کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ شنبه 12 آبان 1397 توسط حسن

حق الیقین - 2000حکمت

1113- یأس تو از امید توست. این امید است که تو را مأیوس می کند.


1132- آنکه معتقد است که علوم و فنون غرب خوب است ولی افسوس اخلاق غرب فاسد است مثل اینست که می گوید: اخلاق انبیاء و اولیاء خوب است ولی افسوس که جاهلند و مرتجع.


1138- آنکه دوست خود را فروخت برای تبرئه این خیانت به او بدترین تهمت ها را هم می زند.

1166- با هر که جدل می کنی به او عمل می کنی.


1213- آنکه به قصد بهشت به دین عمل می کند در جهنم است و به سوی جهنمی وحشتناکتر می رود.

1259- شدیدترین خرافات امروزه لباس علم و هنر بر تن کرده اند.


1315- امروزه آنکه از رادیو و تلویزیون و مطبوعات و اخبار همه کانالهای ارتباط جمعی قطع رابطه نکند نمی تواند با وجود خویش و با خدا رابطه ای برقرار نماید.


1353- اگر بود و نبود تو در جهان هیچ فرقی به حال جهان ندارد که ندارد پس تو نیستی.

1360- در دو موقع خموشی واجب است: به هنگامی که احساس حقارت می کنی و یا احساس برتری می کنی.


از کتاب حق الیقین (2000 حکمت) تألیف استاد علی اکبر خانجانی


@khodshenasi4

nooreomid.net





برچسب ها : اخلاق ، مطبوعات ، ناامیدی ، هنر ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 18 بهمن 1396 توسط حسن

.

روانشناسی و اخلاق


می گویند که روانشناسی در قلمرو اخلاق و عواطف بشری رسالتی جز پوچ سازی و انھدام منطقی
ارزشھا و عواطف انسانی ندارد و به اصطلاح گند ھمه چیز را در می آورد . این ادعا به نوعی درست است
و به نوعی نادرست . روانشناسی مدرن اتفاقاً بطور ایدئولوژیک ( و نه علمی ) کاری جز تقدیس غرایز و
حتّی مفاسد اخلاقی ندارد و اینست که مدرنیزم و اخلاق مدرن بدون استفاده روزمره از مکاتب توجیھی
روانکاویھا قادر به ادامه حیات نیست . ولی آنچه که براستی گند اخلاقیات و عواطف قشری و قرار دادی و
سنتی را در می آورد معرفت نفس است که بر پایه اصول اخلاق الھی به انسان نظر می کند و نسبیّت
ھای ارزشی را در مقابل مطلق قرار داده و لذا ھمه عواطف و ارزشھای عرفی را پوچ می کند . ولی این
پوچ سازی امری خلاق و امیدوار کننده و محرک بسوی اخلاقی برتر و عمیق تر و خالص تر و عارفانه است و
این ھمان تبدیل ارزشھای عرفی به حقایق و اسرار عرفانی است : عرفانی کردن عرف ! که یکی از
رسالتھای نشریه ماست . بی تردید برای حصول اخلاقی خلاق و عاطفه ای عمیق و پویا لازم است که
اخلاق پوسیده و ریائی و عواطف غریزی و جانوری کالبد شکافی شود تا امراض و آفتھایش دفع گردد تا
صدقی عارفانه و محبتی جاودانه ممکن گردد تا در گذار حوادث و بحرانھای ھویتی این دوران و طوفانھای
نیھیلیستی روح انسانیت از میان نرود و با فروپاشی ارزشھای سنتی ، بنیاد اخلاق و معنویت برکنده
نشود. انسان مدرن در شرایطی بسر می برد که اگر ھر روزه مترصد کشف معنائی برتر و ذاتی تر نباشد
ھر آن محکوم به پوچی وتباھی و خود - براندازی است . و جز بواسطه معرفت نفس نمی توان از تباھی

روانکاوی مدرن نجات یافت .


از کتاب" دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 126



برچسب ها : روانشناسی ، اخلاق ، توجیه گناهان ، بحران هویتی ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 14 آبان 1396 توسط حسن

فلسفه اخلاق نسبی

مجموعۀ سخنان علی ( ع) و احادیث نبوی و ائمه اطھار کاملترین وعالیترین کتاب اخلاق و حکمت

اخلاقی و عرفان اخلاقی در کل تاریخ بشر است و برتر از این مکتبی در اخلاق ممکن نمی آید .

