کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ جمعه 20 ارديبهشت 1398 توسط حسن
افسردگی
(بیماری عصر مدرنیزم)

در ھیچ دوره ای از تاریخ ھمچون عصر جدید ، بشر بازی و عیاشی نکرده است و تا این حد شکم و
زیرشکمش سیر نبوده و نرقصیده است. و با اینحال بشر مدرن، افسرده ترین بشر تاریخ است و لذا
بخش عظیمی از برنامه ھای فردی و حکومتی در جھت سرحال آوردن و شاد نمودن مردمان است و
بودجه ھای کلانی به این امر اختصاص یافته و ھر روزی یک عیش جدید و داروی نشاط آور جدیدی به
بازار می آید ولی گویا فقط افسردگی را حادتر و پیچیده تر می سازد. اینھمه گرایشات تخدیری و
تحریکی و بزھکاریھا نیز درخدمت به عیش آوردن بشر است و بخش عمده ای از مفاسد و بحرانھا نیز
محصول این تلاش مذبوحانه است.
گوئی کسی نمی داند که نشاط و امید وحیات امری قلبی و روحانی است و با این القاعات بیرونی
اتفاقی نمی افتد الا اینکه دل آدمی، مأیوس تر می شود و عقده ھایش شدیدتر می گردد.
ھر عضوی از وجود انسان غذائی دارد و دل نیز غذای خاص خود را دارد و غذای دل محبت است. و لذا
افسرده گی معلول فقدان محبت است و دل انسانھا در قحطی بسر می برد تا آنجا که می میرد
و خودکشی ھای رنگارنگ آغاز می گردد. و کانون محبت خانواده است که در قحطی محبت بسر می
برد و لذا آدمھا ھمه از خانه بیزارند و در خیابان به جستجوی محبت ھستند.
واقعیت اینست که آدمھا از چشم خودشان افتاده اند و ھیچکس حتی قادر نیست که خودش را
دوست بدارد زیرا براستی ھم موجودی دوست داشتنی نیست و گرنه آدمی ذاتاً خودپرست است.
پس آنقدر زشت شده که حتی ذاتش ھم به او پشت نموده است. پس از دیگران توقعی نمی تواند
بود.
دلی که از خدا بیگانه شده باشد از کانون محبت بیگانه است. و آنچه که قلوب ما را از این کانون دور
ساخته افکار متکبرانه و پلید ماست و اعمال زشت ما که محصول طبیعی افکار ماست. تکبر و غرور
حاصل از رفاه و تکنولوژیھا و مالکیت ھا و مدارک و ادعاھای جعلی و آموزه ھای توخالی و دھان پرکن،
قلوب ما را شقی و سنگ کرده است. تلویزیون و ماھواره و اینترنت و تبلیغات، لحظه ای بما مجال
توجه به دلمان را نمی دھد تا حالی ھم از خودمان بپرسیم. و بناگاه احساس میکنیم که دیگر چیزی
در ما نیست و آن نور زندگی است. و آنگاه بجای بازگشتن بخود و اصلاح افکار و امیال و اعمال خود
روی به متافیزیک و دعا و نماز و مدیتیشن و جن و روح و ھیپنوتیزم و .... می آوریم که بیگانگیھا و
دیوانگیھای مضاعفند. نماز ودعا برای دلی که مرده مثل فاتحه خواندن بر اھل قبور است. بجای اینکه
از راه آمده بازگردیم به تزئین و آرایش مرده می پردازیم و یا به جستجوی مقصرھا میپردازیم که چه
کسانی موجب مرگ روح ما شده اند و البته الا خودمان.
آری اینک که ھمه امکانات خوشبخت بودن فراھم است اصولاً کسی وجود ندارد که بخواھد خوشبخت
شود زیرا کل دل وجان و روح ما خرج امکانات شده است. اینک فقط اتوموبیل و موبایل و کامپیوتر و
تلویزیون وآپارتمان ما خوشبخت ھستند و لباسھای ما . ولی در داخل این فضا دیگر کسی نیست.
انسان تبدیل به اشیاء شده است و این یعنی مدرنیزم!
یاد آن بیماری افتادم که یک ملّاک بزرگ بود و بیماریش این بود که ھر چند وقت یکبار کل وسائل
زندگیش را جمع می کرد و آتش میزد و با این روش میتوانست ادامه زندگی دھد. جز من کسی او
را درک نمی کرد.

