کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 5 ارديبهشت 1398 توسط حسن

خودکشی

هرگز فقر و نداری و ورشکستگی و ناکامی و تنهائی و رسوائی جمعاً بخودی خود قادر نیست که انسانی را بخودکشی بکشاند. بدبختیها از هیچ نوعش نمی تواند علت خودکشی باشد بلکه می تواند توجیه و توضیح و بهانه منطقی خودکشی باشد و خود فردی که مرتکب این عمل می شود بخوبی می داند که اینها همه دروغ است و خودکشی اش علت دیگری دارد.


آنگاه که چه خوشبختی و موفقیت و چه بدبختی و ناکامی هیچ علت و معنا و انگیزه ای نداشته باشد خودکشی رخ مینماید. آنگاه که انسان جز خود خودش علتی برای آنچه که هست نیابد خودکشی بسیار آسان و ممکن میشود و کلاً جان بی ارزش می گردد و به بهانه ای از دست می رود.


خودکشی معلول احساس پوچی است. اکثر کسانی که خودکشی می کنند نه خیلی خوشبخت هستند و نه خیلی بدبخت. نه خیلی پولدار و نه خیلی فقیر. نه خیلی ناکامند و نه خیلی به کام رسیده.

خودکشی خاصل رویاروئی انسان با خودش می باشد بهر بهانه و وضعیتی. بدون تردید هرگز وضع خاصی موجب خودکشی نمی شود.


از کتاب فلسفه جهانی دین

54 کتاب صوتی (16) فلسفه جهانی ‌دین - ۱۳۸۴ (Universal Philosophy of Religion)

54-  کتاب فلسفه جهانی ‌دین - ۱۳۸۴ (Universal Philosophy of Religion)

همه کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@


 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95




برچسب ها : خودکشی ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 23 دی 1397 توسط حسن

متافیزیک زندگی - فراسوی کفر و ایمان


1- آیا براستی مجموعه آثارم که کل عمر مفیدم را بخود مشغول داشته است توانسته است حتی اندکی به خود من در بهتر زیستن یاری رساند؟


2- اگر زندگی من برای خودم چیزی جز اندیشیدن و نوشتن نبوده است پس بمانند اینست که از خودم بپرسم که آیا نفس کشیدن توانسته است در زیستن بمن یاری رساند؟


3- من جز خدا هیچ موضوع دیگری برای زیستن و اندیشیدن و نوشتن نداشته ام من فقط به جستجوی خدا بوده ام. آیا براستی او را یافته ام؟ 


4- جستجوی من برای یافتن خدا برای چند منظور بوده است: یکی اینکه از او بپرسم برای چه مرا آفریده و بدنیا آورده است زیرا هیچ انگیزه ای دل چسب برای زیستن نداشته ام. و دوم اینکه از او بپرسم که چرا مردمان اینقدر زجر می کشند و با اینکه اینقدر زندگی را دوست دارند از آن لذتی نمی برند الا برای تظاهر. در حقیقت مردم هم درست مثل من هستند یعنی نمی دانند که برای چه زنده اند و لذا سعی می کنند سر خود را گرم کنند تا به این مسئله فکر نکنند. ولی من موفق نشدم که خود را فریب دهم و به چیزی غیر از این فکر کنم.


5- به بیان دیگر آدمی اگر اینهمه نیازهای جانکاه و اینهمه درد و رنج نمی داشت حتماً خودکشی می کرد. ولی فرصتی برای خودکشی باقی نمانده است.


6- من می خواستم از او بپرسم که برای چه مرا و آدمها را آفریده است ولی آنگاه که دیدمش آنقدر زیبا و مهربان بود که سئوالم از یادم رفت و رفت و رفت تا اینک پس از عمری دوباره به یادم آمده است.


