کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ جمعه 8 تير 1397 توسط حسن

ظهور قیامت آخرالزمان


۶- « جهنم آشکار شد و بهشت بسیار نزدیک گردید.» قرآن- که این آیه دال بر ظهور قیامت آخرالزمان است و لذا بسیاری از وعده های بهشتی و دوزخی خداوند امروزه از همین حیات دنیا تحقق می یابد: «بترسید از روزی که هیچ کس از اعمال دیگران برخوردار نمی شود و هیچ شفاعتی پذیرفتنی نیست و هیچ مبادله ای هم ممکن نمی شود (مبادله آجر و عذاب) و هیچ یاوری یافت نمی گردد و... و والدین و فرزندان را نسبت به یکدیگر هیچ نسبت و نصرتی نیست و...» آیاتی از قرآن- که امروزه شاهد چنین وضعیتی در سراسر جهان هستیم. 


استاد علی اکبر خانجانی 

کتاب خداشناسی امامیه جلد پنجم ص ۷۷۳




برچسب ها : ظهور ، قیامت ، آخرالزمان ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 13 خرداد 1397 توسط حسن

حماقت و خود - فریبی در آخرالزمان 


حماقت به عنوان خود - فریبی یک واقعه بغایت لطیف و حیرت آور و مالیخولیائی است و به مثابه آخرین تلاش ذاتی انسان برای ادامه زندگی در مراحلی است که حقیقت بیرحمانه رخ می نماید. بطور مثال یکی از مواقعی که اشد خود - فریبی ها بصورت یک جریان اجتماعی پدیدار می شود موقع بروز انقلابات است و یا وقوع فجایع طبیعی و یا ظهور یک انسان بر حق مثل پیامبر یا عارفی. در این مواقع خود - فریبی ( حماقت ) بصورت یک ناجی نامرئی به داد عوام می رسد تاادامه زندگی را ممکن سازد. ولی خطر که گذشت آن جادو از بین می رود و بالاخره سیمای واقعی حقیقت در مقابل نگاه مردم عریان می شود و مجبور به تصدیق شده و قابل پذیرش می شود. به همین دلیل اکثر مردم همواره مرده پرست و مرتجع هستند و این امری اجتناب ناپذیر می شود. ولی امروزه که عرصه آخرالزمان به معنای ظهور بلاوقفه حقیقت می باشد مردم مجالی برای خود - فریبی به سبک سنتی ندارند و لذا به داروها و مخدرات پناه می برند و نیز خودکشی ها و جنونها و جنایت ها رخ می نماید. و این بدان معناست که خود - فریبی مستمراً ناممکن تر می شود.


استاد علی اکبر خانجانی


کتاب شناخت شناسی ص ۵۹



برچسب ها : خودفریبی ، آخرالزمان ، خودکشی ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 31 ارديبهشت 1397 توسط حسن

آخرالزمان ( سیر قهقرائی زمان - ضد زمان )

۹- ولی آن بخش از تاریخ کائنات که مربوط به عصر ما می شود اینست که در این دوره هفت هزار ساله اخیر که کل تاریخ تمدن موجود بر روی زمین است، شش هزار سال اول یعنی دوره نزول به پایان رسیده و ما در آخرالزمان دوران خویش قرار داریم یعنی در عرصه عروج هستیم که عرصه ضد زمان است و زمان در نفس بشری سیر قهقرائی دارد.  همانطور که علی (ع) می فرماید که در آخرالزمان یکسال تبدیل به ماه می شود و ماه به هفته تنزل می یابد و هفته به روز و روز هم به ساعت.  زیرا زمانیت و دهریت مربوط به عرصه نزول است که دور شدن از مبدأ می باشد که این دوری همان گستره زمان است و ما اینک روی به مبدأ داریم و لذا در مسیری خلاف تاریخ در حرکتیم.  و اینست راز کلام خدا در قرآن: کودکانی که پیرند. 

استاد علی اکیر خانجانی

کتاب خداشناسی امامیه جلد دوم ص ۳۷۹




برچسب ها : آخرالزمان ، ضد زمان ، کودکان پیر ،
نوشته شده در تاريخ جمعه 17 فروردين 1397 توسط حسن

آخرالزمان

و بشر امروزه در عرصه این کمال کفرش قرار دارد که در تعبیر اسلامی همان آخرالزمان است یعنی غایت و پایان تاریخ. تاریخی که جز ظهور کفر و جهل و ستم بشر نبوده است یعنی تمدن! و این جمال کفر ذات انسان است که آشکار می شود. و وظیفه یک مؤمن اهل معرفت همانا درک حق این ظهور است و نه تکفیر آن. ظهور کفر که قابل تکفیر نیست بلکه حق است، حقی فراسوی خیر و شر ! حقی که شرک و نفاق را برمی اندازد و کل بشریت را جبراً به قلمرو ایمان محض می کشاند که آمادگی برای ظهور انسان کامل ( امام - ناجی ) می باشد که مظهر جمال پروردگار است، جمال مطلقه انسان : جمال روح : روح الله، خلیفه الله، بود - آ ! و این جمال معرفت محض است : جمال عرفانی ، عرفان جمالی !


