کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 19 ارديبهشت 1398 توسط حسن


شکست در زندگی و اعتیاد

تمامی همّ و غمّ بشر در طول زندگی این است که برتری خود را به دیگران اثبات کند و حال هنگامی که او در زندگی شکست می خورد و در آرزوئی ناکام می شود دو راه پیش روی دارد: اگر خود را عامل شکست بداند تمامی برتری و غرور از میان می رود و پوچ می شود امام اگر خود را عامل شکست نداند، می تواند همچنان غرورش را برای خود حفظ کند. اما تمامی عقل و شعور و وجدانش به او می گویند که «خود» عامل این شکست است. و او برای حفظ غرورش چاره ای ندارد تا عقل و وجدان خود را خاموش کند که در این صورت است که او می تواند شکست خود را به گردن دیگران ( جامعه، حکومت، خانواده، فرهنگ، اقتصاد و ...) بیاندازد و اینجاست که مواد مخدر و اعتیادآور از هر دست چه طبیعی و چه شیمیائی، کاربرد پیدا می کنند. پس تمامی مواد اعتیادآور به بشر توانائی خودفریبی می دهند یعنی توان فرار از حقیقت. بنابر این می توان گفت اعتیاد نتیجه غرور بشر و گریز از مسئولیت وی در قبال شکستهای زندگیش می باشد. 

اما هر شکستی، بشر را به سمت اعتیاد نمی برد.

قسمتی از کتاب دائرة المعارف عرفانی -جلد اول- بخش بهداشت و درمان - ص 174


  کتاب صوتی (16) دائرة المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (17) دائرة المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (18) دائرة المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب صوتی (19) دائرة المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

کتاب دائرة المعارف عرفانی ۱ (فلسفه آدم وحوّا،تعلیم وتربیت،ارتباطات،بهداشت ودرمان)

دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@


 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95




برچسب ها : اعتیاد ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 26 فروردين 1398 توسط حسن

عذاب و معرفت

با نظری به زندگی معتادان که از مظاهر درجه یک رسوائی و عذاب و بدبختی هستند متوجه نکاتی می شویم که ما را در درک و حقانیت این عذاب یاری می دهد. تکبر و غرور بسیار افراطی و خود-پرستی تا سرحد ستمگری و ظاهربینی و مادیگری و عشق به پول و قدرت ظاهری از برجسته ترین صفات زندگیِ گذشته کلیه معتادان است. و اینک وقتی که آنها را غرق در اعتیاد می بینیم با حیرت متوجه می شویم که همه آن صفات رذیله گذشته شان به مقدار زیادی تخفیف و تعدیل یافته است.

و باز به تجربه می بینیم کسانی که به جبر به سمت ترک اعتیاد رفته اند مجدداً همان صفات رذیله به مراتب شدیدتر از اولش در آنها بروز نموده است و لذا پس از هر ترک اعتیادی که جبراً صورت گرفته باشد دیر یا زود میل به مواد مخدری قوی تر و یا اعتیادی شدیدتر پدید آمده است. از این واقعیت بزرگِ زمانه ما که بخش عظیمی از بشریت را شامل می شود و می رود که کل بشریت را در بر گیرد به حقیقت بزرگی می رسیم و آن اینست که اعتیاد نه جرم است و نه مرض است و نه بدشانسی است و نه حتی گناه است بلکه نتیجه عادلانه باطن انسان است تا درون و برونش را به نوعی تعادل رسانیده و حیات و هستی را برایش امکان پذیر نماید. 