از کتاب متافیزیک زندگی تآلیف استاد علی اکبر خانجانی ص 13


کتاب های صوتی متافیزیک زندگی :

فهرست مطالب : 

متافیزیک زندگی انسان آخرالزمان - در ورای کفر و ایمان - هستانه ( حرکت جوهری ) - مسائل متافیزیک - پدیده شناسی فرهنگ ایرانی - مقدمه ای بر متافیزیک ( بهشت شناسی ) - بشر به کجا می رود.


103 کتاب صوتی (1) متافیزیک زندگی‌ - ۱۳۸۸ (Metaphysic of life)

103 کتاب صوتی (2) متافیزیک زندگی‌ - ۱۳۸۸ (Metaphysic of life)

103 کتاب صوتی (3) متافیزیک زندگی‌ - ۱۳۸۸ (Metaphysic of life)

103 کتاب صوتی (4) متافیزیک زندگی‌ - ۱۳۸۸ (Metaphysic of life)

103 کتاب صوتی (5) متافیزیک زندگی‌ - ۱۳۸۸ (Metaphysic of life)

103 کتاب صوتی (6) متافیزیک زندگی‌ - ۱۳۸۸ (Metaphysic of life)  

103-  کتاب متافیزیک زندگی‌ - ۱۳۸۸ (Metaphysic of life)

همه کتاب های صوتی و متنی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: akharozzaman2@


 نشانی آپارات : aparat/bihamta95



برچسب ها : انسان آخرالزمان ، متافیزیک ، خودکشی ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 24 آبان 1397 توسط حسن

یگانگی

0+1+31- عشق و عقل نمایشی کوتاه برای همسر است و نمایشی بس شاقه. لذا عمر زناشوئی ها بس کوتاه است الا اینکه هر دو دست از عشق و عقل بردارند و فاسق و دیوانه شوند ... اینست یگانگی!


0+1+32- بشر در طی هزاران سال نمایش عشق و عقل و وفا و وجدان بالاخره خسته و هلاک شد و تصمیم گرفت مدرن شود... اینست یگانگی!

0+1+34- هیچکس نمی تواند به موقعش حرفش را بزند زیرا زمان به آخر رسیده است لذا هیچکس حرفی نمی زند الا اینکه نادم می شود. و اینست که همه حرفها مسخره است و جز حرفهای مسخره (طنز) شنونده ای ندارد... اینست یگانگی!


0+1+37- هر عملی رسوا کننده خدا نبودن بشر است. بدین گونه خدا شناخته و معرفی می شود در بشر... اینست یگانگی!

0+1+42- کسی که خودکشی می کند کسی را سراغ دارد که می داند با این کارش او را دوست خواهد داشت ... اینست یگانگی!


0+1+33- آنکه یگانگی را فهم و تصدیق کند می تواند خودش را فهم و تصدیق کند و یگانه باشد در غیر اینصورت دوگانه است در هیکلی یگانه ... اینست یگانگی!


0+1+58- کسی که فنا را دوست نداشته باشد خدا را دوست ندارد و از خودش نیز بیگانه و بیزار است ... اینست یگانگی!

0+1+66- آنکه شاکی از هستی خویش است مریض (راضی شده) می شود تا راضی شود به نیستی خویش ... اینست یگانگی!


از کتاب یگانه تألیف استاد علی اکبر خانجانی


دانلود همه کتاب های استاد (متنی و صوتی ) از سایت : nooreomid.net

نشانی تلگرام: khodshenasi4@ 



برچسب ها : مریضی ، نمایش عشق ، خودکشی ، طنز ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 10 آبان 1397 توسط حسن

حق الیقین - 2000 حکمت 

918- آنچه که امروزه درویشی نامیده می شود ایدئولوژی سیاسیِ معتادان و قاچاقچیان مواد مخدر است.

923- اسلام یک اصل عملی بیشتر ندارد آن صدق است.


930- بدی خود را اقرار کن در نزد خوبتر از خودت تا خوب شوی.

