کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ شنبه 4 فروردين 1397 توسط حسن

خوشبختی

۲۰۴- من تنها انسانی هستم که مقامی برتر از خوشبختی را به بشریت نشان داده ام و اینکه انسان حیف است که خوشبخت باشد این در شأن جانوران است. من بزرگترین دشمن خوشبختی بشرم. هر خوشبختی با دیدن من احساس بدبختی می کند و دشمن من می شود.


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب هستی بایستی




برچسب ها : خوشبختی ، بدبختی ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 28 اسفند 1396 توسط حسن

با بازیگران

ای بازیگران وادی عدم که نقش وجود را بازی می کنید! در این نقش ها آیا احساس وجود می کنید؟

برخی از شما نقش غنی را ایفا می کنید و برخی نقش فقیر را، برخی نقش قاتل را و برخی نقش مقتول را، برخی نقش خوشبخت و برخی نقش بدبخت را، برخی نقش عاقل و برخی نقش دیوانه را، برخی نقش عاشق و برخی نقش معشوق را، برخی نقش خوب و برخی نقش بد را، برخی نقش مؤمن و برخی نقش کافر را و ... .

بنگرید که جز نقش نیستید، واقعیت ندارید. آیا در کدامین مدرسه اینهمه نقشها را آموخته اید؟ می دانم در مدرسه ها! در مدرسه ها نقش وجود را آموخته اید تا نقش خدا را بازی کنید. و اینک از مدرسه بی نیاز و بیزار شده اید زیرا تماماً نقش گشته اید، نقش وجود! 

ای بازیگران نقش وجود، نقش آدم را هم آیا بازی می کنید؟ و یا فقط نقش خدا را دوست می دارید که بازی کنید؟ آری براستی مدتی است که دیگر نقش آدم فراموش شده است و بازی این نقش چه تهوع انگیز و نفرت آور و زجر دهنده گشته است و عین جنون و جنایت محسوب می شود و هیچ تماشاگری هم ندارد.

...

برای آدم بودن چه زجرها کشیدید. ولی کافی بود که هیج کاری نکنید همین و بس! تمام جان کندن شما برای آن بود که آدمیت خود را برای دیگران به اثبات برسانید و نتوانستید و لذا اصلا آدم بودن خود را طرد و نابود ساختید زیرا کسی نبود که آدمیت شما را تصدیق کند، آنکسی هم که تصدیق کرد او را تکفیر نموده و کشتید و سپس به تقلید از وی پرداختید تا شاید آدمیت شما برای خودتان ثابت شود ولی نشد و دیوانه گشتید و آدمیت را بکلی منکر شدید. آن کس همواره من بوده ام که یکبار دگر زنده شده ام ولی هیچ کس را طالب آدم شدن نمی یابم....

از کتاب"ابّر انسان" استاد علی اکبر خانجانی ص ۷




برچسب ها : بازیگری ، بازی نقش ، آدم شدن ، خوشبختی ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 2 اسفند 1396 توسط حسن

در جستجوی خوشبختی

ھیچ جستجوئی احمقانه تر از جستجوی خوشبختی نیست زیرا خوشبختی در وجود ماست ھمانطور که

بدبختی.

لذا جستجوی خوشبختی و برنامه ریزی برای دست یافتن به آن به مثابه دنبال نخود سیاه رفتن است .

برای رسیدن به خوشبختی کافیست که از جستجوی آن دست بکشیم و برایش برنامه ریزی نکنیم بلکه

باز ایستیم زیرا خوشبختی که ھمان احساس رضایت قلبی است ھرگز امری مربوط به شرایط و امکانات

نیست و گرنه بشر مدرن اکثراً می بایستی خوشبخت شده باشند زیرا بخش عمده ای از آرزوھای

انسانھای دوران گذشته درعصر ما تحقق یافته است درحالیکه انسان مدرن بدبخت ترین انسانھاست .

گرایش جھانی به خود – تخدیری و خودکشی و اوج گیری توحش و جنون و جنایت دال بر این بدبختی

فزاینده است .

ایده و آرمان و برنامه برای خوشبختی تنھا قلمرو پیدایش بدبختی است . آنچه که خوشبختی نامیده می

شود نام مستعار بدبختی است که شیطان در ذھن ما القاء کرده است و ما را به آن وعده می دھد .

بدبختی محصول ایده و آرمانی است که خوشبختی نامیده می شود . بدبختی معلول آرمانشھرھای

ذھنی ماست که ما را از کانون خوشبختی حقیقی که دل ماست و اکنونیّت ماست غافل کرده است .

