کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 25 فروردين 1398 توسط حسن

نشانه های خود-شناسی

کسی که خود را می شناسد همواره دگرگون می شود، به لحاظ کلام و حالات و آداب و راه و روش زندگی. و در عین حال در هر دگرگونی نیز آرامتر و مطمئن تر می شود. و نیز همواره در عطش دگرگونی و انقلاب درونی جدید است. 


کسی که خود را می شناسد موجودیتش در جامعه موجب پدید آمدن امواج خود-شناسی در افراد و گروهها می شود و هر کس و گروهی را ماهیتاً عیان می سازد. و در حقیقت برپا کننده قیامت برای مردم است تا هر فردی، نهان درون خود را عیان ببیند.


کسی که خود را می شناسد در باره هیچ کس و چیز دیگری وسواس و تردید و میلی ندارد.


کسی که خود را می شناسد نه تنها از همه بی نیاز است بلکه از خودش نیز بی نیاز است و برای همین است که هیچ آرزو و برنامه ای برای فردا ندارد و هیچ حسرتی هم از گذشته ندارد.

کسی که خود را می شناسد هیچ کاری نمی کند زیرا می بیند که همه کارها در مجرای درستش در حال انجام است. 


کسی که خود را می شناسد جز صبر کاری ندارد.


از کتاب خلقت دوباره ص30

۱۳ - کتاب صوتی(۱) خلقت دوباره (مکتب اصالت معرفت) ۱۳۷۶ (NEW CREATION)

۱۳ - کتاب صوتی(۲) خلقت دوباره (مکتب اصالت معرفت) ۱۳۷۶ (NEW CREATION)

۱۳ - کتاب صوتی(۳) خلقت دوباره (مکتب اصالت معرفت) ۱۳۷۶ (NEW CREATION)

۱۳ - کتاب صوتی(۴) خلقت دوباره (مکتب اصالت معرفت) ۱۳۷۶ (NEW CREATION)

۱۳ - کتاب صوتی(۵) خلقت دوباره (مکتب اصالت معرفت) ۱۳۷۶ (NEW CREATION)

۱۳ - کتاب صوتی(۶) خلقت دوباره (مکتب اصالت معرفت) ۱۳۷۶ (NEW CREATION)

۱۳ - کتاب خلقت دوباره (مکتب اصالت معرفت) ۱۳۷۶ (NEW CREATION)

همه کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@


 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95




برچسب ها : خودشناسی ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 17 دی 1397 توسط حسن

کتاب صوتی دائرة المعارف عرفانی جلد چهارم

تألیف استاد علی اکبر خانجانی


مصاحبه ای با استاد خانجانی-زندگینامه استاد-دشمن تمدن-بدبینی-

کتاب صوتی (1) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


انسان مومن-بیماری پوستی-گفتار درمانی-شستشوی مغزی-عصر حجر-... 

کتاب صوتی (2) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


معرفت-عرفان زن-مربی معنوی-عرفان درمانی-...

کتاب صوتی (3) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


عرفان عملی-تکنولوژی-تساهل در دین-...

کتاب صوتی (4) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


فلسفه سینما-هستی-عداالت و برابری-دموکراسی-...

کتاب صوتی (5) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


جبر و اختیار-جهانی شدن-دموکراسی-E=mc2...

کتاب صوتی (6) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


بار هستی-ایدز-عقل و قدرت-عقل ناب-فلسفه-تنهائی-اراده-...

کتاب صوتی (7) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


عشق و عدالت-علم و دین-حقیقت-آرایش-...

کتاب صوتی (8) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


برابری-عورت-غیرت و عفت-...

کتاب صوتی (9) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


آئینه-مطلق و نسبی-جهان های موازی-حکمت-بهشت-ماوراء طبیعت-...

کتاب صوتی (10) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


فلسفه-تفاهم و تناقض-ایمیونولوژی-عشق و معرفت-...

