کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 29 مهر 1397 توسط حسن

حق الیقین

11- ناکامیهاست که آدمی را به خودش نزدیک می کند.


26- با مرگ، نفس بر یگانگی خویش با جهان مطلع می شود.


34- اکثر مردم سخن خویش را نمی فهمند اینست منشأ سوء تفاهم.


71- گناه، اشکال خاصی از اعمال نیست بلکه نیت خاصی در اعمال است.


80- خشم، نشانه شکست ریاست.


102- آنچه که امروزه علم تاریخ نامیده می شود جهل تاریخ است.


107- دل تو، تو را دوست ندارد بلکه دوست تو را دوست می دارد. 

پس تسلیم دوست باش تا به دوستی با دل برسی.


از کتاب حق الیقین (2000 حکمت ) تألیف استاد علی اکبر خانجانی

@khodshenasi4




برچسب ها : شکست ، دوستی ، گناه ، مرگ ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 3 خرداد 1397 توسط حسن

قانون محبت خالصانه

۹۹- هیچکس نمی تواند مرا دوست نداشته باشد قلباً.  بدین لحاظ هم یگانه دورانم.  ولی آنکه مرا اطاعت بی چون و چرا کند نجات می یابد و رشد می کند وگرنه دوستی مرا نیز از دست می دهد و آنگاه از خودش انتقام می ستاند. 


۱۰۰- هر کس را که شدیدتر دوست داشته باشم اگر به همان شدت از من اطاعت نکند و خاشع نگردد به همان شدت تباه می گردد و به عذاب می افتد.  این قانون جاویدان محبت خالصانه است. 


استاد علی اکبر خانجانی 

کتاب هستی بایستی 




برچسب ها : قانون محبت ، دوستی ، اطاعت ، نجات ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 3 خرداد 1397 توسط حسن

قانون محبت خالصانه

۹۹- هیچکس نمی تواند مرا دوست نداشته باشد قلباً.  بدین لحاظ هم یگانه دورانم.  ولی آنکه مرا اطاعت بی چون و چرا کند نجات می یابد و رشد می کند وگرنه دوستی مرا نیز از دست می دهد و آنگاه از خودش انتقام می ستاند. 


۱۰۰- هر کس را که شدیدتر دوست داشته باشم اگر به همان شدت از من اطاعت نکند و خاشع نگردد به همان شدت تباه می گردد و به عذاب می افتد.  این قانون جاویدان محبت خالصانه است. 


استاد علی اکبر خانجانی 

کتاب هستی بایستی 




برچسب ها : قانون محبت ، دوستی ، اطاعت ، نجات ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 3 خرداد 1397 توسط حسن

قانون محبت خالصانه

۹۹- هیچکس نمی تواند مرا دوست نداشته باشد قلباً.  بدین لحاظ هم یگانه دورانم.  ولی آنکه مرا اطاعت بی چون و چرا کند نجات می یابد و رشد می کند وگرنه دوستی مرا نیز از دست می دهد و آنگاه از خودش انتقام می ستاند. 


۱۰۰- هر کس را که شدیدتر دوست داشته باشم اگر به همان شدت از من اطاعت نکند و خاشع نگردد به همان شدت تباه می گردد و به عذاب می افتد.  این قانون جاویدان محبت خالصانه است. 


استاد علی اکبر خانجانی 

کتاب هستی بایستی 




برچسب ها : قانون محبت ، دوستی ، اطاعت ، نجات ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 3 خرداد 1397 توسط حسن

قانون محبت خالصانه

۹۹- هیچکس نمی تواند مرا دوست نداشته باشد قلباً.  بدین لحاظ هم یگانه دورانم.  ولی آنکه مرا اطاعت بی چون و چرا کند نجات می یابد و رشد می کند وگرنه دوستی مرا نیز از دست می دهد و آنگاه از خودش انتقام می ستاند. 


۱۰۰- هر کس را که شدیدتر دوست داشته باشم اگر به همان شدت از من اطاعت نکند و خاشع نگردد به همان شدت تباه می گردد و به عذاب می افتد.  این قانون جاویدان محبت خالصانه است. 


استاد علی اکبر خانجانی 

کتاب هستی بایستی 




برچسب ها : قانون محبت ، دوستی ، اطاعت ، نجات ،
نوشته شده در تاريخ جمعه 12 آبان 1396 توسط حسن

بازیهاي عاطفی بشر (عشقباري )

(بازي با خدا)

دل دیگران را بدست آوردن و با آن جھت منافع خصوصی استفاده کردن نه تنھا یکی از پلید ترین عمل

انسان در زندگیست و ھمه عذابھای عظیم بشر در جھان از ھمین بابت است زیرا این بازی و سوء

استفاده از خانه خدا در وجود انسان است زیرا دل آدمی خانه خداست و منظر او در انسان.

این بازیھا در روابط خانواده گی البته امری بس رایج و عادی است . کاری که زن و شوھر نسبت به

یکدیگر می کنند و یا با فرزندانشان و متقابلاً. این ھمه جرقه ھای آتش دوزخ در حریم خانواده است .