ولی متأسفانه نگاه علما و فقھای اسلامی به این احادیث بسیار ضعیف و سطحی واکثراً مذبذب و

مشرکانه بوده است الا اندک عارفان و حکیمانی که آنھم به استعاره و مثال حق این حکمت ھا را

کمابیش شرح داده اند مثل مثنوی مولوی. که آنھم مورد تکفیر اکثر علما و فقھا در طول تاریخ بوده

است . و امروزه ھم که از قلمرو تکفیر قدیم خارج شده وارد عرصه حکمت اخلاقی و اخلاق عملی ما

نشده بلکه تماماً به بازیھای ھنری و کلامی و مدرسه ای گرفتار آمده و نوعی مشغله گشته است .

فقھا و مفسرین اخلاقی ما یا به سراغ احادیث نمی روند و یا اگر ھم می روند بسراغ مشکوکترین و

جعلی ترینش می روند تا بشود از آن در جھت حلال کردن حرام بھره برد . و آنگاه ھم که بسراغ

احادیث محکم می روند قصد دارند تا استحکام یک حکمت اخلاقی را بشکنند و آنرا نسبی نمایند و

استثنائی پدید آورند . مثل استثناھائی که دربارۀ صدق بوجود آمده استکه : صدق امری واجب است

الّا در مواردی که ...... و یا : تجسس حرام است الّا در مواردی که ........ و یا : دروغگوئی حرام است الا

در مواردیکه ......... این موارد استثناء به آسانی کل اصول و محکمات اخلاقی را نابود میکند زیرا ھر

کسی قادر است که حرام خود را در این استثناھا جای دھد و حلالش نماید . نسبی نمودن اخلاق

بزرگترین خیانت و انحراف و ارتداد مشرکانه ای است که در تفاسیر فقھی بر دامن اسلام نشسته و

بنیاد عقل اخلاقی و فضایل انسانی را بر کنده و حکمت اسلامی را نابود ساخته است و لذا فلسفه

یونانی بر جای آن نشسته است .

یکی از اھداف و تلاشھای ما در این نشریه احیای حکمت اسلامی و رویکرد به مبانی و اصول و

محکمات اخلاقی و معارف قرآنی است . نسبی ساختن مبانی اخلاق روش ابلیس در براندازی اخلاق

است . قیاس نمودن اصول اخلاق عملی مکتب ابلیس در لباس دین است که از بنی اسرائیل آغاز

شده و تا عمق اسلام نفوذ کرده است .

و بدینگونه است که از پس ھر حکم اخلاقی یک ولی ، امّا ، بشرط ، اگر و مگر آمده و آن اصل را از

حیث انتفاع ساقط نموده است : و لذا کل حکمت اخلاقی بدینگونه در آمده است : صدق خوب است

ولی افسوس که عملی نیست ..... دروغگوئی حرام است مگر اینکه جان مؤمنی را به خطر اندازد و

..... این منطق فراموش کرده است که حتّی جان مؤمن ترین و عزیزترین انسان یعنی رسول خدا ھم

نمی توانست به ابوبکر اجازه دروغگوئی بدھد . و بدینگونه است که دروغ مصلحتی پدید آمده و صدق

را بکلی نابود ساخته است .

فقه و اخلاق نسبی و تفسیری ھمواره محصول دستگاه ھای جور و کفر بوده است تا فساد را برای

حاکمان حلال سازد . فقه و اخلاق نسبی بزرگترین علت رکود و مرگ فقه اسلامی در تاریخ است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 103




برچسب ها : اخلاق ، سخنان امام علی ، تکفیر ، فقه اسلامی ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 شهريور 1396 توسط حسن

.

