کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 23 آذر 1396 توسط حسن

دیدگاه علی (ع)دربارة زن

از میان مردان خدا ھیچکس رک گو تر از علی (ع)نبوده است . از جمله نظریات آن حضرت دربارۀ زن است

: ھر آنچه که برای مرد نیکو است برای زن زشت است .... عقل زن ناقص و ایمانش ناتمام است.... غیرت

و حسد زن نسبت به مرد از کفر اوست....

در ضمن این حقیقت را نیز باید به یاد آوریم که ھمسر علی(ع) زنی چون فاطمه بوده که اسوۀ کمال زن

است و ھمسر دوم ایشان نیز زنی دیگری به نام فاطمه است که او نیز دست پروردۀ ھمسر اول اوست

که وی قبل رحلتش به عقد علی در آورد . یعنی علی این سخنان را دربارۀ زن،از روی تجربه اش با کامل

ترین نمونه از زنان تاریخ بر زبان آورده است . یعنی این نظریات علی در باب زن حاصل تجربه ایی تلخ و

ناکام از زناشویی نبوده است . ھر چند ھم اگر ھمسر علی بد ترین زن ھم می بود باز ھم تفاوتی نمی

کرد و او حقیقت را از ورای خیر و شّر نفس خویش بر زبان می راند . این حقایق دربارۀ ھویت ذاتی زن

بیانگر این واقعیت است که زن در ھمه حال و در ھر مرحله از دین و معرفت برای حفظ سلامت و عزت و

ایمانش بایستی تحت ولایت یک مرد باشد و این واقعیت را بیش از ھر چیزی تجربه تاریخی به ثبوت

رسانیده و ھمه زنان خردمند نیز بر این امر واقفند و در نزد خود اعتراقف دارند و درست به ھمین دلیل

ھرگز بدون ولایت وجودی یک مرد احساس امنیت نمی کنند حتی زنان بد کاره و فاسد نیز محتاج ولایت

مردی تبھکارند . تجربه زندگی تراژیک عایشه ھمسر مؤمن و فقیه و حکیم رسول خدا سند دیگری بر این

حقیقت است . زیرا زن اگر تمامیت اراده و نفس خود را تحت ولایت واحد یک مرد قرار ندھد خواه ناخواه به

انحراف کشیده می شود زیرا محتاج مردی دگر خواھد بود درست به ھمین دلیل خداوند در کتابش برای

القای ولایت مرد بر زنش در مرحلۀ نھایی به روشھای تھدید و تعزیر متوسل شده که غایتش طلاق است

زیرا برای زن تنبیھی باز دارنده تر از طلاق نیست چون وی را از چشم ھمه مردان می اندازد و لذا

مجبورش می سازد تا خود را با پذیرش حقارت تحت ولایت مردی در آورد که این عذاب عدم پذیرش ولایت

با محبت است . و اما آنچه که زن مدرن را به غایت وقاحت و و بردگی کشانیده و مبدل به بی ارزشترین

کالای سکسی در بازار ساخته است ھمان امری است که علی بدان اشاره دارد یعنی غیرت و بخل و

رقابت زن نسبت به مرد و میل به برابر شدن با او و بدینگونه زن مدرن مبدّل به بی اراده ترین موجود عالم

گشته است زیرا نه مرد است و نه زن . و این ھمان عقیم شدن اراده و عقل و ایمان اوست و نیز زنانگی او

.

ناقص بودن عقل و ایمان و اراده زن که او را اسوۀ بلھوسی ساخته است بدان دلیل است که در خلقت

ازلی از وجود آدم خلق شده و در واقع مخلوق مرد محسوب می شود و نیز در خلقت معنوی اش نیز

مخلوق نگاه و محبت مرد است لذا برای حفظ وجود خویش بایستی تحت ولایت مردی باشد که به او

وجودبخشیده است در غیر این صورت اراده ایی ندارد و بازیچۀ نگاه ھای ھرزه است .

در کل تاریخ بشر فتنه ایی جھنمی تر از آزادی و برابری زن پدید نیامده است . این ھمان نجوای ابلیس در

گوش حوا می باشد که وی را از میان آنھمه نعمات و میوه ھای بھشتی فقط متوجۀ ھمان یک میوۀ

ممنوعه ساخت . آزادی زن فقط آزادی برای منکرات است . این امر را تجربۀ زن مدرن اثبات کرده است .