بازی با خدا مولد آتش دوزخ است.

نوع دیگر این بازی در قلمرو دوستی ھاست که عموماً به عواقبی تراژیک میرسد. و اما کلانترین نوع

بازی آنست که دولتمردان و رھبران با ملل و پیروان خود انجام می دھند وگاه قومی را به آتش می

کشند و خود نیز در آن می سوزند. البته آنکه به غیر خدا و اولیای او دل می دھد به ھمان میزان

گناھکار است.

بدست آوردن دل البته کار سختی نیست و به شیوه ھای متفاوت حاصل می آید و گاه میتوان با یک

استکان چای این کار را انجام داد ولی نگھداری آن برای ھمیشه کار انگشت شماران است.

دلبری از ھنرھای ذاتی زنان است و لذا بیشترین پلیدی را در این جماعت شاھیدم که عرصه پیدایش

عمده عداوتھا و دوزخھاست و نھایتاً زنان را به فحشاء میکشاند که اشد عذاب است. این ھمان بازی

با عشق است : عشق بازی؟ دل خانه خدا در بشر است و فقط می توان باادای حقوق و حدود الھی

براستی دلی را به تمام و کمال بدست آورد و از آن حراست کرد و در آن خانه صاحبش را یافت. و این

اجر این ھنر عظیم در انسان است.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 109




برچسب ها : عشقبازی ، رابطه عاطفی ، مردم فریبی ، دوستی ،
نوشته شده در تاريخ جمعه 27 مرداد 1396 توسط حسن

حکمت جاوید ( تعلیم و تربیت )


تقلید ، دزدی اعمال دیگران است .

تعلیم اجباری مولّد جباّریت است .

شعار،شعور دزدی است .

علم بی ایمان، فساد را توجیه می کند .

علم حقیقی ھرگز بفروش نمیرسد و بلکه انفاق می شود .

ھیچکس خودش را تربیت نکرده است .

کسی که ربّی نداشته باشد نمی تواند مربّی باشد.

بمیزانی که اطاعت می کنی اطاعت می شوی.

اطاعت که از محبّت نباشد موجب عداوت است .

علمی که به خودشناسی نرسد به خود فروشی می رسد.

آنکه خود را بی نیاز از مربّی می داند تربیت نمی داند.

تربیت شدن با محبّت شدن است .

ھیچکس فرزندش را تربیت نمی کند .

مرد را مرادی تربیت می کند و زن را شوھرش.

زن با تربیت مرید شوھر است .

تربیت نمودن نظر بر ذات کردن است .

غایت تربیت دوست داشتن منکر خویش است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 46



برچسب ها : تربیت ، تقلید ، تعلیم ، شعور ، محبت ، دوستی ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1 تير 1396 توسط حسن

لطفاً به من نزدیک نشوید !

بسیاری از آدمھا گوئی بر پیشانی خود نوشته اند : لطفاً بمن نزدیک نشوید !

تعداد این آدمھا در عصر جدید مستمراً بیشتر می شود و این دال بر انزوا و محبوبیّت آدمھا در تن

خودشان می باشد که مطلقاً میل به دوستی و ھمدلی و معاشرت صمیمی با کسی ندارند و تمام

وحشت آنھا اینست که مبادا کسی آنھا را بشناسد . این آدمھا بدون تردید ضد ازدواج ھستند و اگر

ھم ازدواج کنند بسرعت به بن بست کشیده شده و به ا نواع طلاق مبتلا می شوند زیرا ازدواج یک

ھمزیستی توام با ھم سرنوشتی است که مستلزم ھمدلی و درد دل نمودن و مبادله افکار و امیال و

احساسات است . تنھا راه نجات اینان از خفقان نفس خودشان یافتن دوستی صدیق و درد دل

کردن است .

بمیزانی که منیّت غولتر می شود و بخل و خودپرستی رشد می کند صداقت و صمیمیت از بین می

رود زیرا آدمی ھیچ چیز زیبائی برای مبادله ندارد .این نوع آدمھا در رابطه با کسانی که صادقتر و پاکتر

و متواضع ترند و اھل دین و معرفت و تقوی و محبت می باشند دچار تشنج بیشتری می شوند زیرا

حقارت و شقاوت نفس خود را بیشتر می یابند و احساس بدبختی و نابودی میکنند . این آدمھای در

بسته فقط در روابط با افراد لا ابالی و اراذل و اوباش و تبھکاران حرفه ای احساس راحتی میکنند

زیرا فقط با آنان می توانند بی ریا باشند و برون افکنی نفس نمایند و احساس حقارت نکنند و لذا

بسرعت تباه می شوند . آنھا جز درد دل کردن نجاتی ندارند آنچه که انسانھای مدرن را مبدّل به تابلوی

« بمن نزدیک نشوید » نموده است خباثت و پلیدی و ناپاکی نفس است که حاصل زندگی لیبرالی و به