خوشبختی فردا، ایده شیطان است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 10



برچسب ها : خوشبختی ، برنامه ریزی ، احساس رضایت ، وعده شیطان ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 7 آبان 1396 توسط حسن

پول و صداقت

آنچه که موجب دروغگوئی و ریاکاری و مکر بشر است تلاش برای پنھان داشتن امیال و افکار و اعمال

زشت است . و ھمه زشتی ھای بشر برخاسته از دنیا پرستی و بولھوسی ھای اوست و کل دنیای

بشری در پدیده ای بنام پول متمرکز و فشرده شده است و لذا پول پرستی حرف اول و آخر کفر و

مادیگری و تباھی بشر است و علت ھمه ریاکایھای اوست . و اینست که انسان پول پرست نمیتواند

در روابطش با دیگران صادق باشد زیرا روح و ادعای انسانی او در عاطفه و عشق و عقل و دین مانع

بروز پول پرستی صادقانه است . و اگر کسی بخواھد پول پرستی اش را در روابط آشکارسازد تک و

مطرود عالمیان می شود .

پس اینکه کافران ادعای صدق دارند و مؤمنان را ریاکار می دانند تھمت خلاف واقع است . زیرا فقط

خداپرستان و اھل تقوی می توانند در روابطشان صادق باشند زیرا خداپرستی و حق دوستی موجب

افتخار است و این پول پرستی و بولھوسی و خود خواھی است که موجب ننگ و نفرت میشود و لذا

باعث ریاکاری است. علی (ع) می فرماید: « من پیشوای مؤمنانم و پول ھم پیشوای کافران است ».

در تعریف اسلامی مؤمن کسی است که تحت اطاعت امام ھدایت است و امام ھدایت کسی است

که خدا را در دلش می پرستد و لذا مؤمنانش را از اسارت پول نجات می بخشد و اصولاً رستگاری

چیزی جز رستن از اسارت پول نیست زیرا پول پرست مجبور است که شبانه روز ریا کند و دروغ بگوید

حتّی به خودش. زیرا انسان پول پرست حتّی از خودش شرم می کند با خود صادق باشد .

پس ریاکاری علّتی جز پول پرستی ندارد. پول پرستی علّت خود فریبی است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 97




برچسب ها : پول پرستی ، صداقت ، عاطفه ، خوشبختی ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 4 آبان 1396 توسط حسن
طلاق : بهترین یا بدترین اقدام ؟

طلاق اگر به نیّت نجات دین و عصمت و اعتلای شرف و معرفت باشد بھترین و نجات بخش ترین اقدام
زندگی فرد است . ولی اگر برای بولھوسی و اشاعه ھرزه گی باشد تباه کننده ترین واقعه د ر زندگی
محسوب می شود . و ھر طلاقی بر یکی از این دو اساس رخ می دھد .و نیز در ھر طلاقی آن طرفی
که طلاق می خواھد و بر آن اصرار می ورزد مسئولیت واقعه راخواه ناخواه بر دوش میگیرد . لذا ھر
فردی در واقعه طلاق یا براستی خوشبخت و سعادتمند در دو دنیا می گردد و یا تباه شده ودر غایت
شقاوت ساقط می شود .
طبق آمار و روان شناسی طلاق در اکثریت قریب به اتفاق موارد زنان خواھان و باعث طلاق می
باشند زیرا غریزتاً مرد در مقام عاشق و دلداده و مسئول زندگیست و بندرت خواھان طلاق است مگر
اینکه برای نجات عصمت و شرف و احیای دین باشد . و چون زن اصولاً در مقام محبوب قرار دارد طرح
طلاق ھمواره بعنوان یک ناز و باج گیری و تھدید مورد استفاده است و چه بسا در یکی از این نازھا و
تھدیدھا براستی طلاق رخ می دھد و زن تا به آخر عمرش توان باور این واقعه را ندارد و بوضوح می
بیند که بعنوان عذاب نازش مبتلا به این واقعه شده است .
در اکثریت قریب به اتفاق طلاق ھا ، اصولاً زن بازنده است زیرا یک زن مطلقه آن گوھرۀ محبوبیت را
ذاتاً از دست می دھد و از چشم ھا و دل ھا می افتد و این راز بدبختی زن است زیرا تمام احساس
وجود زن در محبوبیت او در دل یک مرد نھفته است و زن مطلقه اصولاً این احساس را از دست می
دھد مگر اینکه براستی برای نجات عصمت خود طلاق گرفته باشد که امری بسیار نادر است .
ھر طلاقی برای ھر یک از طرفین یا برای نجات دین و عصمت و شرف فطری است و یا برای رھائی از
آن و توسعه ھرزه گی . و از این دو حالت خارج نیست . لذا طلاق یا بھترین واقعه و اقدام درزندگی
است و یا بدترین آن . یا سعادت بخش است و یا ویرانگر و تباه کننده .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 56



برچسب ها : علت طلاق ، هرزگی ، درخواست طلاق ، خوشبختی ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 26 شهريور 1396 توسط حسن

در جستجوي خوشبختی

ھیچ جستجوئی احمقانه تر از جستجوی خوشبختی نیست زیرا خوشبختی در وجود ماست ھمانطور که

بدبختی.