کتاب صوتی (11) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


حق وجود-حق با چیست-ماسکی به نام انسان-جبر و اختیار-ذهن-دلتنگی-هستی در دیگران-غم

کتاب صوتی (12) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


تفکر و تخیل-التقاط-فهمیدن-میزان چیست-ذات و صفات خدا در انسان-پارادایم-تاریخ مذهب

کتاب صوتی (13) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


متدولوژی دینی-اراده و زمان-ماوراء طبیعت-حافظه و معرفت-دنیا-مهم و فهم بشر-ریش-ماتریالیزم و ایده آلیزم 

کتاب صوتی (14) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


معرفت نفس-مصاحبه با خدا-روانشناسی کفر-دروغ و ریا-خودکشی-مستی و راستی-صدق-درد تنهائی-احساس نابودی-عصر پوچی

کتاب صوتی (15) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


خوشبختی-شناخت خدا-خود چیست-سخنی با جوانان-بیماری مقدس-خوبی و بدی-بخت-دل مومن-زنان متنفر از خود

کتاب صوتی (16) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


صداقت-چه می خواهی-اراده-صبر و جبر-آیا خدا کافیست؟-تنبلی و منبلی-ناز-حسادت-مشیت الهی و انسانی

کتاب صوتی (17) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


انواع خود-منافق-تفاوت انسانها-دل و ذهن-کافر کیست؟-امید-عذاب-

کتاب صوتی (18) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


من،تو،او-زن و کینه-فلسفه نیاز-مذهب دلبخواهی-امید-خطرات خاطرات-خودپرستی-انواع افکار-خودشناسی

کتاب صوتی (19) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


آبروی خدا-پس کی خودم می شوم-انسان شهید خدا-غایت صبر-دل شناسی-ترس از تنها شدن-مالیخولیای عشق-هدف از آفرینش-عجایب خودشناسی-من و غیر-دل شناسی

کتاب صوتی (20) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


از خودشناسی تا خداشناسی-خدا با کیست؟-یأس و امید-خودشناسی زن-انسان و شیطان-هدایت

کتاب صوتی (21) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


موت آخر-هویت واولوهیت-زن و خدا-اشد عذاب-خدا کجاست؟-مرگ خدا-ترس از مرگ-

کتاب صوتی (22) دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


کتاب دائرة المعارف عرفانی ۴ (رب شناسی‌،فلسفه شناخت،فلسفه خودشناسی‌وخداشناسی‌)


همه کتاب های صوتی و متنی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: akharozzaman2@


 نشانی آپارات : aparat/bihamta95



برچسب ها : خودشناسی ، رب شناسی ، خداشناسی ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 آبان 1397 توسط حسن

حق الیقین (2000 حکمت)


662- حافظه آدم دروغگو به او دروغ می گوید.

673- خودشناسی یکی از راههای سعادت نیست بلکه تنها راه سعادت است.


688- نشانه مرگ دل، حرص است.

715- آنکه در عشق به جنس مخالف حیا و پاکی پیشه کند به حقیقت دین می رسد.


729- انسان بر خودش حرام است.

747- تضاد فرد با جامعه نشانه میل سلطه گری فرد است بر جامعه.


755- اگر حق با توست پس چرا صبور و خموش نیستی.

779- معصوم کسی است که از گناه پاک شده باشد نه اینکه هرگز گناهی نکرده باشد. آنکه هرگز گناهی نکرده است فرشته است نه انسان.


805- واقعه کربلا برای هفتاد دو تن آن ناب ترین عیش ممکن بر روی زمین بود.

831- انسان، خدائی است که از مقام خویش عزل شده است و نمی خواهد این واقعیت را بپذیرد لذا به دروغ و ریا مبتلا می شود.


883- در رابطه با هر کسی به بن بست رسیدی یا آن را قطع می کنی و یا خیانت.

907- آنکه ثروت می اندوزد نمی تواند صادق باشد.


از کتاب حق الیقین (2000 حکمت ) تألیف استاد علی اکبر خانجانی

دانلود همه کتاب ها و کتاب های صوتی از سایت nooreomid.net




برچسب ها : کربلا ، خودشناسی ، خموشی ، حافظه ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 تير 1397 توسط حسن

ارزش معرفت


۲۴۵- ارزش خارق العاده معرفت آن است که انسانِ در حال سقوط آزاد را در نیمه راه بیدار می سازد و بال پرواز می بخشد. و در غیر این صورت انسان، پس از سقوط و انهدام بیدار می شود که دیگر راه نجاتی هم ندارد. انسان یا با نور معرفت بیدار می شود و یا با آتش دوزخ. من نخستین کسی هستم که بهشت و دوزخ و برزخ را در همین دنیا نشان دادم و دین را نقد نمودم و خدای نسیه را به عدم فرستادم.