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب " شناخت شناسی " ص ۱۲۱



برچسب ها : ظهور جمال روح ، کمال کفر ، آخرالزمان ، تکفیر ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 فروردين 1397 توسط حسن

ناجی موعود


۲- امید به نجات بواسطه ظهور ناجی موعود، تنها ایمان و اتصال بشر آخرالزمان به خداوند است. بشری که رسالت انبیای سلف را عینا و ذهناً از دست داده و خدای آسمانی نبوتها پاسخگوی گمشدگی او نیست و وجودش را معنا و هویت نمی بخشد و گویی خدای آسمان مرده است. ناجی آخرالزمان همان ظهور خداوند در عالم خاک و از کالبد بشر است.


۳- وعده ظهور ناجی موعود فقط مربوط به عرصه ختم نبوت و آخرالزمان هم نیست ولی در این دوره این وعده و باور هزاران بار شدیدتر شده است....


۵- انسانی که در طلب و انتظار و جستجوی ناجی است یا این ناجی و امام را در خویشتن می یابد که خود مقام امامت است و یا امامی را در بیرون از خود می یابد و به او متهعد و مربوط میشود که این هدایت است. ارتباط با خدا در خویشتن و یا در وجود یک پیر روحانی.


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب امام زمان(عج) کیست؟




برچسب ها : ناجی موعود ، ظهور ناجی ، آخرالزمان ، پیر روحانی ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 اسفند 1396 توسط حسن

دین و بشر مدرن:

349 - دیگر ایمان و منطق دینی و اخلاق تاریخی نه پاسخگوی بشر مدرن

است و نه امکان عمل دارد و چیزی جز عذاب نیست. و لذا هر کجا هم که

شریعت کهن حاکم است یا جنون و نفاق و امراض روانی و جنایت ها و

ستم ها قرین است و حاکمیت شرعی جز به زور سرنیزه ممکن نمی آید.

اینست مسئله انسان مدرن!

350- تجربه طالبان و جمهوری اسلامی ایران نیز دو حجت بزرگ بر این واقیت تلخ است.


351- امروزه دیگر عبادات و نماز موجب پیشگیری از فحشاء و منکر نمی شود

اگر می شد جامعه ما چنین نمی بود.

352- این یک وضعیت جهانی است و تحقق پیشگوئی ابطال شریعت بواسطه بزرگان

دین در آخرالزمان است.


از کتاب " نامه های عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی ص 57



برچسب ها : دین و انسان مدرن ، پیشگیری از فحشاء ، آخرالزمان ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 30 بهمن 1396 توسط حسن


چند دقیقه می توانی بخودت فکر کنی؟


حتّی در آرامترین ساعات و حالات در نیمه شب ھا ھم اگر بخواھید ساعتی را فقط به خود خودتان و
درباره ماھیت و آخرین وضعیت سرنوشت خودتان بیندیشید با کمال حیرت خواھید دید که به جز خودتان
به چیز دیگری می توانید فکر کنید و ھر چه جستجو می کنید اصلاً ھیچ اثر و آدرسی از خودتان پیدا نمی
کنید که بخواھید درباره اش فکر کنید. در ذھن خود جز خودتان ھر چیز دیگری می یابید. و به ناگاه متوجه
می شوید که اصلاً وجود ندارید. مگر اینکه یک درد شدید جسمانی مثل دندان درد یا سر درد و یا دل درد
داشته باشید که بخود بگوئید که: ھان این من ھستم و این درد من است. ھر چند که بلافاصله قبل از آنکه
حتی دقیقه ای بتوانید معنائی از خود را بر اساس این درد تصور کنید به سراغ ما قبل و ما بعد درد می
روید یعنی به سراغ کسانی و یا چیزھائی که موجب این درد شده اند: ھمسر، ھمکار، غذا، آب و ھوا و
امثالھم.
انسان امروز اگر کارت شناسائی خود را ھمواره بھمراه نداشته باشد خودش را گم می کند و آدرس خانه
یا محل کارش را از یاد می برد. و این بمعنای انھدام ھویت است. ھویت بمعنای ھسته مرکزی احساس و
معنای وجود داشتن و نه یک فلسفه یا ایدئولوژی آرمانی و عرفانی. این ھمان گمشده گی انسان
آخرالزمان در زباله دان مدرنیزم و تکنولوژیزم است. انسان خود پرست عصر جدید بناگاه خود را گم کرده

