کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 14 آذر 1397 توسط حسن

دوستی و زمان

12- دوست داشتنی ترین انسان کسی است که در آخرالزمان باز هم می تواند دوست بدارد: آنجا که هیچ دلیلی و هیچ امکانی برای دوست داشتن وجود ندارد زیرا نابودی جهانگیر شده است و هر دوست داشتنی محکوم به عداوت است و هر که را دوست بداری خصم حیات و هستی خود نموده ای. زیرا زمان در وجود او از حرکت ایستاده و نفس و حال و سرنوشت او هیچ تغییری نمی کند حتی بدتر هم نمی شود. پس گوئی که تو نابودی او را دوست می داری. برای همین است که در آخرالزمان دوستی های عامیانه به جنایت و قتل منجر می شود و دوستی های عارفانه هم اکثراً به ثمری نهائی و کامل نمی رسد.


13- اگر ضد زمان ترین و ضد زمانه ترین و ضد تاریخ ترین و ضد تمدن ترین انسان جهان هستم به این دلیل است که عاشق ترین انسان جهانم. زیرا کسی که در جاودانگی قرار دارد بی نیاز است حتی بی نیاز از بودن.

14- این یک واقعیت بسیار تلخ برای من بوده است که اینک بتدریج مجبور به باور آن هستم و این واقعیت آن است که این من بوده ام که دیگران را دوست داشتم و یا برخی را عاشق بودم و کسی مرا دوست نداشت فقط همه محتاج این بودند که من آنها را دوست داشته باشم. زیرا در این دوست داشته شدن بهره های کلان و معجزه آسای مادی و عاطفی می بردند و از بسیاری از بن بست ها و بدبختی ها و عذاب ها نجات می یافتند.


از کتاب فلسفه زمان تألیف استاد علی اکبر خانجانی


همه کتاب های صوتی و متنی در سایت : nooreomid.net 

نشانی تلگرام:akharozzaman2@



برچسب ها : پایان زمان ، ضد تاریخ ، بی نیازی ، دوست داشتن ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 تير 1397 توسط حسن

حق دوست داشتن


گوئی که کل تاریخ فردی و جمعی بشر به گونه ای در حرکت است و کل حیات و هستی انسان بر قانونی عمل می کند که مقصودی جز این ندارد که معلوم کند که آدمی آیا اهل دوست داشتن هست یا نیست گو اینکه قانون و حقی جز عشق محض و ایثار کامل وجود ندارد و ما بقی امور فقط ابزارهائی در خدمت این حقیقت میباشد: حق دوست داشتن!


استاد علی اکبر خانجانی


کتاب فلسفه وجودی زن ص ۴۰


تلگرام: t.me/eshghvaerfan2



برچسب ها : عشق ناب ، ایثار ، دوست داشتن ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 ارديبهشت 1397 توسط حسن

من خود " دوست داشتن " هستم

۵۵۰- و اینکه چرا اینقدر خودم را دوست می دارم. بسیار ساده است : برای اینکه بسیار دوست داشتنی هستم. شما هم با خواندن این کتاب مرا نمی توانید دوست نداشته باشید. پس من حقیقتاً دوست داشتنی هستم. من خود " دوست داشتن " هستم و کسی نمی تواند " دوست داشتن " را دوست نداشته باشد. با خواندن این کتاب شما هم در نزد خودتان دوست داشتنی می شوید. فقط مواظب باشید که مرا به جای خودتان عوضی نگیرید هر چند که می گیرید و باید بگیرید و چاره ای جز این ندارید. این شفاعت و خلافت و ولایت من است.


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب هستی بایستی

https://t.me/ensanchist




برچسب ها : دوست داشتن ، خلافت ، هستی بایستی ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 اسفند 1396 توسط حسن

راز مگوی عشق

43- انسان فقط کسی را می تواند قلباً دوست بدارد که وی را

به سوی بی نیازی هدایت کند و نه اینکه نیازهایش را برآورده

سازد زیرا هر نیازی در انسان هر چه بیشتر برآورده شود

حریص تر می شود و فرد را هم دریوزه تر می سازد.

