

مدرن را قبول نکرده باشد . جنگ ما با جھل است نه با واقعیت .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 13



برچسب ها : تمدن ، مدرنیزم ، رفاه ، پیشرفت ، آزادی ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 بهمن 1395 توسط حسن

فلسفه بیکاري

یکی دیگر از ویژه گیھای عصر مدرن در قلمرو فرھنگ ومعرفت اینست که ھمه امور دارای تفسیری

اقتصادی ھستند حتی مسائل جنسی و تربیتی . اگر واقعاً ھمه امور علتی اقتصادی یافته اند بدین

معناست که انسان مدرن تا چه حدی علیل و جاھل و خرفت و پست شده است که سرنوشت روح و

روانش را ھم پول تعیین می کند. پس اگر مسئله بیکاری در جوامع مدرن جز اقتصاد علتی دیگر نداشته

باشد عجیب نیست. ولی در اقتصادی ترین آدمھا ھم اگر عمیقتر نظر کنیم علتی روانی می یابیم. اصولاً

انسان ھر چقدر ھم که پست شده باشد ھنوز انسان است یعنی نشانی از روح دارد.

معلوم نیست که چرا لااقل یکی از علل بیکاری را مسئله علاقه فردی بیکاران نمی د انند . یعنی اصرار

شدید در کار مورد علاقه و یا اصلاً میل به بیکاری . در عصری که تنوع کار و مشاغل بطور روزانه در حال

افزایش است دلیلی چندان مھم برای نیافتن کار مورد علاقه وجود ندارد. در عصر قدیم فقط ده نوع شغل

وجود داشت و عامه مردم بیکار نبودند الا اشراف که نیازی بکار نداشتند و اشرافیت خود نوعی کار

محسوب می شد . ولی حالا که ھزاران نوع شغل پدید آمده اینھمه بیکاری زیاد شده است.

بنظر ما علت العلل بیکاری چیزی جز اراده به بیکاری نیست و این ھمان رشد فکر اشرافی و اشرافیت

فکری است که جھانگیر گردیده است و آن بدلیل رفاه پرستی تکنولوژیکی و تنبلی حاصل از فرھنگ

تکنولوژیکی می باشد . به ھمین دلیل در فرھنگھای دھقانی و شبانی بیکاری در حداقل است. درحالیکه

فقر در حداکثر است و درآمد نیز بس اندک و بخور و نمیر است. درواقع بیکاری مرضی مسری و جھانگیر

است و علاجی اقتصادی ندارد.

بیکاری یک بیماری فرھنگی عصر مدرنیزم است نه یک معضله اقتصادی الا در مواقع جنگ یا بحرانھا .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص11



برچسب ها : بیکاری ، رفاه ، تنبلی ، پول ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]