روانشناسی و اخلاق


می گویند که روانشناسی در قلمرو اخلاق و عواطف بشری رسالتی جز پوچ سازی و انھدام منطقی
ارزشھا و عواطف انسانی ندارد و به اصطلاح گند ھمه چیز را در می آورد . این ادعا به نوعی درست است
و به نوعی نادرست . روانشناسی مدرن اتفاقاً بطور ایدئولوژیک ( و نه علمی ) کاری جز تقدیس غرایز و
حتّی مفاسد اخلاقی ندارد و اینست که مدرنیزم و اخلاق مدرن بدون استفاده روزمره از مکاتب توجیھی
روانکاویھا قادر به ادامه حیات نیست . ولی آنچه که براستی گند اخلاقیات و عواطف قشری و قرار دادی و
سنتی را در می آورد معرفت نفس است که بر پایه اصول اخلاق الھی به انسان نظر می کند و نسبیّت
ھای ارزشی را در مقابل مطلق قرار داده و لذا ھمه عواطف و ارزشھای عرفی را پوچ می کند . ولی این
پوچ سازی امری خلاق و امیدوار کننده و محرک بسوی اخلاقی برتر و عمیق تر و خالص تر و عارفانه است و
این ھمان تبدیل ارزشھای عرفی به حقایق و اسرار عرفانی است : عرفانی کردن عرف ! که یکی از
رسالتھای نشریه ماست . بی تردید برای حصول اخلاقی خلاق و عاطفه ای عمیق و پویا لازم است که
اخلاق پوسیده و ریائی و عواطف غریزی و جانوری کالبد شکافی شود تا امراض و آفتھایش دفع گردد تا
صدقی عارفانه و محبتی جاودانه ممکن گردد تا در گذار حوادث و بحرانھای ھویتی این دوران و طوفانھای
نیھیلیستی روح انسانیت از میان نرود و با فروپاشی ارزشھای سنتی ، بنیاد اخلاق و معنویت برکنده
نشود. انسان مدرن در شرایطی بسر می برد که اگر ھر روزه مترصد کشف معنائی برتر و ذاتی تر نباشد
ھر آن محکوم به پوچی وتباھی و خود - براندازی است . و جز بواسطه معرفت نفس نمی توان از تباھی

روانکاوی مدرن نجات یافت .


از کتاب" دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 126



برچسب ها : روانشناسی ، اخلاق ، عواطف انسانی ، روانکاوی ، ارزشهای سنتی ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 17 مرداد 1396 توسط حسن

نقش هنرها در زندگی

انسان مدرن به لحاظی انسان اھل ھنر است و با ھنرھا زندگی می کند و با آن رابطه مستمری دارد که

مھمترین این ھنرھا موسیقی و سینماست که امروزه بصورت تلویزیون در خانه ھاست. و کم نیستند خانه

ھائی که در آن تلویزیون فقط به ھنگام خواب، خاموش است . ھنر مدرن بر جای فکر و ذکر و عبادات

نشسته است. آیا اینھمه حضور و دخالت ھنرھا در زندگی انسان مدرن براستی حیات و عمل و اندیشه و

احساسات او را ھم ھنری و لطیف و خلاق نموده است؟ ولی عملاً شاھدیم که ھرچه که گرایش به

موسیقی و فیلم شدیدتر است خشونت و شقاوت و مصرف پرستی و عقیم شده گی فکری و عملی ھم

شدیدتر است حتی خود جماعت اھل ھنر و تولید کنندگان ھنری از سائر مردمان در زندگی واقعی خود

بی ھنرتر و دست و پا چلفتی تر و مصرفی ترند و در رفتار ھم خودخواه تر و جنون آمیز تر عمل می کنند

ھر چند که این خشونت و شقاوت عموماً ظاھری ملوس دارد ولی در سر بزنگاھھا بناگاه مبدل به اشد

جنون و جنایت می شود. به ھمین دلیل این جماعت زندگی فاجعه آمیزتری دارند و به عواقبی بس مبتذل

و فضاحت بار می انجامد.

این تناقض عظیم به چه معنائی است؟ آنتونی کوئین یکی از سلاطین جھان ھنر در اعترافاتش می گوید

که در زندگی پس پرده خود تا چه حدی مواجه با حیاتی عقیم و شقی و بیروح بوده است و در اواخر

عمرش جز حسرت و پوچی حاصلی نداشته است . انسان مدرن تلاش کرده که ھنر را بجای اخلاق و

مذھب بنشاند و اینست راز واژگونسالاری ھنرمندان مدرن.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 159



برچسب ها : نقش هنر در زندگی ، موسیقی ، سینمای وحشت ، اخلاق ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 11 خرداد 1396 توسط حسن

سرنوشت و روابط اجتماعی


بخش عمده احکام دین خدا به مؤمنان دربارۀ اصلاح روابط با دیگران است . سورۀ توبه که اساس و