است.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی ج چهارم ص240



برچسب ها : فکر کردن ، هویت شخصی ، مدرنیزم ، آخرالزمان ، گمشدگی ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 25 بهمن 1396 توسط حسن

ترس از تنها شدن

منشأ ھمه ترسھای بشر ھمانا ترس از تنھا شدن است . ترس از مرگ ھم بعنوان مادر ھمه ترسھا ذاتاً

برخاسته از ھراس تنھائی می باشد . ھمانطور که علی (ع) ترس را بزرگترین گناه نامیده است ترس از

تنھا شدن منشأ ھمه گناھان بشر است . بشر ذاتاً از چیزی می ھراسد و می گریزد که عملاً به آن

مبتلاست ولی نمی خواھد این واقعیت را در خود آشکارا ببیند و لذا بھر ترفندی این واقعیت را از چشم

خودش مخفی می دارد . تنھائی نیز یکی از این واقعیت ھاست . آدمی خواه ناخواه در این دنیا غریب و

بیکس و تنھاست . مدنیّت و گردھمائی ھای فزاینده بشر تلاش برای پنھان داشتن این واقعیت و مخفی

شدن پشت سر دیگران و گم شدن در ازدحام است و تمدن یعنی خود را گم نمودن در جمعیت ھا .

ولی از آنجا که طبق قانون ذاتی انسان از ھر چه که بگریزد و بھراسد بالاخره به آن مبتلا میشود تنھائی

بشر متمدن نیز اجتناب ناپذیر است و در غوغای جمعیت ھا باز ھم تنھاست و بالاخره در نیمه دوم عمرش

به این تنھائی از بیرون ھم مبتلا می گردد و ھمه از او می گریزند . و بشر به خود که رسید و تنھائی اش را

که دید انگاه نوبت پناه بردن به مخدرات و داروھای روان گردان و مستی زاست تا از خود گم شود و بیخود

گردد. و این آخرین گناه است و غایت ھمه گناھان .

عصر آخرالزمان در یک کلام عصر تنھائی جبری بشر است و لذا عصر حاکمیت فزاینده مخدارت و مسکرات

و داروھای بیھوش کننده است . آخرالزمان عرصه رویاروئی با خداست . فرار از تنھائی فرار از خداست .

فرار از تنھائی منشأ ھمه گناھان است زیرا فرار از خداست .

آدمی در گریز از تنھائی در یوزه و ستم پذیر و مفلس و ھیچ و پوچ می گردد .

تنھائی قلمرو خدائی انسان است و لذا عرصه اقتدار الھی اوست و این قدرت است که مانع ارتکاب به

گناه می شود . ھر گناھی نوعی خود فروشی و خود – فراموشی است و این عین خدا فروشی و کفر

بشر است . و بشر به لحاظ روانی کفری جز این ندارد .

فرار از تنھائی فرار از رویاروئی با وجود خویشتن وتحویل گرفتن ھستی خویش و ھراس از ھستی دار

شدن است . آیا این حماقت نیست ؟ کفر عین حماقت است و ھر گناھی وجھی از فرار از ھستی خویش

است .

این ھمان امانت الھی است که خداوند به انسان بخشید که زمین و آسمانھا از پذیرش آن ابا نمودند. آن

 امانت الھی ھمان« وجود »است. و وجود ھمان خداست. ھستی پذیری ھمان خداپذیری در خویشتن

است و خدا را در خویشتن یافتن و تحویل گرفتن و او را بر جای خویش نشاندن وخلیفه خدا شدن.و آدمی

جز برای این امر خلق نشده ا ست . پس گریز از تنھائی گریز از مقصود خلقت است و لذا انکار و جدال با

جھان ھستی و جنگ با خدا در خویشتن است و نبرد با ھستی خویش. پس انسان کافر و منکر خویشتن

است . انسان موحد به معنای انسان یگانه شده انسانی است که تنھائی خود را پذیرفته باشد یعنی خدا

را در خود یافته باشد .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص220



برچسب ها : ترس از تنهائی ، داروهای روان گردان ، اعتیاد به مواد ، آخرالزمان ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 بهمن 1396 توسط حسن


احساس نابودی « عصر پوچی »

دردم از ھیچ است و درمانم به ھیچ!