لذا جستجوی خوشبختی و برنامه ریزی برای دست یافتن به آن به مثابه دنبال نخود سیاه رفتن است .

برای رسیدن به خوشبختی کافیست که از جستجوی آن دست بکشیم و برایش برنامه ریزی نکنیم بلکه

باز ایستیم زیرا خوشبختی که ھمان احساس رضایت قلبی است ھرگز امری مربوط به شرایط و امکانات

نیست و گرنه بشر مدرن اکثراً می بایستی خوشبخت شده باشند زیرا بخش عمده ای از آرزوھای

انسانھای دوران گذشته درعصر ما تحقق یافته است درحالیکه انسان مدرن بدبخت ترین انسانھاست .

گرایش جھانی به خود – تخدیری و خودکشی و اوج گیری توحش و جنون و جنایت دال بر این بدبختی

فزاینده است .

ایده و آرمان و برنامه برای خوشبختی تنھا قلمرو پیدایش بدبختی است . آنچه که خوشبختی نامیده می

شود نام مستعار بدبختی است که شیطان در ذھن ما القاء کرده است و ما را به آن وعده می دھد .

بدبختی محصول ایده و آرمانی است که خوشبختی نامیده می شود . بدبختی معلول آرمانشھرھای

ذھنی ماست که ما را از کانون خوشبختی حقیقی که دل ماست و اکنونیّت ماست غافل کرده است .

خوشبختی فردا، ایده شیطان است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 10



برچسب ها : خوشبختی ، بدبختی ، برنامه ریزی ، اعتیاد ، شانس و اقبال ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 شهريور 1396 توسط حسن
مکتب اصالت اقتصاد
(آنانکه از سنگ هم پست ترند)

مذھب جھانی بشر مدرن ھمان مذھب اصالت اقتصاد است . بشر مدرن اقتصادی ترین بشر کل تاریخ
است که حتی رستگاری روح خود را ھم درگرو اقتصاد و پول می داند. و این بدان معناست که بشر ھرگز
تا این حد احمق و دیوانه نبوده است. امروزه حتی علمای دینی ھم بر این باورند که بی پول نمیتوان به
خدا رسید و لذا اصل اول دین آنھا اینست : آنرا که معاش نیست معاد نیست !؟ در واقع امروزه ھمه
مارکسیست و ماتریالیست شده اند که کرسی خدا و اساس عرش او را ھم علم اقتصاد می دانند.
و براستی که چه نیکو گفت امام خمینی که « اقتصاد مال خر است »ھر چند که این سخن ایشان ھرگز
پخش و تکرار نشد. واقعیت اینست که حتی خر و گاو ھم براساس اقتصاد زندگی نمی کنند و اینست که
ھیچ گاو و خری از گرسنگی نمی میرد و دچار سوء تغذیه و زخم معده نمی شود مگر آنھائی که در اسارت
بشرند که بیچاره ھا از جنون بشری دچار جنون گاوی و خری شده اند که در حقیقت جنون بشری است
که به آنان سرایت کرده است . اقتصاد مذھب خر ھم نیست مذھب شیطان است که فقط به بشر تعلیم
داده شده است . بشر اقتصاد پرست مصداق این کلام خداست که : از حیوانات ھم پست ترند. و بلکه از
نباتات و حتی جمادات: آنانکه قلوبشان از سنگ ھم سخت تر است – قرآن- یعنی از جنس فولاد و بتون
است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 14


برچسب ها : اقتصاد ، خوشبختی ، سوء تغذیه ، امام خمینی ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 شهريور 1396 توسط حسن