938- نماز ریائی عذاب آورترین عمل برای منافقان است و این جزای نفاق در دین خداست.


943- اجبار در دین خدا بدترین ظلم است و بدترین فساد را به بار می آورد.

978- آنکه خودش را می کشد مأیوس است از رحمت خدا در دنیا و امیدوارست به رحمتش در آخرت.


1014- یکی از مصادیق ختم نبوت این است که دیگر هیچ حقیقتی به واسطه کلام قابل انتقال نیست.

1041- جاهل خود را خردمند می داند و عالم خود را جاهل می داند. آیا تعجب نمی کنید؟


1050- خود-شناسی چهار رکن دارد: ابلیس شناسی، پیامبرشناسی، دوست شناسی(ولایت) و خداشناسی.

1087- نمایش پرستی(تأتر، سینما، تلویزیون، ویدئو و ...) مظهر به قداست رسیدن ریا است.


از کتاب حق الیقین تألیف استاد علی اکبر خانجانی 

@khodshenasi4

nooreomid.net



برچسب ها : خودکشی ، فیلم ، اسلام ، سختی نماز ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 17 خرداد 1397 توسط حسن

جعل الهی


۱۴َـ یکی از رایج ترین انکار و کفران جعل الهی در بشر همانا همسر است که هرکسی همسرش را لایق خود نمی داند و خود را بهتر و برتر می پندارد. و دیگر موقعیت اقتصادی و معیشتی است. و دیگر موقعیت جغرافیایی و نژادی است. و دیگر موقعیت جنسی است و... و شاهدیم اکثرأ با این جعلیات الهی که عین عدل و رحمت اوست در انکار و جدالند که این عین کفر بشر است. و کفری واضح تر از این نیست که به انواع خودکشی ها و تخریب ها و مفاسد و جنون و جنایات منجر می شود. 


استاد علی اکبر خانجانی


کتاب خداشناسی امامیه جلد سوم ص ۴۷۸



برچسب ها : کفر ، فساد ، خودکشی ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 13 خرداد 1397 توسط حسن

حماقت و خود - فریبی در آخرالزمان 


حماقت به عنوان خود - فریبی یک واقعه بغایت لطیف و حیرت آور و مالیخولیائی است و به مثابه آخرین تلاش ذاتی انسان برای ادامه زندگی در مراحلی است که حقیقت بیرحمانه رخ می نماید. بطور مثال یکی از مواقعی که اشد خود - فریبی ها بصورت یک جریان اجتماعی پدیدار می شود موقع بروز انقلابات است و یا وقوع فجایع طبیعی و یا ظهور یک انسان بر حق مثل پیامبر یا عارفی. در این مواقع خود - فریبی ( حماقت ) بصورت یک ناجی نامرئی به داد عوام می رسد تاادامه زندگی را ممکن سازد. ولی خطر که گذشت آن جادو از بین می رود و بالاخره سیمای واقعی حقیقت در مقابل نگاه مردم عریان می شود و مجبور به تصدیق شده و قابل پذیرش می شود. به همین دلیل اکثر مردم همواره مرده پرست و مرتجع هستند و این امری اجتناب ناپذیر می شود. ولی امروزه که عرصه آخرالزمان به معنای ظهور بلاوقفه حقیقت می باشد مردم مجالی برای خود - فریبی به سبک سنتی ندارند و لذا به داروها و مخدرات پناه می برند و نیز خودکشی ها و جنونها و جنایت ها رخ می نماید. و این بدان معناست که خود - فریبی مستمراً ناممکن تر می شود.