استاد علی اکبر خانجانی


کتاب هستی بایستی



برچسب ها : ارزش علم ، خودشناسی ، بال پرواز ، سقوط ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 29 بهمن 1396 توسط حسن

عجائب خودشناسی


ھر که خود را فھم کند ھمه را فھم می کند زیرا ھمه انسانھا از نفس واحده اند .
ھر که خود را فھم کند خدا را ھم فھم می کند زیرا خداوند ذات خود است .
ھر که خود را فھم کند از سائر علوم بی نیاز می شود زیرا ھمه علوم از خودشناسی اند.
ھر که خود را فھم کند ھمه را دوست می دارد زیرا ھمه را ھمچون خود می بیند.
ھر که خود را فھم کند دروغ نمی گوید زیرا دروغ محصول نیاز است و او بی نیاز .
ھر که خود را فھم کند فریب نمی خورد زیرا به صدق رسیده است.

ھر که خود را فھم کند در خود قرار می گیرد و از دریوزه گی و دربدری می رھد.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی ج چهارم ص224



برچسب ها : خودشناسی ، شناخت دیگران ، بی نیازی ، فریب ،
نوشته شده در تاريخ شنبه 14 بهمن 1396 توسط حسن

چرا کسی کمبود عقل ندارد؟

براستی که آدمی و خاصّه انسان مدرن جز کمبود پول ھیچ کمبود دیگری احساس نمی کند . برای این

سئوال دو جواب متضاد وجود دارد . یکی اینکه خداوند به ھمه آدمھا عقل کامل بخشیده است و لذا

ھیچکس احساس نقص در عقل ندارد . در اینصورت پس کاملاً مسئول حیات وھستی خویش است و باید

خوب و بد سرنوشت خود را به گردن بگیرد . و امّا پاسخ دوم اینست که چون اکثریت مردم احساس کمبود

عقل نمی کنند ھرگز بدنبال رشد عقلانی نمی روند وبه ھمین دلیل این ھمه بدبخت ھستند و جھان تبدیل

به دیوانه خانه شده است و ھیچ جائی برای عقلا نیست وعاقلان یا محکوم به مرگند و یا در انزوا و سکوت

زندگی می کنند و لذا عقل قاچاق ترین چیزھاست و عقلا نیز ھمچون بھلول باید تجاھل کنند تا زنده بمانند .

بنظر ما این ھر دو پاسخ به ظاھر متضاد درست است و به مثابه دو روی یک سکّه واقعیت بشری است .

خداوند به ھمه عقل کامل بخشیده و درست به ھمین دلیل از ھمه مأخذه می کند . ولی این عقل مثل

کالائی نقد و بیرونی نیست که قابل مصرف باشد و مثل غذا مواد حیاتی را تأمین کند ھر چند که بشر حتی

در امور تغذیه ھم جاھل تر از حیوانات است .

مسئله اینست که عقل مثل یک ذخیره و گنج نھان در گوھره وجود بشر است که بایستی کاویده و استخراج

شود . و اینست معنای این آیات که پس چرا در خود نظر نمی کنید ، چرا در خود تفکر نمی کنید و.... . این

دعوت به استخراج نور عقل است . عقل چیزی نیست که در مدرسه و بازار قابل اکتساب باشد . آنچه که

در مدرسه و کتاب کسب می شود اطلاعات و اخبار گذشتگان است و محصولات عقلانی آنھاست . آدمی با

مصرف میوه درختان ھرگز به بار نمی نشیند و میوه نمی دھد . عقل ھمان علم زیستن است و در مدرسه

علم گذشتگان (اموات) تحصیل می شود . عقل بواسطه خود –شناسی و تأملات درونی و دقت و تفکر در

احوال و امیال و اعمال و تناقضات خویشتن پیدا می شود . کارگاه عقلانیت بشر معرفت نفس است . بھمین

دلیل علی (ع) می گوید : کسی که خود را نمی شناسد ھیچ چیز را نمی شناسد . و این یعنی فقدان عقل

. بقول علی (ع) عقل وحکمت گمشده انسان است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 94



برچسب ها : کمبود عقل ، فقر ، دیوانگی ، خودشناسی ،
نوشته شده در تاريخ شنبه 14 بهمن 1396 توسط حسن

چرا کسی کمبود عقل ندارد؟

براستی که آدمی و خاصّه انسان مدرن جز کمبود پول ھیچ کمبود دیگری احساس نمی کند . برای این

سئوال دو جواب متضاد وجود دارد . یکی اینکه خداوند به ھمه آدمھا عقل کامل بخشیده است و لذا

ھیچکس احساس نقص در عقل ندارد . در اینصورت پس کاملاً مسئول حیات وھستی خویش است و باید

خوب و بد سرنوشت خود را به گردن بگیرد . و امّا پاسخ دوم اینست که چون اکثریت مردم احساس کمبود

عقل نمی کنند ھرگز بدنبال رشد عقلانی نمی روند وبه ھمین دلیل این ھمه بدبخت ھستند و جھان تبدیل

به دیوانه خانه شده است و ھیچ جائی برای عقلا نیست وعاقلان یا محکوم به مرگند و یا در انزوا و سکوت

زندگی می کنند و لذا عقل قاچاق ترین چیزھاست و عقلا نیز ھمچون بھلول باید تجاھل کنند تا زنده بمانند .