از کتاب خلقت دوباره ص 31

۱۳ - کتاب صوتی(۴) خلقت دوباره (مکتب اصالت معرفت) ۱۳۷۶(NEW CREATION)


همه کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: khodshenasi4@


 نشانی آپارات : aparat.com/bihamta95




برچسب ها : اعتیاد ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 دی 1396 توسط حسن


فلسفه امراض و بدبختیها

آدمی حامل روح خداست یعنی محل اراده و قدرت مطلقه حق است بی آنکه در این باره علم و معرفت

لازم را داشته باشد که با این قدرت کبیر چه کند. به ھمین دلیل خداوند آدمی را به لحاظ صفات و قوای

حیاتی به ضعیفترین موجود جھان تنزل نمود. «انسان را در عالیترین مقام آفریدیم و سپس در پست

ترین موقعیت قرار دادیم». قرآن - و این راز اعتدال انسان در جھان است. آدمی به لحاظ ذاتی اشرف

مخلوقات است ولی به لحاظ صفات و توانائیھا و ھوش حیاتی علیل ترین و جاھلترین و بدبخت ترین

حیوانات است.

بنابراین اگر در فردی علاوه بر ضعفھا و جھالتھای عمومی بشر، یک ضعف و عیب جسمانی و یا روانی

خاصی ھم دیدیم که یا بطور مادرزادی و یا بواسطه حادثه ای پدید آمده است بایستی درک کنیم که اگر

این عیب را نمی یافت از تعادل خارج شده و خود و اطرافیانش را می درید. آنانکه قدرت نفسانی و

روحانی شدیدتری دارند اگر به ایمان و معرفت برتری ھم مجھز نباشند تبدیل به یک فاجعه بشری می

شوند الا اینکه بواسطه ضعفھا و یا بیماریھا و نداریھا و حتی نقص عضو مادرزادی مھار شوند تا بتوانند

مجال رشد و تعالی یابند که در اینصورت می توانند به آسانی ضعف حاصل از آن عیب را ھم جبران کنند.

بنده در درمان امراض لاعلاج و مادرزادی بسیاری از بیماران خود این راز حیرت آور را کشف نمودم. به

ھمین دلیل یک انسان خردمند و اھل معرفت ھرگز در صدد درمان ھیچ عیب جسمانی و یا مرض فیزیکی

خود بر نمی آید و بلکه سعی می کند بواسطه معرفت و ایمان از این ضعف خود یک قدرت روحانی پدید

آورد. یا حتی فی المثل اگر بناگاه و بدون ھیچ زمینه فرھنگی و تعالی معنوی ھمه معتادان و بیماران

لاعلاج و درماندگان و فقراء نجات یابند کل جامعه بشری در اندک مدتی فرو می پاشد و تمدن بر میافتد .

از اینجا بھتر می توان ھدف و معنای « عرفان درمانی » را دریافت زیرا ھر درمان و علاج بدبختی بدون

پشتوانه ایمان و معرفت بزرگترین ظلم به بشریت است. و درست به ھمین دلیل کل علوم و فنون و طب

مدرن عملاً ھیچ گشایشی در نفس بشر پدید نمی آورند و بلکه مستمراً نفوس بشر را به انواع غل و

زنجیرھا می بندند تا بشریت ادامه یابد. و این یک راز و حکمت الھی است. در حقیقت آنچه را که بشر

مدرن، بدبختی و گرفتاری و عذاب می داند راز استمرار بقای او و مھلت او برای بیداری و توبه است. یعنی

در واقع بدبختی ھا بزرگترین نعمات خداوند ھستند و اساس خوشبختی حقیقی می باشند. در اینجا بھتر

می توان این کلام علی (ع) را درک کرد که «در نزد اھل معرفت، واژه ھا زیر و رو میشوند ».یعنی آنچه

را که بدبختی می نامند در واقع خوشبختی است و بالعکس. این امرشامل حال ھمه مفاھیم و واژه ھای

دیگر نیز می باشد. واژه ھا فقط در نزد عارفان معنای حقیقی دارند و در نزد مابقی مردمان واژگونه و

فریبنده اند و به مثابه نعل وارونه می باشند.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص98



برچسب ها : علت بدبختی ها ، علت بیماری ، ضعف و قدرت انسان ، اعتیاد ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 8 آبان 1396 توسط حسن

آیا راه نجاتی هست؟

«صدق ، سفینه نجات است. » علی(ع)

وقتی امروزه شبانه روز مواجه با امراض و بدبختی ھا و بن بست ھای نو به نو و پیچیده تر ھستیم

چنان دچار یأس می شویم که می گوئیم : یا علی غرقش کن ما ھم روش!