قسمتی از کتاب دائرة المعارف عرفانی -جلد اول- بخش بهداشت و درمان - ص 201


  کتاب صوتی (16) دائرة المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (17) دائرة المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (18) دائرة المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (19) دائرة المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب دائرة المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@


 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95




برچسب ها : افسردگی ،
نوشته شده در تاريخ شنبه 10 شهريور 1397 توسط حسن

حسرت از ایمانِ دیر

۳۱۶- آدمی بالاخره به حقیقت دین خدا ایمان می آورد حتی در لحظه مرگ. ایمانِ دیر، ایمانی سراسر غرق در حسرت است. حسرت از اینکه چرا زودتر ایمان نیاورده و راحت نشده است.


۳۱۷- هر که ناراحت است بی ایمان است. مؤمن همواره قلباً راضی و شاکر است و کافر ناراضی و شاکی است.


۳۱۸- کسی که هیچ چیزی ندارد از هیچ قدرتی هم نمی ترسد حتی از خدا. چنین کسی دوست خداست و آدم از دوستش نمی ترسد. و چنین کسی همه را قلباً دوست می دارد و آدمی از کسانی که دوستشان دارد نمی ترسد.


از کتاب حق و باطل استاد علی اکبر خانجانی


t.me/eshghvaerfan2


 



برچسب ها : لحظه مرگ ، حسرت ، افسردگی ، نشاط ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 28 آبان 1396 توسط حسن
افسرده گی
(بیماري عصر مدرنیزم)

در ھیچ دوره ای از تاریخ ھمچون عصر جدید ، بشر بازی و عیاشی نکرده است و تا این حد شکم و
زیرشکمش سیر نبوده و نرقصیده است. و با اینحال بشر مدرن، افسرده ترین بشر تاریخ است و لذا
بخش عظیمی از برنامه ھای فردی و حکومتی در جھت سرحال آوردن و شاد نمودن مردمان است و
بودجه ھای کلانی به این امر اختصاص یافته و ھر روزی یک عیش جدید و داروی نشاط آور جدیدی به
بازار می آید ولی گویا فقط افسردگی را حادتر و پیچیده تر می سازد. اینھمه گرایشات تخدیری و
تحریکی و بزھکاریھا نیز درخدمت به عیش آوردن بشر است و بخش عمده ای از مفاسد و بحرانھا نیز
محصول این تلاش مذبوحانه است.
گوئی کسی نمی داند که نشاط و امید وحیات امری قلبی و روحانی است و با این القاعات بیرونی
اتفاقی نمی افتد الا اینکه دل آدمی، مأیوس تر می شود و عقده ھایش شدیدتر می گردد.
ھر عضوی از وجود انسان غذائی دارد و دل نیز غذای خاص خود را دارد و غذای دل محبت است. و لذا
افسرده گی معلول فقدان محبت است و دل انسانھا در قحطی بسر می برد تا آنجا که می میرد
و خودکشی ھای رنگارنگ آغاز می گردد. و کانون محبت خانواده است که در قحطی محبت بسر می
برد و لذا آدمھا ھمه از خانه بیزارند و در خیابان به جستجوی محبت ھستند.
واقعیت اینست که آدمھا از چشم خودشان افتاده اند و ھیچکس حتی قادر نیست که خودش را
دوست بدارد زیرا براستی ھم موجودی دوست داشتنی نیست و گرنه آدمی ذاتاً خودپرست است.
پس آنقدر زشت شده که حتی ذاتش ھم به او پشت نموده است. پس از دیگران توقعی نمی تواند
بود.
دلی که از خدا بیگانه شده باشد از کانون محبت بیگانه است. و آنچه که قلوب ما را از این کانون دور
ساخته افکار متکبرانه و پلید ماست و اعمال زشت ما که محصول طبیعی افکار ماست. تکبر و غرور
حاصل از رفاه و تکنولوژیھا و مالکیت ھا و مدارک و ادعاھای جعلی و آموزه ھای توخالی و دھان پرکن،
قلوب ما را شقی و سنگ کرده است. تلویزیون و ماھواره و اینترنت و تبلیغات، لحظه ای بما مجال
توجه به دلمان را نمی دھد تا حالی ھم از خودمان بپرسیم. و بناگاه احساس میکنیم که دیگر چیزی
در ما نیست و آن نور زندگی است. و آنگاه بجای بازگشتن بخود و اصلاح افکار و امیال و اعمال خود
روی به متافیزیک و دعا و نماز و مدیتیشن و جن و روح و ھیپنوتیزم و .... می آوریم که بیگانگیھا و
دیوانگیھای مضاعفند. نماز ودعا برای دلی که مرده مثل فاتحه خواندن بر اھل قبور است. بجای اینکه
از راه آمده بازگردیم به تزئین و آرایش مرده می پردازیم و یا به جستجوی مقصرھا میپردازیم که چه
کسانی موجب مرگ روح ما شده اند و البته الا خودمان.
آری اینک که ھمه امکانات خوشبخت بودن فراھم است اصولاً کسی وجود ندارد که بخواھد خوشبخت
شود زیرا کل دل وجان و روح ما خرج امکانات شده است. اینک فقط اتوموبیل و موبایل و کامپیوتر و
تلویزیون وآپارتمان ما خوشبخت ھستند و لباسھای ما . ولی در داخل این فضا دیگر کسی نیست.
انسان تبدیل به اشیاء شده است و این یعنی مدرنیزم!
یاد آن بیماری افتادم که یک ملّاک بزرگ بود و بیماریش این بود که ھر چند وقت یکبار کل وسائل
زندگیش را جمع می کرد و آتش میزد و با این روش میتوانست ادامه زندگی دھد. جز من کسی او
را درک نمی کرد.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 189