آغاز اخلاص در دین را شرح می دھد و سورۀ برائت از شرک است تماماً دربارۀ روابط اجتماعی است

و روابط اجتماعی را ملاک نھائی حفظ دین و صداقت در ادعا می داند و حتّی عزیزان و افراد درجه یک

فامیل را ھم از این تصفیه مستثنی نمی کند و به مدعیان ایمان امر می کند که از روابط با کافران و

مشرکان و منافقان دل بکنند و قطع رابطه کنند حتّی اگر عزیزترین کسان مثل والدین و ھمسر و

فرزندان و برادران باشند. ھمه داعیان ایمان در این امر امتحان نھائی پس میدھند . انسان یک حیوان

اجتماعی است و ھر چه دارد از روابطش دارد . انسان منھای روابطش با دیگران مطلقاً قابل تصوّر و

تعریف نیست و ھیچ معنا و ماھیتی ندارد و اصلاً وجودی معنوی ندارد و حسّ وجود نمی کند .

سرنوشت معلول رابطه است . انسان تا زمانیکه به ایمان کامل و معرفت قلبی و اخلاص در دین

نرسیده و با پروردگارش اتصالی قلبی مستقیم نیافته است در رابطه با ھر انسان مشرک و ریاکاری

تحت تأثیر قرار می گیرد و ایمانش لکه دار می گردد و چه بسا از دست میرود . فقط اولیای خدا قادرند

که در روابط با ھمه مردمان باشند و دچار شرک و نفاق و ابتلای نفسانی نشوند و مابقی مؤمنان

بایستی از روابط با فاسقان بپرھیزند . توبه که آغاز دین و ایمان است تماماً توبه از روابط نامشروع و

مشارکت و معاشرت با کافران و تبھکاران است و سورۀ توبه به تمام و کمال از آغاز تا پایانش جز این

پیامی ندارد .

-------------------------------------------------------

راز همزیستی و جاودانگی

ھر کسی در خودش محکوم به نابودی و انحطاط در غرایز حیوانی است .

ھمزیستی یا ھمراھی و ھمکاری دو تا آدم تحت عنوان زناشوئی یا شراکت و ھمکاری و دوستی فقط

در صورتی می تواند پایدار و متعھد و با وفا باشد و موجب رشد متقابل طرفین گردد که لااقل اندکی

فراتر از انگیزه ھای مادی و غریزی قرار داشته باشد . عھد انسان با خودش فقط در رابطه با دیگران

مستحکم می شود .

نیازھای اقتصادی و غریزی ھرگز نمی تواند بانی رابطه ای باطنی و پایدار شود زیرا آدمی این نیازھا

را در ھر رابطه دیگری ھم می تواند کمابیش ارضاء نماید ھرگاه در ھر رابطه دیگری این نیازھا اندکی

بھتر ارضاء شوند جایگزین می گردند . در این نوع روابط انسانھا فقط بعنوان ابزاری در خدمت نیازھای

مادی یکدیگرند .این نوع روابط ذاتاً بر بی وفائی و جفا و خیانت استوارند زیرا اصولاً حیات دنیوی امری

میراست . نگاه ابزاری به دیگران عرصه گندیدگی نفس و شرارت است . فقط روابطی دارای رگ و

ریشه اند و قلمرو رشد انسانی و پیدایش روح جاودانگی می شوند که بر ارزشی بالاتنه ای بناشده

باشند . ارزشھای بالاتنه ای بر دو دسته : قلبی و ذھنی! محبّت و معرفت . آنچه که جاودانگی نامیده

می شود اجری است که در تعھدات معنوی پدید می آید . محبّت پشتوانه معرفت و تعھدات عقلی و

اخلاقی و ماورای طبیعی است و معرفت ھم ارتقاء دھنده محبّت و احیاء کننده دل است . این دو

ھیچیک به تنھائی امکان استمرار و رشد ندارند و نمی توانند اساس یک رابطه جاودانه باشند .