این احساس حاکم بر اکثریت مردم این دوران در سراسر جھان است . و تازه این وضع عاقلان است

جدای گروه گروه مردمی که در انواع جنونھا و اعتیادھا و روانگردانھا غرق و نابود می شوند .

می دانیم که یأس ھمان ایده ابلیس است و ابلیس به لحاظ لغت نیز از مصدر « بلس »

به معنای یأس می باشد و در دوزخ ھمه مأیوسانند .

وقتی که دردھا و بدبختی ھای فراینده و لاعلاج را می شکافیم می گویند که : چکار می شود کرد

ھیچ !

اینان به لحاظی راست می گویند زیرا بواسطه امکانات و فنون و علوم دوزخی نمیتوان از دوزخ رھید

و براستی که به دوزخ و ھر آنچه که در آن است و ھمه کسانیکه در آن زندگی میکنند ھیچ امیدی

نیست .

ولی ما به تجربه ادعا می کنیم که راه نجات ھست آنھم معجزه آسا . و امّا این معجزه نه از آسمان و

در وادی ورد و جادو بلکه در نفس خود شماست و آن چیزی جز « صدق »نیست . صدق به معنای

تصدیق و تأیید بی چون و چرای این حقایقی که به عینه می بینید و جای ھیچ تردیدی نیست . نجات

الھی از بطن این اعتراف و تصدیق رخ مینماید درست از آن سمتی که گمانش را ندارید . از فرط یأس

، انکار مکنید !

ما به تجربه به این باور رسیده ایم که براستی صدق سفینه نجات و صراط المستقیم ھدایت و رشته

رحمت و کرامت حق است .

پس بیائید و ھر آنچه را که بعنوان واقعیتھای محسوس و عینی در این نشریه می خوانید در دلتان

تصدیق کنید ھمین و بس. و ما به شما قول می دھیم که با این تصدیق نجات الھی فرا می رسد .

صدق یعنی تصدیق واقعیت !

این را بدانید که از جمله مھمترین عاملی که مانع تصدیق شماست وسوسه ھای مأیوس کننده

ابلیس است که بشما می گوید : درست است ولی چکارش می شود کرد ، ھمه ھستند شما ھم

بمانید بالاخره یک طوری می شود و.... .

این نجوا را لعنت کنید که نجوای ابلیس است و راز بقای شما در دوزخ عذابھاست . به رحمت و

شفاعت و معجزه خدا امیدوار باشید . ما ھم اگر امیدی نمی داشتیم این نشریه را بر پا نمیکردیم تا

بر داغ و زخم مردم نمک بپاشیم . آنچه که تصدیق نشود مخفی می گردد و لاعلاج می شود چون

سرنخ ھا را از بین می برد .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 91




برچسب ها : راه نجات ، درمان بیماری ، بدبختی ، احساس نابودی ، یاس ، اعتیاد ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 مهر 1396 توسط حسن
بی پیر مرو ظلمات !!