برچسب ها : افسردگی ، آخرالزمان ، شادی ، نشاط ، کمبود محبت ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 17 مهر 1396 توسط حسن

عیاشی و فحاشی

عیاشی و اراده به خوشگذرانی واکنش فقدان ھر عیش و سرور و نشاط زندگی دردل بشر است و

نشانه افسرده گی می باشد . و لذا آنان که افسرده تر و دلمرده ترند بیشتر تظاھر به عیش و قھقھه و

عربده می کنند و این از علائم کفر قلبی است .

و امّا چرا عیاشی ھا غالباً به فحاشی و عربده و بی آبروئی منجر می شود و لذا به تشنجی مضاعف

منتھی می گردد و این تشنج مجدداً مترصد برون افکنی است که در برنامه ھای عشرتکده ای و

عیاشیھای فرمالیستی و نمایشی خودنمائی می کند و در جنایت کامل می گردد.

تشنجات درونی انسان ھمواره در عرصه برون افکنی حتّی در عیّاشی ھایش ھم بصورت فحاشی و

اغتشاش آشکار می شود و فاحشگی و وقاحت نفس را بر می تاباند . اینستکه آنھائیکه بواسطه بخل

و کینه و کفرشان دارای قلوبی افسرده و منجمد و روانی راکد ھستند بیشتر جنب و جوش و عربده و

رقاصی می کنند تا اندکی آن سیاھی و ثقل و رکود باطن را برون بریزند و ادامه حیات یابند . اینست که

عیش کافران ھمواره با فحش و وقاحت و اغتشاش و عربده توأم می شود و این امری اجتناب ناپذیر است

و بمانند رقص در زنجیر است . ھمه جنایتھا در انتھای یک جریان عیاشی رخ می نمایند و به مثابه غایت

برون افکنی تشنج و جنون است .