اصطلاح آزادیخواھانه و بی تقوا می باشد . اینان حتیّ تاب تحمّل خودشان را ھم ندارند .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 144



برچسب ها : تنهایی ، انزوا ، دوستی ، صمیمیت ، معاشرت اجتماعی ،
نوشته شده در تاريخ شنبه 14 اسفند 1395 توسط حسن

دو نوع جنگ و صلح


تضاد و وحدت بین انسانھا یعنی دوستی و دشمنی بین انسانھا از دو نوع کاملاً متفاوت است : ذاتی و

صفاتی : باطنی و ظاھری ! و این تفاوت بین دو ھدف است و دو وسیله . تفاوت بین مؤمن و کافر یک

تفاوت باطنی و ذاتی است یعنی تفاوت بین دو نوع ھدف و دو نگرش. ولی تفاوت بین فقیر و غنی یک

تفاوت مادی و دنیوی و ظاھری و ابزاری است زیرا ھر دو ثروت را دوست دارند و ھدفی جز قدرت ندارند.

دعوای بین قدرتھا نیز یک جنگ مادی است . ولی چه بسا یک قدرت کوچک بر علیه قدرت بزرگتری می

جنگد تا به قدرت او برسد و بلکه از او برتر شود ولی موضوع دعوایش را به قلمرو یک تفاوت ذاتی و باطنی

و معنوی می کشاند مثلاً به قلمرو فرھنگ و مذھب می کشاند. این دعواھا یکی از فریبنده ترین جنگھا در

جوامع و بر روی زمین بوده است و مردمان را فریب داده است . امروزه عمده و اکثر جنگھا برروی زمین از

این نوع اخیر است که در واقع جنگی منافقانه است مثل جنگ بین کشورھای سوسیالیست و

امپریالیست ، مثل عمده جنگھای بین شرق و غرب بین ملل جھان سوم و نیز جنگھای بین ابرقدرتھا و جنگ

بین حکومتھا واقوام و فرقه ھا. امروزه اکثر خصومت ھا و جنگھا دارای ھویتی دروغین و مصنوعی ھستند

ھمینطور است اکثر دوستی ھا و اتحادھا. دعوای اصلی بر سر دنیای بیشتر و قدرت و ثروت بیشتر است

و رعیت بیشتر . و لذا مردمان عادی که در این جنگھا وارد می شوند و فریب شعارھای معنوی طرفین دعوا

را می خورند ھمواره فریب خورده و قربانیان این دعوا ھستند و نھایتاً طرفین دعوا به سازش میرسند.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 120



برچسب ها : جنگ ، صلح ، دوستی ، دشمنی ، جنگ جهانی ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 2 دی 1395 توسط حسن

تلخ ترین حقیقت(فلسفه حق)

« حقیقت تلخ است »: این یک حکمت جھانی است ولی حکمتی وارونه و بلکه ابلیسی است و درستش

اینست: حقیقت از راه دور تلخ می نماید ! زیرا ھمه بدبختی ھا و تجربیات تلخ و ھلاک کنندۀ زندگی انسان

محصول گریز انسان از حقیقت ھر امری است. آنچه که ھر چیزی را نھایتاً تبدیل به حقیقتی تلخ و کشنده

می کند نزول ناگھانی حقیقتی در حین گریز ما از آن حقیقت است در حالیکه می خواستیم آن حقیقت را

کتمان نموده و بلکه در نزد خود وارونه سازیم. در واقع آنچه که تلخ است نه حقیقت بلکه وارونگی حقیقت

در نظر ماست و یا وارونگی ما در مقابل حقیقت. یعنی حق ستیزی !

حق در ذائقه کسی که با آن در جنگ است تلخ می آید و این نیز حق است. و اما از میان ھمه حقیقت

ھائی که شبانه روز از روبرو شدن با آن می گریزیم حقیقت عشق و محبت و دوستی است که در نزد

انسان حق گریز به مثابه تلخ ترین حقایق است. یعنی روبرو شدن با واقعه ای که از بطن معشوق و یا

کسی که دوستش می داشته ایم، بناگاه یک دیو آشکار شود. حال آنکه بارھا و بارھا قبل از قیامت

عشق، ما شاخھای این دیو را دیده و به روی خود نیاورده و بلکه آنرا تلطیف و وارونه کرده و نشانه عشق

تفسیر نموده ایم و علناً و آگاھانه خود را فریب داده ایم تا اینکه بالاخره حق آن عشق وارونه و دروغین بر

سرمان فرود آمده و سیمای دیوی را که عشق نامیده بودیم برما عیان می سازد. این عاقبت دوست

داشتن کسی است که دارای حق دوست داشته شدن نیست. و عاقبت توقع دوست داشته شدن و نه

دوست داشتن . اگر قرار باشد معشوق ھم عاشق را دوست بدارد این دیگر عشق نیست . حق عشق

بشری در یکطرفه بودن آن است وتلخی اش نیز.

از کتاب "دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد سوم



برچسب ها : حقیقت ، فریب عشقی ، دوستی ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]