جاودانگی امری در رابطه معنوی و تعھدات متافیزیکی و اخروی می باشد وگرنه ھر کسی بخودی

خود در تن خود محبوس و محکوم به مرگ و فناست . رابطه معنوی قلمرو رھائی روح از اسارت تن و

پیوستن به آفاق ابدیّت در دیگری است . جاودانگی محصول عھد با دیگری می باشد . انسان به

تنھائی و با خودش ھمواره در پائین تنه اش ساقط و تباه می شود .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 139



برچسب ها : روابط اجتماعی ، احکام دینی ، سرنوشت ، اخلاق ،
نوشته شده در تاريخ جمعه 8 بهمن 1395 توسط حسن

انسان و شیطان


در قرآن می خوانیم که شیطان کالائی جز غرور برای آدمی ندارد وانکار و اعمال زشت و نادرست رابرای

آدمی برحق و زیبا می سازد و بدینگونه انسان در قبال کردارھای نادرست خود مغرور و خودستا می

شود. و اما آیا این کارخانه زیباسازی اعمال زشت در کجای انسان قرار دارد؟ بدون شک این کارخانه جائی

جز ذھن و قوه اندیشه گری و توجیه و تحلیل نیست. این ھمان کارگاه غرّه شدن انسان است . در این

کارگاه یک میل و عمل فاسقانه لباس عشق بر تن می کند یک عمل تجاوزگرانه لباس خدمت وایثار به تن

می کند ھرزه گی و بولھوسی تحت عنوان آزادی و اختیار و استقلال اراده توجیه میشود، ترس و عافیت

طلبی با واژه صبر وتوکل تقدیس می گردد و الی آخر. پس شیطان در مغز و اندیشه ماست. ولی آیا

چگونه می توان حد و مرز و ماھیت تفکر و تعقل را از توجیه گری و تبدیل صوری مفاھیم و خودفریبی و

شیطنت تشخیص داد ؟ در قلمرو فلسفه و خودشناسی منطقی ھر چند که صدھا ملاک بین این دو امر

معلوم شده است ولی نھایتاً ھمواره جائی برای فریب فکر وجود دارد و ھیچکس از وسوسه شیطان مبرا

نیست و گرنه اطاعت از رسولان و امامان ھدایت امری بیھوده می بود و اصلاً کل دین محلی از اعراب نمی

داشت و فلسفه ودانش بشری می تواند انسان را کفایت کند و بر جای مذھب قرار گیرد.

احکام اخلاقی و عملی دین واضح ترین محک برای چنین تشخیص می باشد ولی این احکام نیز در ھر

مذھبی و فرقه و فلسفه دینی متفاوت ھستند و علاوه بر این در ھر نظام شرعی و اخلاقی نیز دریائی از

احکام در درجات متفاوت وجود دارند که ضد و نقیض می نمایند و ھمین احکام قلمرو خودفریبی ھای

خواسته و ناخواسته بشرند و لذا کفایت نمی کنند واینست که آخرین پیامبر خدا ،یک انسان متشرع بدون

امام ھدایت را ھم کافر می خواند . میزان امام است و نه احکام.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 230



برچسب ها : شیطان ، غرور ، امام ، اخلاق ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 9 مهر 1394 توسط حسن

ردیف

نام کتاب

1

 کتاب ماهی سیاه کوچولو (ادامه داستان) - ۱۳۶۰

2

 کتاب آیا است، است؟ (نجوایی با دل خویشتن) - ۱۳۶۰

3

 کتاب غزل هستی - ۱۳۶۳

4

 کتاب غزل عشق (مجموعه اشعار) ۱۳۶۵-۱۳۷۵

5

 کتاب کتاب چیزها (فلسفه وجودی اسلام) - ۱۳۷۰

6

 کتاب گزارشی از آخرین وضعیت بشری (از دیدگاه معرفت نفس) - ۱۳۷۱

7

کتاب مبانی ریاضیات عرفانی (فلسفه اعداد)  - ۱۳۷۱

8

 کتاب الممنوع (ام الکتاب) - ۱۳۷۲

9

 کتاب حق الیقین (۲۰۰۰ حکمت) -  ۱۳۷۲

10

 کتاب قرآن الساعه (تفسیر، تعین و تاویل موضوعی قرآن از منظر امامت) - ۱۳۷۵

11

کتاب عین الیقین (تفسیرعینی آیات محکمات قرآن) - ۱۳۷۶

12

کتاب جانشین خدا - ۱۳۷۶

13

 کتاب خلقت دوباره (مکتب اصالت معرفت) - ۱۳۷۶

14

کتاب مادیت آدمی - ۱۳۷۶

15

 کتاب غزلی زدگرسو (ترجمه برگزیده ادگاردآلن پو) - 1377Edgar Alan Poe)  )