این ضرب المثل عرفانی در زبان ما حاکی از عمق فرھنگ ماست . ظلمات کجاست ؟
ھمانا جھان تاریک ھزاران لای باطن ماست . و این بدان معناست که بی چراغ راه که ھمان پیر روحانی و
امام ھدایت است نمی توان بر وادی خودشناسی وارد شد و تلاش مذبوحانه در این وادی به یاری برخی
شعائر عرفانی و چله نشینی و اجرای برخی آداب صوفیانه و یا حتّی بکارگیری برخی فرمولھا و تفاسیر
روانکاوی مدرن به خودی خود عواقبی بس وخیم دارد که آدمی را یا به جنون و یا جنایت می کشاند که
شاھد بسیاری از این موارد در مکاتب اروپائی خود – کاوی ھا و عرفانھای کتابی و ادبیاتی به یاری مواد
توھّم زا می باشیم مثل پیروان کریشنامورتی ،اوشو، کاستاندا و شعبات ایرانی آنھا در برخی جریانات
شعبه درویشی و روشنفکر بازیھای عرفانی که جز غول تکبّر و خود فریبی تا سر حد تقدیس گناھان کبیره
و اعتیاد و در برخی موارد جنون کامل و جنایت حاصلی ببار نیاورده است .
براستی که جھان اندرون ما ھمان ظلمت و خرابات و آخرت و غیب و ماورای طبیعت ماست و ورود به این
جھان دقیقاً گام نھادن به وادی آخرت و اسرار الھی است که در طبقات اولّیه آن شیاطین و اجنّه در
انتظارند و لذا گفته اند که از ھزار وادی معرفت نھصد و نود و نه وادی تماماً ابلیس شناسی است و
رویاروئی با شیاطین گوناگون که جملگی در کمین ھستند و جز بواسطه یک عارف خداشناس که ھمه
صور و آداب و مکرھای ابلیس را می شناسد نمی توان ره به سلامت برد .
امروزه در کشورمان شاھد ھزاران جوان سرگردان و مجنون و معتاد و بزھکار در این وادی ھستیم که
جملگی کوس انالحق می زنند .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد ششم ص 81



برچسب ها : پیر عرفانی ، چله نشینی ، کاستاندا ، ماورای طبیعت ، اعتیاد ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 26 شهريور 1396 توسط حسن

در جستجوي خوشبختی

ھیچ جستجوئی احمقانه تر از جستجوی خوشبختی نیست زیرا خوشبختی در وجود ماست ھمانطور که

بدبختی.

لذا جستجوی خوشبختی و برنامه ریزی برای دست یافتن به آن به مثابه دنبال نخود سیاه رفتن است .

برای رسیدن به خوشبختی کافیست که از جستجوی آن دست بکشیم و برایش برنامه ریزی نکنیم بلکه

باز ایستیم زیرا خوشبختی که ھمان احساس رضایت قلبی است ھرگز امری مربوط به شرایط و امکانات

نیست و گرنه بشر مدرن اکثراً می بایستی خوشبخت شده باشند زیرا بخش عمده ای از آرزوھای

انسانھای دوران گذشته درعصر ما تحقق یافته است درحالیکه انسان مدرن بدبخت ترین انسانھاست .

گرایش جھانی به خود – تخدیری و خودکشی و اوج گیری توحش و جنون و جنایت دال بر این بدبختی

فزاینده است .

ایده و آرمان و برنامه برای خوشبختی تنھا قلمرو پیدایش بدبختی است . آنچه که خوشبختی نامیده می

شود نام مستعار بدبختی است که شیطان در ذھن ما القاء کرده است و ما را به آن وعده می دھد .

بدبختی محصول ایده و آرمانی است که خوشبختی نامیده می شود . بدبختی معلول آرمانشھرھای

ذھنی ماست که ما را از کانون خوشبختی حقیقی که دل ماست و اکنونیّت ماست غافل کرده است .

خوشبختی فردا، ایده شیطان است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 10



برچسب ها : خوشبختی ، بدبختی ، برنامه ریزی ، اعتیاد ، شانس و اقبال ،
نوشته شده در تاريخ جمعه 10 شهريور 1396 توسط حسن

احساس نابودي « عصر پوچی »

دردم از ھیچ است و درمانم به ھیچ!