این است که معشوق هائی که بیشتر تسلیم هستند و

نیازها را بیشتر پاسخ می گویند بیشتر منفور واقع می شوند.

این یک قانون ذاتی در بشر است. این معشوق چه حکومت باشد

چه ارباب و رهبر و چه جنس مخالف و یا والدین و فرزندان و چه

خود خدا باشد. به همین دلیل انسان هایی که بیشتر مورد رحمت

خدا قرار دارند و از عیش بیشتری برخوردارند کافرترند مثل فرزندان

عزیزدردانه و یا همسران مطیع.


از کتاب " عشق شناسی " استاد علی اکبر خانجانی (راز مگوی عشق)




برچسب ها : راز عشق ، دوست داشتن ، بی نیازی ، نفرت ،
نوشته شده در تاريخ شنبه 14 مرداد 1396 توسط حسن

عشق یعنی چه؟

عشق طبق تعریف که در قلمرو عمل فقط با ایثارمعین می شود چیزی جز عشق خوبی به بدی نیست .

که ازلیت این عشق منجر به خلقت عالم و آدم شد که عشق وجود به عدم بوده است.

عشق خوبی به خوبی ، دیگر عشق نیست بلکه عدالت و انصاف و تجارت است . و بقول حضرت

مسیح(ع) ، دوست داشتن دشمنان، محبت است و دوست داشتن دوستان را ھنری نیست .

عشق آدم خوب به بدھا، عشق عارف به جاھل، عشق قوی به ضعیف و .... عشق واقعی است و گوھره

الھی است و دارای ذات خلاقه می باشد و موتور محرکه تکامل محسوب می شود. عشق یعنی نیک

بینی بدترین آدمھا. یک عاشق اگر بر این حقیقت نھان آگاه نباشد نھایتاً از عشق خود توبه می کند و از

معشوق انتقام می ستاند. عشق غریزی مرد به زن ھم اگر دارای این خود آگاھی نباشد عاقبتی فجیع

دارد.

بزرگترین قدرت خلاقه عشق اینست که تحت الشعاع نور عشق، بدھا، خوب دیده می شوند و زشت ھا

ھم زیبا می گردند و بدینگونه است که انسان و جھان در مقابل نگاه عاشق بسوی کمال میرود. معشوق

نیز تحت چنین نگاھی است که به غیرت می آید و به سمت خوبی و زیبائی حرکت می کند. آرایش و

خودآرائی صوری زن در مقابل نگاه عاشقش کمترین نوع این حرکت است. آدم بدی که فقط یکبار خوب

دیده شد باور می کند که می تواند خوب باشد و این کمترین معجزه عشق است که نیکوکاری را احیاء

می کند.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 109



برچسب ها : عشق ، دوست داشتن ، محبت ، انتقام ، زیبایی ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 دی 1395 توسط حسن


مصاحبه اي با خدا


*خداوندا چرا مرا آفریدی ؟

ج:برای اینکه ھمین را بپرسی!

****

*خداوندا مرا از چه آفریدی ؟

ج: از خود خِودم!

****

*خداوندا چرا اینسان کافرم ؟

*ج:زیرا بر جای من نشسته ای و خودت را با من اشتباه گرفته ای. از جای من

بر خیز !

****

*خداوندا از من چه می خواھی ؟

ج:خود خِودت را !

****

خداوندا وعده نموده ای که دعاھایم را مستجاب نمائی پس چرا نمی نمائی ؟

ج:نموده ام . تو در نسیانی !


****

خداوندا اینھمه تضاد از چیست ؟

ج:از جھل توست !

****

خداوندا آیا مرا دوست می داری ؟

ج:این سئوالی است که ھر کس از محبوب خود دارد!

****

خداوندا پس کی و کجا تو را خواھم دید؟

ج:ھم اکنون و ھمین جا!


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص167



برچسب ها : مصاحبه ، دعا ، دوست داشتن ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]