پاسخ به یک نامه
( آیا خدا هستید)
س:
در سایت شما با کتابی بنام « ھستی بایستی » روبرو شدم که گویا زندگینامه عرفانی شماست که شما
در این کتاب ادعای خدائی کرده اید آیا اینطور نیست ؟منظور شما چیست ؟
پاسخ ما :
گمان نمی کنم خداوند در جائی گفته باشد که فقیر و حقیر و بیمار و بیکس و بدبخت است. من در این
کتاب ادعای انسانی کرده ام و نشان داده ام که انسان بودن بسیار شاقه تر از خدا بودن است. و لذا
ھیچکس تاکنون چنین ادعائی نکرده بلکه بسیاری ادعای خدائی کرده اند. و ما ھم خواسته ایم تا آبروی
فقر و بیماری و بدبختی بشر را حفظ کنیم. و بلکه به آن فخر نمائیم زیرا پیامبر ما این درس را بما آموخته
است. پس شما ھم چنین ادعائی کنید که خدا پسندانه ترین ادعاھاست آنھم در دوره ایکه حتی مبلغان
دینی و اخلاقی ھم فقر را لعنت می کنند و عملاً فقط ثروتمندان را به بھشت می فرستند.
بھرحال مطمئن باشید ھیچکس چنین خدای فقیر و بیمار و بدبخت را به خدائی قبول نمی کند و لذا ھیچ
خدشه ای بر عرش او وارد نمی شود خیالتان راحت باشد او خودش به تنھائی می تواند از خودش
حراست کند و نیازی به بادی گارد ندارد.
منظور ما از این کتاب آن است که ترمز را بکشید و اندکی مکث کنید در سراشیبی راھی که خوشبختی

نامیده اید.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 35



برچسب ها : ادعای خدایی ، فقر ، بدبختی ، خوشبختی ،
نوشته شده در تاريخ شنبه 28 مرداد 1396 توسط حسن

چند این – همانی(1)

*کفر زن ھمان نازش در قبال شوھر است .

*غرور ھمان خود- فریبی است .

*دین ھمان واقعیت است .

*عشق ھمان خود پرستی در غیر خویش است .

*شرک ھمان چند منظوره بودن یک عمل است .

*ھمسر ھمان جمال نفس تو است .

*خواب ھمان مرگ خفیف است .

*آرزو ھمان دام شیطان است .

*خوشبختی ھمان رضایت است .

*صدق ھمان دین داری است .

*عرفان ھمان خود شناسی است .

*صنعت ھمان ماشین دوزخ است .

*طبیعت ھمان درب جنّت است .

*آخرت ھمان باطن است .

*ابلیس ھمان منیّت است .

*نفاق ھمان فاصله بین ذھن و دل است .

*نماز ھمان گفتگو با خویشتن خویش است .

*اندیشه ھمان جدال بین بود و نبود است .

*مستی و نشئگی ھمان عبادت کافران است .

*تن ھمان صورت روح است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 33



برچسب ها : ناز زن ، غرور ، دین ، عشق ، همسر ، خوشبختی ، نشئگی ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 29 تير 1396 توسط حسن

حس هستی

برای آدمی تنھا چیزی که احساس حیات و حسِّ ھستی پدید می آورد محبوبیّت است . ھمه کسانی که

روی به خودکشی ھا و مخدرات می کنند این حس را از دست داده و دیگر در دل کسی محبوب نیستند .

آنچه که ھویّت فردی نامیده می شود برخاسته از محبوبیّت است . کسی که لایق محبوب یک نفر نیست

چیزی نیست و بودن را در خود در نمی یابد و احساس نابودی و ھیچی می کند . این وضعیت در زنان

بصورت ھرزه گیھا و در مردان بصورت بزھکاریھا خودنمائی می کند . بنابراین ھر آنچه که تحت عنوان بی

ھویتی و تبھکاری و مفاسد اخلاقی و ھرج و مرج در جامعه ای خودنمائی می کند حاصل فقدان محبت

است .

« من ھستم چون محبوب ھستم »:این تنھا تعریف از ھستی انسان و لایق انسان است که حقیقت

ھستی انسانی را بیان می کند . آنکه محبوب دلی نیست اصلاً نیست و برای جلب محبوبیت لااقل در نزد

یک نفر دست بھر کاری می زند حتّی روسپی گری و یا جنایت .

آنکه محبوب است ھست و آنکه ھست نیازی به اثبات خویشتن ندارد . زیرا ھمه تلاشھای مذبوحانه

بشری در جھت اثبات ھستی خویش است .

ھمه دروغھا ، فریب ھا ، جنونھا ، جنایت ھا ، اعتیاد ھا و مفاسد اخلاقی و اقتصادی و سیاسی معلول

فقدان محبت است .

ھمه ما نیازمند کسی ھستیم که ما را برای خودمان دوست بدارد در ھر وضعیتی .

کسی ھم ھست که از ارادۀ به محبوبیت بی نیاز باشد و خود مظھر دوست داشتن و عشق ورزیدن به

دیگران باشد ؟ حتی خداوند ھم مخلوقاتش را آفریده تا او را دوست بدارند و بپرستند و در غیر اینصورت

عذابشان می کند . آنکه ما را برای خودمان دوست بدارد و توقع محبت ھم نداشته باشد امام است .


از کتاب "دائره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 189



برچسب ها : حس خوب ، هستی ، محبوبیت ، خودکشی ، اعتیاد ، خوشبختی ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]