به لحاظی عصر جدید را بایستی عصر نابودی بشر دانست. امروزه ھر کسی از پیر و جوان و فقیر و غنی و
شرقی وغربی و کافر و مؤمن به نوعی دچار چنین احساسی است که عموماً ھیچ دلیل منطقی ھم
ندارد. این وضعیت روانی از احساس پوچی آغاز شده و به احساس ھراس از نابود شدن میرسد که
آستانۀ اعتیاد و خود کشی و جنون و جنایت است .
نیچه بزرگترین فیلسوف آینده تاریخ تمدن غرب ، عصر جدید را عصر حاکمیّت جھانی نیھیلیزم (نیست
انگاری ) و خود را ھم پیامبر این عصر نامیده است. خود او نیز در قھقرای این ھیچی و پوچی سقوط کرد و
ده سال آخر عمرش را در جنونی بس عجیب ، خاموش ماند و فقط نظاره کرد. او تراژیکترین سیمای
فلسفۀ غرب است. در فلسفۀ او از مطلق کفر تا غایت ایمان حضور دارد و لذا ھر کسی میتواند خود را با
او ھم ذات پندارد. برخی او را نابغه و برخی او را دیوانه می خوانند برخی ھم قدیسش می پندارند برخی
ھم عین شیطان. بھرحال او ھمه وجوه انسان مدرن را در خود دارا بود و کاملترین انسان مدرن محسوب
می شود .
بھرحال احساس پوچی و نابودی بشر مدرن چند علت منطقی دارد:


1- شکم سیری و عیاشی و مصرف پرستی و آزادیھای بی قید و شرط.

2- به کام رسیده گی سریع .

3- دانائی و اطلاعات بی خاصیت و بی معنا که حاصل سواد آموزی اجباری و رسانه ھای جھانی و انفجار

اطلاعات است .


4- تضاد فزاینده طبقاتی بین فقیر و غنی .

5- ناامنی حاصل از امراضلا علاج و سلاحھای امحای جمعی .


6- نابودی اعتماد و وفا و محبت مخصوصاً در خانواده ھا .


7- سبقت تکنولوژی از اراده بشری .

8- آثار روانی آلوده گیھای محیط زیست مثل وآب و ھوا و آلوده گیھای صوتی و امواج ماھواره ای .


ولی بنظر ما علت العلل این پوچی و نابودی واقعه ایی است که ما آنرا آخرالزمان و قیامت می نامیم که

عرصه ظھور اعماق نفس بشر بواسطه تکنولوژی می باشد و قلمرو ظھور حق و رویاروئی با خداوند که
غایت قیامت است. ظھور حق منجر به ابطال نفس بشر گشته است و بیھوده گیھای امیال و آرزوھا و
باورھای دیرینه انسان در طول تاریخ . بسیاری از اصول بدیھی علم در حال ابطال است. بسیاری از قواعد
و قوانین اجتماعی در حال انقراض است. بسیاری از باورھا و مقدسّات کھن در حال فروپاشی میباشد و
بطالت و دروغ بسیاری از ایده الھای بشری محقق گردیده است و بسیاری از آرمانھا و ایدئولوژیھا در ورطه
عمل به پوچی رسیده اند و بسیاری از ادعاھا رسوا گردیده اند و ھر کسی در نزد خودش ھیچ و پوچ شده
است. و این نتیجه اجتناب ناپذیر عصر خرد گرائی و علم پرستی است که بسیاری از عرفای قدیم قرنھا
پیش از این به آن رسیده و بطالت عقل علیتّی را درک نموده بودند .
بشریّت بر آستانه عقل و علم و عشق و آرمان برتری قرار دارد و نیز دین و آئین برتر و تمدنی دگر. ولی تا
یافتن درب این انسان و جھان دگر قربانیان بسیار خواھند بود و نسل ھای میلیونی و میلیاردی فدا خواھند
شد. و نیھیلیزم ھمچون مسلخ یک دوره از تاریخ رخ نموده و بشریّت را به فراسوی تاریخ می خواند و
پروندۀ مدرنیزم را می بندد وجھان براستی پست مدرن را افتتاح می کند. برای نجات از این مسلخ تاریخی

ایمانی ناب و معرفتی قلبی و عشقی خالص میطلبد. دیگر مذھب شرک و نفاق بکار نمی آید .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 172



برچسب ها : احساس پوچی ، احساس نابودی ، ناامیدی ، اعتیاد ، خودکشی ، فاصله طبقاتی ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 29 تير 1396 توسط حسن

حس هستی

برای آدمی تنھا چیزی که احساس حیات و حسِّ ھستی پدید می آورد محبوبیّت است . ھمه کسانی که

روی به خودکشی ھا و مخدرات می کنند این حس را از دست داده و دیگر در دل کسی محبوب نیستند .

