کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 22 آبان 1397 توسط حسن

حق الیقین (2000حکمت) 

1935- کبیره بودن برخی از گناهان به میزان شدت عذاب و رنج حاصل از ارتکاب آنست و نیز به میزان رحمت و رفعتِ حاصل از توبه آن.

1941- نهایتاً این انسان مومن اهل معرفت است که باید قدر کافران و منافقان را هم بداند زیرا آنان قدر خویش را نمی شناسند.


1945- کسی که قلباً می خواهد عاشق کسی شود عاشق اوست.

1947- مومن بودن، نفرت قلبی از کافران نیست.


1953- تا از چیزی نفع یا ضرر می بری از حقیقت آن غافلی.

1957- انسان حتی در اوج بدکاری اش نیز سعی دارد که تبهکاری خوب باشد.


1962- هر نوع وراثتی اعم ژنتیکی و تاریخی و جغرافیائی و اجتماعی و اقتصادی و تربیتی و فرهنگی و غیره هیچ اثری در سرنوشت نهائی یک فرد ندارد.

1968- هر چه را که بد می دانی نمی فهمی. خوب فهم کن تا خوب بدانی.


1974- هر منافقی یک روزی طعم ایمان را چشیده است و همین است راز عذاب مضاعف او نسبت به کافران و راز خسرالدنیا و آخرت شدن او.

1989- کافر از زشتی ها لذت می برد و از زیبائیها اندوهگین می شود و مومن به عکس. ولی مخلص از زشتی و زیبائی به یک میزان لذت می برد و اندوهگین می شود.


از کتاب حق الیقین تألیف استاد علی اکبر خانجانی

نشانی تلگرام: khodshenasi4

دانلود همه کتاب ها(متنی و صوتی ) از سایت : nooreomid.net



برچسب ها : گناهان کبیره ، توبه ، بخشش ، غم و اندوه ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 15 آبان 1396 توسط حسن

حق ظلم

ظلم و خیانت دیگران بما ھرگز ظلم و خیانت متقابل ما به آنھا را توجیه نمی کند علتش ھم آنست که

ما دچار عذاب وجدان و چه بسا عذابھای بدتری می شویم. این بدان معناست که انسانھا فقط در

قبال وجدان خود یعنی خداوند مسئولند و نه در مقابل ھمدیگر. انسانھا نمی توانند ظلم ھمدیگر را

ببخشند فقط می توانند بدیھای ھمدیگر را ببخشند.

اگر ھمه مردم جھان جمع شوند نمی توانند ظلم حتی یک نفر را ببخشند . ھمانطور که اگر انسانی

خدمتی خالصانه انجام دھد ھمه مردم جھان ھم نمی توانند آنرا نابود کنند. این بدان معناست که

انسان فقط با خداوند طرف معامله است یعنی با وجدان و ذات خودش. در معنای نھائی ھیچکس

قادر نیست که ظلم خود را ببخشد فقط می توان با توبه و اظھار ندامت از آن ظلم و با خدماتی که

می کند آنرا جبران نماید.

حتی امر قصاص ھم در نظر خداوند امری خوشایند نیست ھر چند که حقش را داده است ولی آنچه

که او را شاد می کند عفو است.

و اما ظلم کردن فقط مال مردم را به ناحق خوردن و یا کسی را به ناحق کشتن و به عھدی خیانت

کردن نیست بلکه ظلمی بدتر از ھمه اینھا به ظلمت انداختن دیگران بمعنای فریب دادن دیگران و

گمراه نمودن آنھاست . معنای ظلم در امور اقتصادی ھم حاصل به ظلمت انداختن دیگران است.

ھر که دیگران ر ا گمراه کند نھایتاً خودش را گمراه نموده است و این بازتاب ظلم در نفس بشر است و

انتقام وجدان. در نقطه مقابل ظلم، محبت قرار دارد دلی که دیگران را دوست ندارد ظالم است . ظلم

حق دوست نداشتن است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 105




برچسب ها : ظلم ، خیانت ، بخشش ، فریب ، گمراهی ،
نوشته شده در تاريخ شنبه 7 مرداد 1396 توسط حسن

نشانه هاي دوست

( سخنان امام علی (ع) )

بدترین دوست تو کسی است که بر نیازھای تو می افزاید .