استاد علی اکبر خانجانی


کتاب شناخت شناسی ص ۵۹



برچسب ها : خودفریبی ، آخرالزمان ، خودکشی ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 16 شهريور 1396 توسط حسن

فلسفۀ خود کشی »


به لحاظی عصر جدید را بایستی عصر خود – کشی نیز نامید ھمانطور که کل این تمدن را بایستی تمدنی
خود – بر انداز دانست زیرا دارای ذاتی کافرانه است و کفر به معنای انکار خویشتن است. لذا ھر کسی
که از اصول کافرانه این تمدن که دارای ماھیتی غربی است بیشتر پیروی کند زودتر به خود – کشی
میرسد. می دانیم که خود –کشی نیز مثل اکثر پدیده ھای این دوران از غرب آغاز شد .و بصورت فرھنگی
جھانی در آمد . در قرن بیستم حتی شاھد بروز فلسفه ھائی از اروپا ھستیم که توجیه و تقدیس خود –
کشی است .
می دانیم که به لحاظی ، ارسطو پیامبر غرب است و بسیاری از پیروان او مثل لوکرتیوس و از جمله خود
او مرتکب خود کشی شدند. در کشور ما نیز کسی چون صادق ھدایت به دام فلسفه نیھیلیستی سارتر و
کامو و کافکا افتاد و خود کشی کرد .
به لحاظ روانشناسی ، خود کشی حاصل غایت خود – پرستی و خود – محوری می باشد تا آنجا که
خودیّت فرد ھمچون دیوی به جانش می افتد و از صاحبش انتقام می ستاند. و به لحاظ معرفت دینی می
دانیم که کفر ھمان خود پرستی و منیّت افراطی می باشد. در واقع یک فرد خود – پرست بجای اینکه
« خود » و منیّت را در نفس و اعمال خود سر کوب و ادب نماید و آنرا تضعیف سازد و بکشد، تن خود را
بجای نفس خود اشتباه گرفته و به قتل می رساند. در حقیقت نفس او از تن او که قلمرو اعمال خود
پرستانه است انتقام می گیرد. تمدن مدرن قلمرو اصالت فردیّت و خود پرستی و آزادیھای بی قید و شرط

است و ھمین امر زمینۀ روانی خود کشی می باشد . خود کشی معلول آزادیھای بی قید و شرط است.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 169



برچسب ها : خودکشی ، فرهنگ غربی ، صادق هدایت ، قتل ،
نوشته شده در تاريخ جمعه 10 شهريور 1396 توسط حسن

احساس نابودي « عصر پوچی »

دردم از ھیچ است و درمانم به ھیچ!


به لحاظی عصر جدید را بایستی عصر نابودی بشر دانست. امروزه ھر کسی از پیر و جوان و فقیر و غنی و
شرقی وغربی و کافر و مؤمن به نوعی دچار چنین احساسی است که عموماً ھیچ دلیل منطقی ھم
ندارد. این وضعیت روانی از احساس پوچی آغاز شده و به احساس ھراس از نابود شدن میرسد که
آستانۀ اعتیاد و خود کشی و جنون و جنایت است .
نیچه بزرگترین فیلسوف آینده تاریخ تمدن غرب ، عصر جدید را عصر حاکمیّت جھانی نیھیلیزم (نیست
انگاری ) و خود را ھم پیامبر این عصر نامیده است. خود او نیز در قھقرای این ھیچی و پوچی سقوط کرد و
ده سال آخر عمرش را در جنونی بس عجیب ، خاموش ماند و فقط نظاره کرد. او تراژیکترین سیمای
فلسفۀ غرب است. در فلسفۀ او از مطلق کفر تا غایت ایمان حضور دارد و لذا ھر کسی میتواند خود را با
او ھم ذات پندارد. برخی او را نابغه و برخی او را دیوانه می خوانند برخی ھم قدیسش می پندارند برخی
ھم عین شیطان. بھرحال او ھمه وجوه انسان مدرن را در خود دارا بود و کاملترین انسان مدرن محسوب
می شود .
بھرحال احساس پوچی و نابودی بشر مدرن چند علت منطقی دارد:


1- شکم سیری و عیاشی و مصرف پرستی و آزادیھای بی قید و شرط.