آنچه که ھویّت فردی نامیده می شود برخاسته از محبوبیّت است . کسی که لایق محبوب یک نفر نیست

چیزی نیست و بودن را در خود در نمی یابد و احساس نابودی و ھیچی می کند . این وضعیت در زنان

بصورت ھرزه گیھا و در مردان بصورت بزھکاریھا خودنمائی می کند . بنابراین ھر آنچه که تحت عنوان بی

ھویتی و تبھکاری و مفاسد اخلاقی و ھرج و مرج در جامعه ای خودنمائی می کند حاصل فقدان محبت

است .

« من ھستم چون محبوب ھستم »:این تنھا تعریف از ھستی انسان و لایق انسان است که حقیقت

ھستی انسانی را بیان می کند . آنکه محبوب دلی نیست اصلاً نیست و برای جلب محبوبیت لااقل در نزد

یک نفر دست بھر کاری می زند حتّی روسپی گری و یا جنایت .

آنکه محبوب است ھست و آنکه ھست نیازی به اثبات خویشتن ندارد . زیرا ھمه تلاشھای مذبوحانه

بشری در جھت اثبات ھستی خویش است .

ھمه دروغھا ، فریب ھا ، جنونھا ، جنایت ھا ، اعتیاد ھا و مفاسد اخلاقی و اقتصادی و سیاسی معلول

فقدان محبت است .

ھمه ما نیازمند کسی ھستیم که ما را برای خودمان دوست بدارد در ھر وضعیتی .

کسی ھم ھست که از ارادۀ به محبوبیت بی نیاز باشد و خود مظھر دوست داشتن و عشق ورزیدن به

دیگران باشد ؟ حتی خداوند ھم مخلوقاتش را آفریده تا او را دوست بدارند و بپرستند و در غیر اینصورت

عذابشان می کند . آنکه ما را برای خودمان دوست بدارد و توقع محبت ھم نداشته باشد امام است .


از کتاب "دائره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 189



برچسب ها : حس خوب ، هستی ، محبوبیت ، خودکشی ، اعتیاد ، خوشبختی ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 9 مهر 1394 توسط حسن

سخنرانی ها :

 

آخرالزمان :

 

 

شیعه شناسی :

معضلات اجتماعی :

شناخت ادیان :

اسلام چیست ؟ سی دی یک

اسلام چیست ؟ سی دی دو

کفر و ایمان – سی دی یک

کفر و ایمان – سی دی دو

کفر و ایمان – سی دی سه

کفر و ایمان – سی دی چهار

حلال و حرام – سی دی یک

حلال و حرام – سی دی دو

فلسفه صدق – سی دی یک

فلسفه صدق – سی دی دو

فلسفه تکامل – سی دی یک

فلسفه تکامل – سی دی دو

ابلیس شناسی – سی دی یک

ابلیس شناسی -  سی دی دو

عدالت – سی دی یک

عدالت – سی دی دو

عدالت – سی دی سه

عدالت – سی دی چهار

عرفان چیست؟ - تک سی دی

فلسفه نماز – تک سی دی

راز نیاز – تک سی دی

مرگ و زندگی – تک سی دی

هویت ایرانی اسلامی – سی دی یک

هویت ایرانی اسلامی – سی دی دو

معرفت انسانی– سی دی یک

معرفت انسانی – سی دی دو

فلسفه شب قدر – تک سی دی

 

 خودشناسی خانواده :