بنظر ما این ھر دو پاسخ به ظاھر متضاد درست است و به مثابه دو روی یک سکّه واقعیت بشری است .

خداوند به ھمه عقل کامل بخشیده و درست به ھمین دلیل از ھمه مأخذه می کند . ولی این عقل مثل

کالائی نقد و بیرونی نیست که قابل مصرف باشد و مثل غذا مواد حیاتی را تأمین کند ھر چند که بشر حتی

در امور تغذیه ھم جاھل تر از حیوانات است .

مسئله اینست که عقل مثل یک ذخیره و گنج نھان در گوھره وجود بشر است که بایستی کاویده و استخراج

شود . و اینست معنای این آیات که پس چرا در خود نظر نمی کنید ، چرا در خود تفکر نمی کنید و.... . این

دعوت به استخراج نور عقل است . عقل چیزی نیست که در مدرسه و بازار قابل اکتساب باشد . آنچه که

در مدرسه و کتاب کسب می شود اطلاعات و اخبار گذشتگان است و محصولات عقلانی آنھاست . آدمی با

مصرف میوه درختان ھرگز به بار نمی نشیند و میوه نمی دھد . عقل ھمان علم زیستن است و در مدرسه

علم گذشتگان (اموات) تحصیل می شود . عقل بواسطه خود –شناسی و تأملات درونی و دقت و تفکر در

احوال و امیال و اعمال و تناقضات خویشتن پیدا می شود . کارگاه عقلانیت بشر معرفت نفس است . بھمین

دلیل علی (ع) می گوید : کسی که خود را نمی شناسد ھیچ چیز را نمی شناسد . و این یعنی فقدان عقل

. بقول علی (ع) عقل وحکمت گمشده انسان است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 94



برچسب ها : کمبود عقل ، فقر ، دیوانگی ، خودشناسی ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 آذر 1396 توسط حسن