2- به کام رسیده گی سریع .

3- دانائی و اطلاعات بی خاصیت و بی معنا که حاصل سواد آموزی اجباری و رسانه ھای جھانی و انفجار

اطلاعات است .


4- تضاد فزاینده طبقاتی بین فقیر و غنی .

5- ناامنی حاصل از امراضلا علاج و سلاحھای امحای جمعی .


6- نابودی اعتماد و وفا و محبت مخصوصاً در خانواده ھا .


7- سبقت تکنولوژی از اراده بشری .

8- آثار روانی آلوده گیھای محیط زیست مثل وآب و ھوا و آلوده گیھای صوتی و امواج ماھواره ای .


ولی بنظر ما علت العلل این پوچی و نابودی واقعه ایی است که ما آنرا آخرالزمان و قیامت می نامیم که

عرصه ظھور اعماق نفس بشر بواسطه تکنولوژی می باشد و قلمرو ظھور حق و رویاروئی با خداوند که
غایت قیامت است. ظھور حق منجر به ابطال نفس بشر گشته است و بیھوده گیھای امیال و آرزوھا و
باورھای دیرینه انسان در طول تاریخ . بسیاری از اصول بدیھی علم در حال ابطال است. بسیاری از قواعد
و قوانین اجتماعی در حال انقراض است. بسیاری از باورھا و مقدسّات کھن در حال فروپاشی میباشد و
بطالت و دروغ بسیاری از ایده الھای بشری محقق گردیده است و بسیاری از آرمانھا و ایدئولوژیھا در ورطه
عمل به پوچی رسیده اند و بسیاری از ادعاھا رسوا گردیده اند و ھر کسی در نزد خودش ھیچ و پوچ شده
است. و این نتیجه اجتناب ناپذیر عصر خرد گرائی و علم پرستی است که بسیاری از عرفای قدیم قرنھا
پیش از این به آن رسیده و بطالت عقل علیتّی را درک نموده بودند .
بشریّت بر آستانه عقل و علم و عشق و آرمان برتری قرار دارد و نیز دین و آئین برتر و تمدنی دگر. ولی تا
یافتن درب این انسان و جھان دگر قربانیان بسیار خواھند بود و نسل ھای میلیونی و میلیاردی فدا خواھند
شد. و نیھیلیزم ھمچون مسلخ یک دوره از تاریخ رخ نموده و بشریّت را به فراسوی تاریخ می خواند و
پروندۀ مدرنیزم را می بندد وجھان براستی پست مدرن را افتتاح می کند. برای نجات از این مسلخ تاریخی

ایمانی ناب و معرفتی قلبی و عشقی خالص میطلبد. دیگر مذھب شرک و نفاق بکار نمی آید .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 172



برچسب ها : احساس پوچی ، احساس نابودی ، ناامیدی ، اعتیاد ، خودکشی ، فاصله طبقاتی ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 29 تير 1396 توسط حسن

حس هستی

برای آدمی تنھا چیزی که احساس حیات و حسِّ ھستی پدید می آورد محبوبیّت است . ھمه کسانی که

روی به خودکشی ھا و مخدرات می کنند این حس را از دست داده و دیگر در دل کسی محبوب نیستند .

آنچه که ھویّت فردی نامیده می شود برخاسته از محبوبیّت است . کسی که لایق محبوب یک نفر نیست

چیزی نیست و بودن را در خود در نمی یابد و احساس نابودی و ھیچی می کند . این وضعیت در زنان

بصورت ھرزه گیھا و در مردان بصورت بزھکاریھا خودنمائی می کند . بنابراین ھر آنچه که تحت عنوان بی

ھویتی و تبھکاری و مفاسد اخلاقی و ھرج و مرج در جامعه ای خودنمائی می کند حاصل فقدان محبت

است .