16

کتاب هزارلب الباب (سخنان قصار حضرت علی (ع) ۱۳۷۵-۱۳۷۶

17

 کتاب حضور و فناناپذیری (ترجمه اثری ازگابریل مارسل) -1377 Presence & immortality) )

18

 کتاب کندوکاوی در اصول جلد۱ (پدیده شناسی عناصر فرهنگ و تمدن) - ۱۳۷۷ (The Principle ofPrinciples 1)

19

 کتاب کندوکاوی در اصول جلد۲ (پدیده شناسی‌ عناصر فرهنگ و تمدن)  - ۱۳۷۷ (The Principle ofPrinciples 2)

20

 کتاب کندوکاوی در اصول جلد۳ (پدیده شناسی ‌عناصر فرهنگ و تمدن) - ۱۳۷۷ (The Principle ofPrinciples 3)

21

  کتاب کندوکاوی در اصول جلد۴ (پدیده شناسی ‌عناصر فرهنگ و تمدن  - ۱۳۷۷) (The Principle of Principles 4)

22

کتاب کاتاچوو (بازی کودکانه) (پدیده شناسی‌ بازی‌های روانی بشر) - ۱۳۷۷

23

کتاب پدیده شناسی ‌ایمان (دینامیزم ایمان)(ترجمه آثاری ازپل تیلیخ) - ۱۳۷۷ (Dynamism ofFaith)

24

 کتاب اینست انسان (فلسفه اراده وهنرازمیا‌‌ن برخاستن) - ۱۳۷۸

25

 کتاب من و تو (ترجمه اثری از مارتین پوپر) - ۱۳۷۸

26

 کتاب پایان فلسفه (فائق آمدن بر ماورای طبیعت – ترجمه اثری ازمارتین) - ۱۳۷۸ (MartinHeidegger, The End of Philosophy)

27

 کتاب چه باید کرد (دستورالعملی در آداب بهزیستی و هدایت آخرالزمان) - ۱۳۷۹

28

کتاب فلسفه ارتباطات (وجود سوم ) - ۱۳۷۹

29

کتاب فلسفه غرائز (بوده شدگی انسان) - ۱۳۷۹

30

کتاب فلسفه وجودی زن (ماده وجود۱) ۱۳۷۹

31

 کتاب فلسفه زمان ۱۳۷۹ (Philosophy of Time)

32

 کتاب حقیقت چیست - 1379What Is the Truth) )

33

 کتاب تراژدی کافی ‌نیست (ترجمه اثری از کارل یاسپرس) - ۱۳۷۹

34

کتاب معمای آزادی  - ۱۳۷۹

35

 کتاب شناخت شناسی‌ - ۱۳۷۹ (Epistemology)

36

کتاب هستی ‌بایستی (خودشناسی عرفانی من) ۱۳۸۰

37

 کتاب کندوکاوی در حقوق (الحاقه) (حق ابطال)  - ۱۳۸۰

38

 خداشناسی اجتماعی (من_تو_او) -  1380(خودآموز تربیت عرفانی)

39

 کتاب محاق (مغانه)  - ۱۳۸۰ (Dark Side of the Moon)

40

 کتاب درد خدا (نظری بر فراسوی بود و نبود) ۱۳۸۰ (The Agony ofGod)

41

 کتاب خاطرات حواس - ۱۳۸۱

42

 کتاب من- تو- او (جان_جامعه_خدا) - ۱۳۸۱

43

 کتاب معماهای عرفانی  ۱۳۸۱ (Theosophical paradoxes)

44

 کتاب ابر انسان - ۱۳۸۲ (The Ultra Man)

45

 کتاب افسانه پسامدرنیزم (کندوکاوی در ذات سنّت، مدرنیزم، پسامدرنیزم) - ۱۳۸۲ (The Myth ofPost-modernism)

46

 کتاب شوکران حقیقت (هفت وادی معرفت عشق) - ۱۳۸۲

47

 
برچسب ها :
دانلود ، دانلود رایگان ، زن ، مشکلات زن ، روح ، خودشناسی ، غریزه ، اخلاق ، درمان ، بیماری ، خدا ، امام ، عشق ، گناه ، حقوق ، دوست ، محبت ، حکومت ،

.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