انسانی که دلی زنده و روانی با انبساط و زلال و خلاق دارد در ھمه حال از زندگی لذّت می برد حتّی در

رنجھایش نیز لذّتی برتر نھفته است و لذا نیازی به عیاشیھای برنامه ریزی شده ندارد . ولی جشن و

عروسی و عزای کافران جملگی تشنج بار و با عربده است . آنھا از ھر فرصتی برای برون افکنی ثقل و

سیاھی دل بھره می گیرند و این به مثابه استفراغ روانی است و برون افکنی آتش دوزخ .

از کتاب "دایره المعارف عرفانی" استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 230




برچسب ها : خوشگذرانی ، افسردگی ، نشاط ، شادی ،
نوشته شده در تاريخ جمعه 31 شهريور 1396 توسط حسن

پایان افسردة زندگی دانشمندان

تقریباً ھمه دانشمندان بزرگ و بانیان علوم و فنون و نوابغ ھنری و ادبی در نیمه دوم عمرشان دچار

افسردگی بغایت شدیدی می شوند درست در زمانیکه بایستی بخاطر آنھمه مکاشفات و اختراعات خود

در اوج پیروزی و نشاط و امید قرار بگیرند و نیمه دوم عمرشان را غرق در شور و شوق و شادی و رضایت و

نیک بختی باشند : این نتیجۀ وارونه از چه روست ؟ زندگی افسرده و حسرت بار و گاه جنون آمیز نیمه دوم

عمر کسانی چون ارسطو ، بوعلی ، نیوتون ، مادام کوری ، فروید ، انیشتن ، یونگ و امثالھم حجّتی بر این

ادعاست . اینان خدایان عرصه علوم و فنون محسوب می شوند و افتخار جھان بشری ھستند ولی این چه

عاقبتی است . پر واضح است که افسردگی و دلمردگی بکلی جدای از حزن و اندوه عرفانی بزرگان دین و

معرفت می باشد که وجھی از عشق آنھاست و اصلاً بمعنای حسرت و ندامت نیست بلکه بمعنای داغ

ھجران یاران و فراق دوست است و نه احساس پشیمانی و قحطی و برزخ روح .

فکر آدمی به مثابۀ عرش خداست و قلمرو عرفات حق است و لذا نوابغ فکری بیش از سائرین مستحق و

ملازم خداشناسی ھستند . پس بھدر دادن این ودیعه ویژه الھی فقط در علوم دنیوی به نوعی خیانت در

حق این عالیترین نعمت خداست . این خیانت بخویشتن است که مولّد احساس حسرت و سرزنش

خویشتن می باشد زیرا عطش روح را ارضا نکرده است و بر برزخ وجود افزوده است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 161



برچسب ها : زندگی دانشمندات ، افسردگی ، اختراعات بزرگ ، احساس پشیمانی ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 توسط حسن

درباره گناه از سخنان امام علی (ع)


اصل بر این نیست که گناه نکنید بلکه بر آن است که توبه کنید .

دوستی با دنیا ، منشأ گناه است .

ترس، بزرگترین گناھان است .

بدترین گناه تو آن گناھی است که ناچیزش می دانی .

عمل کردن بر خلاف علم خویش، گناه کبیره است .

آنکه نادانسته گناه می کند از گناه بر کنار است و عذابی ندارد .

کسی که گناه را درک می کند بر آستانه رستگاری قرار دارد .

عقل موجب دوری از گناه است .

گناھکار رسوا کننده خویشتن است .

گناھی که تو را اندوھگین کند در نزد خدا بھتر از ثوابی است که تو را مغرور نماید .

سکوت بر گناه دیگران مشارکت در گناه است .

مردم بواسطه زیادی گناه است که از مرگ می ترسند .

ھیچ گناھی نیست الا در اطاعت از خویشتن .

جھل گناه است .

گناه موجب از بین رفتن عقل است .

آرزوھا کارگاه توجیه گناه ھستند .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد ششم ص 27




برچسب ها : گناه ، توبه ، ترس از مرگ ، جهل ، افسردگی ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 فروردين 1396 توسط حسن

کنکور: مفرّّ بی هویتی!