« من ھستم چون محبوب ھستم »:این تنھا تعریف از ھستی انسان و لایق انسان است که حقیقت

ھستی انسانی را بیان می کند . آنکه محبوب دلی نیست اصلاً نیست و برای جلب محبوبیت لااقل در نزد

یک نفر دست بھر کاری می زند حتّی روسپی گری و یا جنایت .

آنکه محبوب است ھست و آنکه ھست نیازی به اثبات خویشتن ندارد . زیرا ھمه تلاشھای مذبوحانه

بشری در جھت اثبات ھستی خویش است .

ھمه دروغھا ، فریب ھا ، جنونھا ، جنایت ھا ، اعتیاد ھا و مفاسد اخلاقی و اقتصادی و سیاسی معلول

فقدان محبت است .

ھمه ما نیازمند کسی ھستیم که ما را برای خودمان دوست بدارد در ھر وضعیتی .

کسی ھم ھست که از ارادۀ به محبوبیت بی نیاز باشد و خود مظھر دوست داشتن و عشق ورزیدن به

دیگران باشد ؟ حتی خداوند ھم مخلوقاتش را آفریده تا او را دوست بدارند و بپرستند و در غیر اینصورت

عذابشان می کند . آنکه ما را برای خودمان دوست بدارد و توقع محبت ھم نداشته باشد امام است .


از کتاب "دائره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 189



برچسب ها : حس خوب ، هستی ، محبوبیت ، خودکشی ، اعتیاد ، خوشبختی ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 فروردين 1396 توسط حسن

زن و قدرت مادي

زن را ضعیفه نامیده اند به این دلیل که ھرگز قادر به حفظ ھیچ قدرت مادی یا معنوی برای خویشتن

نیست الّا اینکه تحت ولایت یک مرد باشد . تجربه تاریخی زن در ھمه جای زمین نشان میدھد که استقلال

و قدرت اقتصادی و اجتماعی برای زن درحکم خودکشی می باشد و زن بطور خودبخودی از این قدرت در

خدمت تباھی خود استفاده می کند و محیط خود را به فساد و فتنه می کشد . ھر کجا ھم اگر زنی

توانسته به مسند قدرتی دوام آورد و عاقبت به خیر شود از حمایت کامل یک مرد در پس پرده این قدرت

بوده است . زن در قلمرو اقتدار دنیوی مقلّدی بیش نیست که این تقلید ھم اگر تحت حمایت یک مرد

خردمند و دلسوز نباشد به فساد می انجامد و خود او را تباه و رسوا می نماید.

در مسائل علمی ھم این قاعده پا برجاست . شھرت زنی ھمچون مادام کوری تماماً مدیون شوھرش بود

و چون شوھرش از میان رفت افول و رسوائی او تا سر حد جنون آغاز شد و کارش به تیمارستان کشید .

قدرت با عزّت خانم گاندی در ھندوستان نیز تماماً مدیون گاندی و نھرو بود و با از دنیا رفتن آنھا وی بسوی

مفاسد حکومتی کشیده شد و مافیای خانوادگی پدید آورد .

زن حتّی در قلمرو عشوه و بازیگری که تخصص خود اوست نیز بدون حمایت و رھبری یک مرد قادر به ھیچ

پیشرفتی نیست . ستارگان سینما بھترین نمونه این مدعا ھستند . زن فقط در ضعف خود آنھم با اتکاء به

ایمان و عصمت و تحت ولایت یک مرد خردمند قادرست که به ھویّت و عزّت وجودی خود نائل آید و صاحب

اقتداری زنانه شود .

قدرت برای ھر بشری قلمرو تباھی است ولی برای زنان در حکم خودکشی و نابودی بسیار سریع و

جبران ناپذیر می باشد . قدرت مادی موجب جنون زن شده او را به فساد می کشاند و ساقط می سازد.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص231




برچسب ها : قدرت زن ، خودکشی ، فساد ، مادام کوری ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سئو سایت ساخت وبلاگ افزودنی های بتن
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]