به لحاظی عصر جدید را بایستی عصر نابودی بشر دانست. امروزه ھر کسی از پیر و جوان و فقیر و غنی و
شرقی وغربی و کافر و مؤمن به نوعی دچار چنین احساسی است که عموماً ھیچ دلیل منطقی ھم
ندارد. این وضعیت روانی از احساس پوچی آغاز شده و به احساس ھراس از نابود شدن میرسد که
آستانۀ اعتیاد و خود کشی و جنون و جنایت است .
نیچه بزرگترین فیلسوف آینده تاریخ تمدن غرب ، عصر جدید را عصر حاکمیّت جھانی نیھیلیزم (نیست
انگاری ) و خود را ھم پیامبر این عصر نامیده است. خود او نیز در قھقرای این ھیچی و پوچی سقوط کرد و
ده سال آخر عمرش را در جنونی بس عجیب ، خاموش ماند و فقط نظاره کرد. او تراژیکترین سیمای
فلسفۀ غرب است. در فلسفۀ او از مطلق کفر تا غایت ایمان حضور دارد و لذا ھر کسی میتواند خود را با
او ھم ذات پندارد. برخی او را نابغه و برخی او را دیوانه می خوانند برخی ھم قدیسش می پندارند برخی
ھم عین شیطان. بھرحال او ھمه وجوه انسان مدرن را در خود دارا بود و کاملترین انسان مدرن محسوب
می شود .
بھرحال احساس پوچی و نابودی بشر مدرن چند علت منطقی دارد:


1- شکم سیری و عیاشی و مصرف پرستی و آزادیھای بی قید و شرط.

2- به کام رسیده گی سریع .

3- دانائی و اطلاعات بی خاصیت و بی معنا که حاصل سواد آموزی اجباری و رسانه ھای جھانی و انفجار

اطلاعات است .


4- تضاد فزاینده طبقاتی بین فقیر و غنی .

5- ناامنی حاصل از امراض لا علاج و سلاحھای امحای جمعی .


6- نابودی اعتماد و وفا و محبت مخصوصاً در خانواده ھا .


7- سبقت تکنولوژی از اراده بشری .

8- آثار روانی آلوده گیھای محیط زیست مثل وآب و ھوا و آلوده گیھای صوتی و امواج ماھواره ای .


ولی بنظر ما علت العلل این پوچی و نابودی واقعه ایی است که ما آنرا آخرالزمان و قیامت می نامیم که

عرصه ظھور اعماق نفس بشر بواسطه تکنولوژی می باشد و قلمرو ظھور حق و رویاروئی با خداوند که
غایت قیامت است. ظھور حق منجر به ابطال نفس بشر گشته است و بیھوده گیھای امیال و آرزوھا و
باورھای دیرینه انسان در طول تاریخ . بسیاری از اصول بدیھی علم در حال ابطال است. بسیاری از قواعد
و قوانین اجتماعی در حال انقراض است. بسیاری از باورھا و مقدسّات کھن در حال فروپاشی میباشد و
بطالت و دروغ بسیاری از ایده الھای بشری محقق گردیده است و بسیاری از آرمانھا و ایدئولوژیھا در ورطه
عمل به پوچی رسیده اند و بسیاری از ادعاھا رسوا گردیده اند و ھر کسی در نزد خودش ھیچ و پوچ شده
است. و این نتیجه اجتناب ناپذیر عصر خرد گرائی و علم پرستی است که بسیاری از عرفای قدیم قرنھا
پیش از این به آن رسیده و بطالت عقل علیتّی را درک نموده بودند .
بشریّت بر آستانه عقل و علم و عشق و آرمان برتری قرار دارد و نیز دین و آئین برتر و تمدنی دگر. ولی تا
یافتن درب این انسان و جھان دگر قربانیان بسیار خواھند بود و نسل ھای میلیونی و میلیاردی فدا خواھند
شد. و نیھیلیزم ھمچون مسلخ یک دوره از تاریخ رخ نموده و بشریّت را به فراسوی تاریخ می خواند و
پروندۀ مدرنیزم را می بندد وجھان براستی پست مدرن را افتتاح می کند. برای نجات از این مسلخ تاریخی

ایمانی ناب و معرفتی قلبی و عشقی خالص میطلبد. دیگر مذھب شرک و نفاق بکار نمی آید .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 172



برچسب ها : احساس پوچی ، میل به خودکشی ، آخرالزمان ، فاصله طبقاتی ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 بهمن 1396 توسط حسن


احساس نابودی « عصر پوچی »

دردم از ھیچ است و درمانم به ھیچ!