دین به زبان ساده

ھیچکس نمی تواند مطلقاً کافر باشد یعنی مطلقاً وجود خداوند خالق را منکر شود و مطلقاً به حیات پس
از مرگ ناباور باشد و کاملاً پیامبران خدا را تکذیب کند و به مکافات و اجر اعمال منکر گردد و مطلقاً میلی به
ارزشھای دینی مثل صداقت و از خود گذشتگی نداشته باشد و مطلقاً به جھان غیب بی اعتقاد باشد .
ھمین واقعیت دال بر فطری بودن دین است . ولی این واقعیت به معنای متدیّن و مؤمن بودن نیست و
ھیچ ارزش و امتیازی ندارد چون ذاتی است .
می دانیم که در ھمۀ مذاھب شیطان مظھر و بانی کفر است ولی شیطان ھرگز به وجود خدا ناباور نبوده
بلکه بسیار بیش از سائر ملائک به خداوند غیرت داشت و به ھمین دلیل آدم را تصدیق و سجده نکرد و با
خداوند جدال کرد از اینکه چرا آدم یعنی این موجود لجنی و ظالم و ناسپاس را جانشین خودش کرده است
و درست به دلیل این جدال و انکار بود که ملعون درگاه خدا شد و بنیان گذار کفر گردید پس کفر نه به
معنای انکار وجود خدا و عدم پرستش او بلکه به معنای عدم اطاعت از امر او در سجدۀ بر آدم به معنای
اشرف مخلوقات و خلیفۀ خداست . یعنی کسی که انسان را و در مرحلۀ اول خودش را جانشین خدا و
وصی او در عالم خاک و حامل امانت آسمانی بر روی زمین و دوست او نمی داند و به این کرامت و شرف
خود متعھد نباشد شیطانی و کافر است . پس کفر به معنای عدم تعھد به حق آدمیت خویشتن است و
سائر انسانھا .
می دانیم آنچه که آدم را اشرف مخلوقات نمود و ملائک را به سجده کشانید ( بجز ابلیس) چیزی جز علم
و اسمای الھی نبود که خداوند در جوھرۀ خلقت آدم نھاد که ھمۀ ملائک را متحیر و خاشع و ساجد نمود .
پس کفر به معنای انکار این علم الھی در خویشتن است و این علم را جستجو نکردن و نیافتن . و این
ھمان راه رجعت به خویشتن و خودشناسی است زیرا این علم در ذات ھر انسانی نھفته است و ھیچکس
نمی تواند ان را به دیگری بیاموزاند .
بنابراین راه خود شناسی و رسیدن به علم خودی و معرفت الھی در خویشتن تنھا راه فائق آمدن بر
ابلیس و رھایی از تحقیر ابلیس نسبت به آدمیت خویشتن است و در غیر این صورت به کفر ابلیسی
نسبت به خویشتن مبتلا ھستیم و عزت و عظمت وجودی خود را در جھان قربانی نموده و تن به ذلتّ و
ضلالت می دھیم . پس تنھا راه نجات از شیطنت و کفر راه خود شناسی به معنای رسیدن به روح خدا در
خویشتن است و در غیر این صورت از کفر گریزی نداریم و نمی توانیم صرفاً بواسطۀ عبادات و خیرات از
شیطنت نجات یابیم زیرا طبق قول قرآن ابلیس پرستندۀ مطلق خدا بود و حاضر نبود که به آدم سجده کند
و او را خلیفه و دوست خدا برای خود قرار دھد . در واقع خدا پرستی بدون داشتن دوستی از جانب خدا به
مثابۀ یار عرفانی و امام ھمان کفر و ابلیسیت است چه با نماز و چه بی نماز . پس واضح است که کافر
بودن و شیطان صفت بودن به معنای بی خدا بودن نیست . آدم بی خدا مطلقاً ممکن نیست .
و اما برای رویکرد به خویشتن و ورود به باطن خویش و خود شناسی و دستیابی به آن گوھره انسانی که
ھمان علم و اسماء الھی است چه باید کرد . آیا باید فلسفه و عرفان مطالعه کرد و به تفسیر قرآن و
اشعار عرفانی پرداخت و یا در گوشه ایی منزوی شد و یا با فرمولھای روانشناسی اعمال و خاطرات خود
را تجزیه و تحلیل کرد و یا با استفاده از مخدرات و محرکات خلسه آور به عوالم خیالات و توھمات پرداخت
......اگر اینھا خود شناسی بودند ما امروزه با صدھا میلیون عارف و خلیفه خدا بروی زمین روبرو بودیم
ھمانطور که ھستیم و شاھد میلیونھا ناجی دجال در ھمۀ کشورھا می باشیم که جز خالی کردن جیب
مردم کاری دیگر ندارند و مدعی رابطه مستقیم با خدا ھستند و حتی انبیای الھی را مزاحم این رابطه می
دانند درست مثل ابلیس که حضرت آدم را مزاحم رابطه خود با خدا پنداشت و لذا ملعون شد .
آدمی تا زمانی که ھیچ فکر و احساس و عمل زیبایی در خود نبیند قادر به رویکرد به خویشتن نیست .
آنچه که انسان را از خود بیگانه و فراری می سازد امیال و اعمال نادرست است . پس نخستین گام برای
بخود آمدن و روی به خود نمودن توبه از زشتیھا و اصلاح اعمال خویشتن است . اعمال زشت آدمی و
مکرھا و دروغھایش تنھا حجاب بین او و خویشتن خویش اوست . انسان بد کار و بد فکر حتی قادر به
مشاھدۀ صورت خود در ایینه نیست و لذا مجبور است مستمراً خود را بزک نماید و حتی عینک دودی بزند
تا نگاھش به چشم خودش نیفتد زیرا چشم ھر کسی آیینه دل اوست . آدمی نمی تواند وارد بر باطنی
شود که در آن جز بخل و فریب و توطئه و عداوت چیزی دیگری نیست .
دین به معنای راه ھمان راه بازگشت به خویشتن و الحاق به ذات خویش و روح خدا در خویشتن است
ولی شیطان با تحقیر انسان و ناباور ساختنش نسبت به روح الھی در خویشتن او را به اعمال پست و
رذیلانه می کشاند و بدینگونه انسان را از وجود الھی خویش بیزار میکند .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 114


برچسب ها : دین ، وجود خدا ، شیطان ، خودشناسی ، ملائکه ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 مهر 1396 توسط حسن

زندگی عرفانی چیست؟

زندگی عرفانی ، زندگی توحیدی است توحید بمعنائی که سورۀ توحید عرضه می کند : راه یگانگی ، بی

نیازی، بی علت و معلولی و بی تائی .