براستی جامعه ما از ھر حیث منحصر بفرد است از خوبیھا و بدیھا . معضله کنکور نیز در کشورمان ھیچ
مشابه ای در جھان ندارد.
مسئله اصلی قبول شدن است و سپس قبول شدن در رشته ای که بیشترین شدّت و عظمت را درنظر
مردم تداعی می کند . پس کنکور قبل از اینکه ربطی به تحصیل علم و یا رشته تحصیلی دلخواه داشته
باشد یک مسئله ھویتی و حیثیتی و احساس وجود است . به ھمین دلیل عدم قبولی منجر به افسرده گی
و پریشانی و حتّی جنون و امراض روانی و اعتیاد و بزھکاری می شود . این مسئله دال بر غوغای بی ھوّیتی
در نسل جوان است که کنکور را مترادف با بود و نبود خود می یابد . عدم قبولی در کنکور عموماً عین نابوده
گی است و عوارض روانی و اخلاقی بغایت ھولناکی دارد . این دیگر ھیچ ربطی به معضله علم ندارد و حتّی
ربط چندانی به مسئله کسب مدرک برای آینده شغلی و معیشتی ندارد . این یک مرض مسری و بغایت
خانمانسوز است که ھمه جوانان و ھمه خانوادھایشان را به جنون می کشاند . عشق به تحصیل علم
ھرگز نمی تواند مولّد مرض و فساد اخلاقی گردد و اینھمه بخل و حرص و عداوت برانگیزد.
آنان که قبول می شوند پس از چند سال دیگر تازه مواجه با یک بحران و عذاب عظیم نوینی می شوند . با
مدرکی در دست و جیب خالی و وامدار والدین و فامیل و بانکھا و با مغزی مملو از کبر و غرور که با چند شعار
و فرمول به اصطلاح علمی مقدّس شده است . و اینک باید بھر قیمتی دنیا را فتح کرد . در اینجا براستی
خوشا بحال کسانی که قبول نشدند و به راه دیگری رفتند . این دکتر – مھندسھای توخالی و جھانخوار چه
ھا که نمی کنند . تا آنجا که به یاد می آوریم ودر تاریخ می خوانیم اھل علم از مظاھر تواضع و تقوا و قناعت
و ادب و خدمت بی مزد و منّت به خلق بوده اند . ولی دانشگاھھای امروز جز بچه غول نمی پرورند . کل
نظام آموزش جھان شدیداً بیمار و مجنون است ولی نظام ما بدین لحاظ دچار سقط جنین شده است و ھیچ
عالمی نمی پرورد و انگشت شماری ھم که بطور اتفاقی اھل علم می شوند فرار را برقرار ترجیح می
دھند و باعث معمائی بنام« فرار مغزھا » ھستند.
مدرک سالاری در کشورمان به مرحله « بالاتر از خطر » رسیده است که بسیار فراتر از انگیزه ھای شغلی
و اقتصادی است و ای کاش ھمین بود.
من مدرک دارم ، پس ھستم و ھر کاری که دلم بخواھد می کنم : اینست راز مالیخولیائی که کنکور نامیده
می شود . براستی کدام والدین جراًت دارد از فرزند دانشگاھی خود بپرسد که : چه میکنی ؟
اگر قرار باشد کفر را در جامعه عینیّت دھیم و طبقه بندی کنیم این مالیخولیای کنکور را بایستی از مظاھر

یک کفر افسار گسیخته و جنون آمیز بدانیم که دین ودنیای جوانان و خانواده ھا را برباد می دھد.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 202



برچسب ها : قبولی در کنکور ، سقط جنین ، مدرک دکترا ، افسردگی ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 اسفند 1395 توسط حسن