به لحاظی عصر جدید را بایستی عصر نابودی بشر دانست. امروزه ھر کسی از پیر و جوان و فقیر و غنی و
شرقی وغربی و کافر و مؤمن به نوعی دچار چنین احساسی است که عموماً ھیچ دلیل منطقی ھم
ندارد. این وضعیت روانی از احساس پوچی آغاز شده و به احساس ھراس از نابود شدن میرسد که
آستانۀ اعتیاد و خود کشی و جنون و جنایت است .
نیچه بزرگترین فیلسوف آینده تاریخ تمدن غرب ، عصر جدید را عصر حاکمیّت جھانی نیھیلیزم (نیست
انگاری ) و خود را ھم پیامبر این عصر نامیده است. خود او نیز در قھقرای این ھیچی و پوچی سقوط کرد و
ده سال آخر عمرش را در جنونی بس عجیب ، خاموش ماند و فقط نظاره کرد. او تراژیکترین سیمای
فلسفۀ غرب است. در فلسفۀ او از مطلق کفر تا غایت ایمان حضور دارد و لذا ھر کسی میتواند خود را با
او ھم ذات پندارد. برخی او را نابغه و برخی او را دیوانه می خوانند برخی ھم قدیسش می پندارند برخی
ھم عین شیطان. بھرحال او ھمه وجوه انسان مدرن را در خود دارا بود و کاملترین انسان مدرن محسوب
می شود .
بھرحال احساس پوچی و نابودی بشر مدرن چند علت منطقی دارد:


1- شکم سیری و عیاشی و مصرف پرستی و آزادیھای بی قید و شرط.

2- به کام رسیده گی سریع .

3- دانائی و اطلاعات بی خاصیت و بی معنا که حاصل سواد آموزی اجباری و رسانه ھای جھانی و انفجار

اطلاعات است .


4- تضاد فزاینده طبقاتی بین فقیر و غنی .

5- ناامنی حاصل از امراض لا علاج و سلاحھای امحای جمعی .


6- نابودی اعتماد و وفا و محبت مخصوصاً در خانواده ھا .


7- سبقت تکنولوژی از اراده بشری .

8- آثار روانی آلوده گیھای محیط زیست مثل وآب و ھوا و آلوده گیھای صوتی و امواج ماھواره ای .


ولی بنظر ما علت العلل این پوچی و نابودی واقعه ایی است که ما آنرا آخرالزمان و قیامت می نامیم که

عرصه ظھور اعماق نفس بشر بواسطه تکنولوژی می باشد و قلمرو ظھور حق و رویاروئی با خداوند که
غایت قیامت است. ظھور حق منجر به ابطال نفس بشر گشته است و بیھوده گیھای امیال و آرزوھا و
باورھای دیرینه انسان در طول تاریخ . بسیاری از اصول بدیھی علم در حال ابطال است. بسیاری از قواعد
و قوانین اجتماعی در حال انقراض است. بسیاری از باورھا و مقدسّات کھن در حال فروپاشی میباشد و
بطالت و دروغ بسیاری از ایده الھای بشری محقق گردیده است و بسیاری از آرمانھا و ایدئولوژیھا در ورطه
عمل به پوچی رسیده اند و بسیاری از ادعاھا رسوا گردیده اند و ھر کسی در نزد خودش ھیچ و پوچ شده
است. و این نتیجه اجتناب ناپذیر عصر خرد گرائی و علم پرستی است که بسیاری از عرفای قدیم قرنھا
پیش از این به آن رسیده و بطالت عقل علیتّی را درک نموده بودند .
بشریّت بر آستانه عقل و علم و عشق و آرمان برتری قرار دارد و نیز دین و آئین برتر و تمدنی دگر. ولی تا
یافتن درب این انسان و جھان دگر قربانیان بسیار خواھند بود و نسل ھای میلیونی و میلیاردی فدا خواھند
شد. و نیھیلیزم ھمچون مسلخ یک دوره از تاریخ رخ نموده و بشریّت را به فراسوی تاریخ می خواند و
پروندۀ مدرنیزم را می بندد وجھان براستی پست مدرن را افتتاح می کند. برای نجات از این مسلخ تاریخی

ایمانی ناب و معرفتی قلبی و عشقی خالص میطلبد. دیگر مذھب شرک و نفاق بکار نمی آید .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 172



برچسب ها : احساس پوچی ، میل به خودکشی ، آخرالزمان ، فاصله طبقاتی ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سایت تفریحی خبری خشکشویی آنلاین غرفه سازی طلاق توافقی دوربین مداربسته نمایندگی تعمیرات سونی طراحی سایت شرکتی
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]