عرفان یک زندگی تمام عیار و کامل و تمام خواه است و تمامیت حیات و ھستی مادی و معنوی انسان را

یا شامل می شود و یا ھیچ نمی شود. عرفان نوعی فوت و فن یا نظریه و ابزار نیست که در خدمت

زندگی فردی قرار گیرد و زندگی فردی را توسعه یا تعالی بخشد و تکمیل کند بلکه کل زندگی فردی

بایستی در خدمت آن قرار گیرد و در آن حل شود : زندگی عرفانی مثل شجرۀ معرفت است .

عرفان راه زیستن خدایگونه است و برای خدا زیستن و با او زیستن . عرفان آن راه و روشی از زیستن

است که جز معرفت ھدفی ندارد. زندگی عرفانی مکتب اصالت معرفت است . کل زندگی مادی و معنوی

و عاطفی و اجتماعی و سیاسی و شغلی بایستی بر مدار معرفتی که کسب کرده ای قرار گیرد بسوی

معرفتی برتر که البته معرفت الله است و این معرفت تماماً بر مدار خود آزمائی و خودشناسی عمل می

کند. کسب معرفت و اشاعه معرفت دو رکن یک زندگی عرفانی است که در ارادت تمام عیار با یک عارف

ممکن می شود.

زندگی عرفانی یعنی زیستن بقصد یافتن خدا در خود . پس مبدأ این زندگی ھمانا خود است و معاد و

مقصودش خداست . و امّا سنت این زندگی به لحاظ معنا ھمان سنت زندگی انبیاء و اولیاء است که

ھمانا عشق به خدمت خلق است و خدا ھم در فاصله بین خود و خلق خدا یافت می شود .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد ششم ص 83



برچسب ها : زندگی عرفانی ، زندگی آسان ، خودشناسی ، عشق ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 25 تير 1396 توسط حسن


فلسفه احساس گناه

احساس گناه ، احساس زشتی در قبال زیبایی است احساس بدی در حضور خوبی ، احساس مرگ در برابر زندگی

و احساس نابودی در قبال ھستی است . پس احساس گناه برخاسته از اراده به زیبا شدن ، خوب بودن ، پاک و

زنده و جاودانه بودن است . پس احساس گناه عامل رشد و تکامل است و منشأ تعالی انسان می باشد . انکه این

احساس را ندارد نیست و نمی داند که نیست به ھمین دلیل احساس گناه در وجود پاکان و اولیای خدا به

شدیدترین وجھی خود نمایی می کند . احساس گناه ھمان منشأ ففری خود- آگاھی در انسان است و ھمان معنای

بصیرت و بستر معرفت نفس است . و کسی که این احساس را ندارد ھنوز در عرصه حیات انسانی وارد نشده

است . احساس گناه ھمانا حضور در مقابل خداست که مظھر نیکی و قدرت و پاکی و حیات و ھستی است . آنکه

بیشتر خدا را در ذاتش احساس و درک می کند شدیدتر احساس خطا و گناه می کند و شدیدتر در عطش کمال و

جاودانگی است و ھمین عطش عرصه انسان شدن و ھستی یافتن است تا انگاه که خودیّت حقیر و عدمی انسان

به ذات خداوند ملحق می گردد و اینجاست که احساس خطا و گناه بر می خیزد و دوئیت از میان می رود و انسان

جانشین خدا می گردد .

انکه خود را خوب و برحق و منزه از ھر خطا و گناه می بیند اصلاً نمی بیند . پس انکه احساس خطا و جھل و

تباھی را در خود مخفی می دارد در واقع مشغول نابود سازی روح خویشتن و کور کردن چشم حق در ذات

خویشتن است و این است که کفر به معنای نداشتن احساس گناه عین جاھلیت عرصه جانوری بشر است . این

است که خداوند در قران می فرماید که کافران در ھر انچه که میکند کمترین تردیدی ندارند . احساس گناه نشانه

به خود - آیی و دال بر حضور روح و نقطه وجود در انسان است و انسان از این منظر است که عدمیّت خود را

می بیند و طالب وجود می شود و این است که علی (ع) می فرماید:« آنکه خود را نشناخت نابود است.» زیرا

آنکه خود را می بیند و درک می کند جز احساس نقص و خطا ندارد و ھمین احساس منشأ خلقت انسانی بشر

است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 119



برچسب ها : احساس گناه ، پاک بودن ، عذاب وجدان ، خودشناسی ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]