پایان افسردة زندگی دانشمندان


تقریباً ھمه دانشمندان بزرگ و بانیان علوم و فنون و نوابغ ھنری و ادبی در نیمه دوم عمرشان دچار
افسردگی بغایت شدیدی می شوند درست در زمانیکه بایستی بخاطر آنھمه مکاشفات و اختراعات خود
در اوج پیروزی و نشاط و امید قرار بگیرند و نیمه دوم عمرشان را غرق در شور وشوق وشادی و رضایت و
نیک بختی باشند : این نتیجۀ وارونه از چه روست ؟ زندگی افسرده و حسرت بار و گاه جنون آمیز نیمه دوم
عمر کسانی چون ارسطو ، بوعلی ، نیوتون ، مادام کوری ، فروید ، انیشتن ، یونگ و امثالھم حجّتی بر این
ادعاست . اینان خدایان عرصه علوم و فنون محسوب می شوند و افتخار جھان بشری ھستند ولی این چه
عاقبتی است . پر واضح است که افسردگی و دلمردگی بکلی جدای از حزن و اندوه عرفانی بزرگان دین و
معرفت می باشد که وجھی از عشق آنھاست و اصلاً بمعنای حسرت و ندامت نیست بلکه بمعنای داغ
ھجران یاران و فراق دوست است و نه احساس پشیمانی و قحطی و برزخ روح .
فکر آدمی به مثابۀ عرش خداست و قلمرو عرفات حق است و لذا نوابغ فکری بیش از سائرین مستحق و
ملازم خداشناسی ھستند . پس بھدر دادن این ودیعه ویژه الھی فقط در علوم دنیوی به نوعی خیانت در
حق این عالیترین نعمت خداست . این خیانت بخویشتن است که مولّد احساس حسرت و سرزنش
خویشتن می باشد زیرا عطش روح را ارضا نکرده است و بر برزخ وجود افزوده است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 161




برچسب ها : زندگی نامه دانشمندان ، افسردگی ، عذاب روحی ، اختراع دانشمندان ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 بهمن 1395 توسط حسن

عذاب انکار حق


آنکه آگاھانه حقیقتی را انکار می کند این انکار حق او را جبراً بسوی ارتکاب اعمال بر خلاف میلش می

کشاند و بدینگونه اراده اش انکار می شود . آنکه حقّی را انکار می کند خود را انکار می کند و مجبور می

شود اعمالش را انکار کند و کل سرنوشت خود را منکر خود می سازد و بر علیه اراده اش زندگی میکند

و ضد خود می شود . زیرا ھر حقّی ھمانا حقِّی از وجود انسان است و حق وجود است . آنکه حق را انکار

می کند حیات و ھستی اش را بطرزی جادوئی نفی و باطل می سازد و ھمه زحماتش را جنون آسا بھدر

می دھد و گوئی دشمن خویش است و این حق انکار است .

حق وجود انسان معرفت دربارۀ این حق است و تصدیق آن . انسان به این قصد خلق شده که حق را

بشناسد . آنکه بیشتر می شناسد مسئولتر است . آنکه معرفت خود دربارۀ حق را منکر می شود حق

وجودش را و علت ھستی اش را انکار می کند و لذا به ضلالت و حماقتی ھولناک مبتلا می شود .

ھیچ سرنوشتی ھولناکتر و عبرت انگیزتر از کسانی نیست که حق را شناختند و انکار نمودند و حماقت

عذاب این انکار است . عذابی که ھیچ شفا و شفاعتی نمی پذیرد . وجود چنین کسانی قلمرو سلطه

شیطان است و اینان شیاطین مجسم می شوند و مأمور گمراه سازی دیگران ھستند و این گمراه سازی

از طریق القای یأس از رحمت خدا و دین او صورت می گیرد بواسطه برانگیختن احساس ترحّم در دیگران

آنان را از خدا و دین او باز می دارند و به فساد و کفر تشویق می کنند . اینان ھمچون دیوھای افسرده اند

. اینان از یکسو حق را تأئید می کنند به زبان و از سوی دیگر این راه را غیرممکن معرفی می کنند . اینان

محاق حق ھستند .

وامّا انکار حق خود عذاب بخل نسبت به ھدایت مردم است بر اساس آن حق انکار شده .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 200




برچسب ها : عذاب الهی ، افسردگی ، هدایت ، فساد ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سئو سایت ساخت وبلاگ افزودنی های بتن
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]