کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 ارديبهشت 1397 توسط حسن

تعریف انسانیت

۵۶۲- انسان یا صادق هست یا نیست. و این طور نیست که بشود گفت هر کسی چند درصد صادق یا کذاب است و یا اینکه در جائی صادق و در جای دیگری دروغگوست. انسان یا در درجات صدق زیست می کند و یا در درجات کذب. معرفت و عقل و دین و سلامت هم شامل همین امر است. هیچ ارزش و صفتی از انسان کمی و مکانیکی نیست. یا انسان هستی و یا نیستی. وارد کردن " نسبیت" در ارزش های انسانی تنها ترفند ابلیس در نابودی انسان است. انسان تنها موجود مطلق در جهان است. پس انسانیت هم تعریف شد.


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب هستی بایستی


دانلود کتاب از : 

https://t.me/ensanchist/173




برچسب ها : انسانیت ، صداقت ، نسبی بودن اخلاق ، ابلیس ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1 شهريور 1396 توسط حسن

حکمت جاوید ( انسان لایق ):

انسانی لایق عزّت است که برای دیگران ھم بخواھد .

انسانی لایق ایمان است که برای دیگران ھم بخواھد .

انسانی لایق معرفت است که برای دیگران ھم بخواھد .

انسانی لایق محبت است که برای دیگران ھم بخواھد .

انسانی لایق سلامت است که برای دیگران ھم بخواھد .

انسانی لایق زندگی است که برای دیگران ھم بخواھد .

انسانی لایق جاودانگی است که برای دیگران ھم بخواھد .

انسانی لایق انسانیت است که برای دیگران ھم بخواھد .

آنکه چنین نیست مجسمۀ شیطان است انسان نیست بلکه شیطانی در صورت بشر .

این ھمان انسان کافر و بخیل است . انسان فقط در دیگران به حق خود می رسد و دیگر ترین دیگران ھم

خداست که ذات بشر است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 45



برچسب ها : ایمان ، سلامتی ، انسانیت ، جاودانگی ، شیطان ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 2 خرداد 1396 توسط حسن

بهترین انسانها کیستند ؟


خداوند در کتابش بھترین انسانھا را با دو صفت کرامت و تقوا توصیف نموده است: انّ اکرمکم عند الله
اتقکم ! کرامت و تقوا دو روی یک وضعیت وجودی ھستند : کریم بودن و خویشتن دار بودن : بخشنده
بودن و از خود گذشتن . بی شک انسان بمیزانی که از امیال نفسانی خود می گذرد می تواند به
دیگران یاری دھد . و اصلاً کرامت بعنوان قدرت یاری دادن به دیگری یک مقام معنوی و قدرت روحانی و
شفاعت الھی است که به انسانھای از خود گذشته ( متقّی) اعطا می شود و این اجری عظیم است
زیرا آدمی ذاتاً بواسطه روح خدائی خود از بخشش و خدمت به دیگران لذّت می برد و عشق و
شفاعت و کرامت یک نیاز ذاتی و الھی در بشر است که نصیب انسانھای با تقوا می شود .
کرامت بمعنای خدمات مادی نمودن نیست که این خدمات را ھمه دزدان و مال مردم خواران ھم بقصد
مردم فریبی و ارضای وجدان معذب خود انجام می دھند و بدینوسیله مردم را به بردگی مضاعف می
کشانند . ولی کرامت یک خدمت جوھری به اراده و شرف دیگران است که به آنان امکان نجات از
بردگی و خفّت و ذلّت را اعطا می کند بی آنکه ھیچ منّت و تعھدی پدید آورد . کرامت یعنی تقویت قوۀ
روحانی در بشر به قصد احیای عزّت و شرف و استقلال ھویت . ھمه انسانھا در خلقت خود دارای
کرامت و قدرت شفاعت ھستند ( بقول قرآن ) ولی این گوھره بواسطه تقوا بدست می آید و فعّال

می گردد .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 98



برچسب ها : انسانیت ، تقوا ، خوبی ، عشق ، مال حرام ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 28 فروردين 1396 توسط حسن


انسان متعهد و انسان آزاد

انسان تنھا موجودی است که باید متکی به خود شود و تاچنین نشده ھنوز انسان نیست. انسان دو نوع
است . انسانی که بخودش متعھد است و لذا از قید و جبرھای محیط و مردم و حکومت و زمانه آزاد است.
و انسانی که بخودش تعھدی ندارد ولی بتدریج به شرایط اوضاع و جبرھای زمانه متعھد می گردد و در
واقع به زنجیر کشیده می شود .
انسانی که خودش را مقید و زنجیر می کند به دام دیگران نمی افتد ولی انسانی که خود را آزاد میگذارد
به اسارت دیگران می افتد و لذا آزادیخواه می گردد : بولھوسی ھمان بی ارادگی است و ارادۀ به بی
اراده بودن و تعھدی به خود نداشتن : آزادیخواھی !
انسانی که با خودش ھیچ عھدی جز بولھوسی ندارد با دیگران ھم ھیچ عھدی نمی بندد ولی بطرزی
اسرار آمیز به زنجیر جامعه می افتد و به جبر از شرایط پیروی می کند و لذا از ھمه متنفر می گردد .
انسانی که با خودش عھدی پایدار و جاودانه ندارد ھیچ اتکاء به نفس و ارادۀ مستقل و ھویت خودی ھم
ندارد و لذا اراده اش به تسخیر دیگران در می آید و برده دیگران می شود و لذا شعار آزادی می دھد .
چنین انسانی در تحصیل علم و ھنر و حتّی معارف دینی و مذھب ھم سودائی جز توسعه و تقدیس بی
عھدی خود ندارد و تلاش در جھت به دام دیگران نیفتادن . ولی ھمه این امکانات بظاھر آزادیبخش بطرزی
عجیب او را گرفتار می کند و ھر ابزاری که قرار است او را آزادتر و بی تعھدتر کند زنجیری بر وجودش می
شود و او را از بیرون به بند می کشد و ھمه تخصصھای او زنجیرھای اسارت او می شوند . انسان
آزادیخواه ھنوز انسان نیست انسان باید در ھر شرایطی احساس آزادی کند . انسان متعھد به خویش در
امری جاودانه به خود کفائی و استقلال وجودی میرسد و لذا می تواند در جامعه و زمانه ھم دارای ھویتی
منحصر بفرد و آزاده باشد . ولی انسان غیر متعھد به خویش ھمواره نیازمند و دریوزه دیگران است و از
اسارت دیگران رھائی ندارد ھم به لحاظ مادی و ھم عاطفی .
عھد با خویشتن قلمرو پیدایش اراده است و اتکاء به خود .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 248





برچسب ها : انسانیت ، آزادیخواهی ، اراده ، هنر ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]