بھترین دوست تو کسی است که تو را به صدق دعوت می کند .

دوست کسی است که عیبھایت را در تنھائی به تو ھدیه می کند .

دشمن تو کسی است که تو را می ستاید .

غایت خیانت پیمان شکنی با دوستی صدیق است .

دوستی صدیق بزرگترین نعمت خدا در دنیاست .

براستی که دوست حقیقی تو ھرگز چاپلوسی نمی کند .

ھر که پند نپذیرد دوستی نپذیرد .

ھیچکس چون دوستی صدیق نمی تواند اراده ات را قدرت بخشد .

دوست تو کسی نیست که به تو مال می بخشد .

دوست تو کسی است که دوستان تو را دوست می دارد و دشمنانت را دشمن می دارد .

بزرگترین ضررھا از دست دادن دوستی صدیق است .

دوست تو کسی است که در دین تو را یاری دھد .

آنکه برای نیازی با تو دوستی کند چون نیازش بر آورده شد خصم گردد .

انسان نیکوکار صاحب یاری صدیق است .

ناتوان ترین مردم کسی است که از یافتن دوستی صادق ناتوان است .

دوست تو کسی است که خدا را بیشتر دوست می دارد .

بھترین دوست تو کسی است که اگر از دستش بدھی دیگر زندگی نخواھی .

دوست کسی است که دوستان خدا در او ریشه دارند .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 21




برچسب ها : نشانه دوست خوب ، انتقاد ، خیانت ، بخشش ، دشمنی ،
نوشته شده در تاريخ شنبه 3 تير 1396 توسط حسن

احمقانه ترین انتقام

اصولاً آدمی اگر بتواند عزت و لذت و قدرت حاصل از عفو را درک کند ھرگز حاضر نیست که از شقی

ترین دشمنانش که اشد ستمھا را به او کرده اند انتقام بستاند. ھر چند که بسیار اندکند انسانھائی

که اصلاً قادر باشند مرز عدالت و ستم را درک کنند و حریم و حدود را تشخیص داده و لذا ظلم را

بشناسند و لذا ظلم ستیزی را بدانند. آنچه را که عامه مردم ستم می پندارند چه بسا عدل و حتی

نعمت است و آنچه را که خدمت می پندارند چه بسا خیانت و ظلم لطیف است. ھر چند که د رمفھوم

نھائی در چشم یک عارف پدیده ای بنام ظلم وجود ندارد و ظلم چیزی جز ظلمت حاصل از جھل نیست

و لذا فقط بواسطه معرفت نفس می توان از خود ظلم زدائی نمود. و اما احمق ترین مردم کسی

است که محبت را ظلم می پندارد و ھموست که ظلم را محبت می داند. چنین انسانی نھایتاً از

کسانی که به وی محبت و خدمت بی مزد و منت کرده اند دچار اشد انتقامجوئی تا سرحد جنون می

شود و این ھمان انتقامجوئی محبوب و معشوق از عاشق است . و انتقامجوئی او اینست که ھمه

ارزشھا و حرمت ھا و قداستی را که از عاشق یافته د رخود زیر پای نھد و عمداً به لجن می کشد و

بدینگونه درحالیکه می پندارد که از عاشق انتقام می ستاند مشغول نابودی خویشتن است . و این

عذاب الھی در قبال قدرنشناسی و عدم انجام وظیفه در قبال محبت است که او را به مقام حماقت

تنزل می دھد که عذابی غیر قابل درمان وشفاعت است. و این عذاب و حماقت و انتقامجوئی مختص

زنان است که آنان را به فساد و فحشاء می کشد.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 108



برچسب ها : بخشش ، انتقام ، عدالت ، ظلم ، مبارزه با ظلم ، فساد ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]