زن از آزادی خود ھرگز در جھت خیر و صلاح و رشد خود استفاده نکرده و نمی کند . اگر مرد مدرن این

حقیقت را باور نکند و زن مدرن ھم دست از آزادی نکشد نسل بنی آدم منقرض میگردد . آزادی زن جز به

کار اسارت او نمی آید .

زن دو صد چندان بیش از ھر مرد احمقی در کامل بودن عقل خود تردیدی ندارد و ھمین امر دلیل کافی بر

نقص عقل اوست .

غایت کبر و انکار زن در قبال مردی است که او را دوست می دارد و این نیز دلیل کافی بر ناقص بودن

ایمان اوست.

و ھمینکه زن عموماً محبت ھر مردی غیر شوھر خود را باور دارد و ترجیح میدھد دلیل کافی بر این نقص

عظیم و حقانیّت امر تنبیه و تعزیر در حکم الھی نسبت به زن است تا او را از تباھی مصون دارد.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 170



برچسب ها : عقل زن ، امام علی ، حسادت زنانه ، آزادی ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1 آذر 1396 توسط حسن


معماي خود - ارضائی جنسی

خود – ارضائی جنسی از آن نوع مسائلی است که در قلمرو اخلاق و علم ھرگز پاسخی روشن

نداشته و یکی از واکنشھای طبیعی و مزمن در بشر است و دارای دو زمینه و علّت است : شھوانی

و عاطفی . و این دو توأمان در این امر دخیل ھستند زیرا فراوان ھستند کسانی که بعد از ازدواج ھم

به این عمل ادامه می دھند. و حتّی بسیارند کسانی که بعد از ازدواج ھم به این کار روی میکنند .و

این امر دال بر قحطی عاطفی و ناکامی در رابطه صمیمی با ھمسر است. خود – ارضائی به لحاظ

اخلاقی و شرعی نمی تواند کاملاً منع شود زیرا چه بسا موجب ارتکاب به زنا می شود که یک گناه

کبیره است و در این خود – ارضائی یک امر اخلاقی برای پیشگیری از گناه محسوب می گردد .

قحطی جنسی و یا عدم رضایت عاطفی در رابطه جنسی علت شھوانی آن است ولی احساس

تنھائی و انزوا و عدم رابطه عاطفی و قلبی با جنس مخالف علت روانی این امر می باشد . و فرد در

خود – ارضائی از فشار ناشی از این دو قحطی موقتاً رھا می شود . از این منظر خود – ارضائی

نوعی خود – درمانی و خویشتن داری از زنا نیز محسوب می گردد ھر چند که ادامه طولانی مدت و

عادت به این امر بتدریج عوارض جسمانی و عصبی و روانی حادی بھمراه دارد لذا در بلند مدت نمی

تواند دارای خیر و فایده ای اخلاقی یا بھداشتی و روانی باشد . خود – ارضائی در بلند مدت مانع تلاش

انسان برای برقراری رابطه عاطفی و ھمچنین مانع ازدواج و مانع تلاش برای رفع مشکلات در روابط

عاطفی است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 174



برچسب ها : خودارضائی ، ازدواج ، طلاق عاطفی ، زنا ، فشار عصبی ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1 آذر 1396 توسط حسن


معماي خود - ارضائی جنسی

خود – ارضائی جنسی از آن نوع مسائلی است که در قلمرو اخلاق و علم ھرگز پاسخی روشن

نداشته و یکی از واکنشھای طبیعی و مزمن در بشر است و دارای دو زمینه و علّت است : شھوانی

و عاطفی . و این دو توأمان در این امر دخیل ھستند زیرا فراوان ھستند کسانی که بعد از ازدواج ھم

به این عمل ادامه می دھند. و حتّی بسیارند کسانی که بعد از ازدواج ھم به این کار روی میکنند .و

این امر دال بر قحطی عاطفی و ناکامی در رابطه صمیمی با ھمسر است. خود – ارضائی به لحاظ

اخلاقی و شرعی نمی تواند کاملاً منع شود زیرا چه بسا موجب ارتکاب به زنا می شود که یک گناه

کبیره است و در این خود – ارضائی یک امر اخلاقی برای پیشگیری از گناه محسوب می گردد .

قحطی جنسی و یا عدم رضایت عاطفی در رابطه جنسی علت شھوانی آن است ولی احساس

تنھائی و انزوا و عدم رابطه عاطفی و قلبی با جنس مخالف علت روانی این امر می باشد . و فرد در

خود – ارضائی از فشار ناشی از این دو قحطی موقتاً رھا می شود . از این منظر خود – ارضائی

نوعی خود – درمانی و خویشتن داری از زنا نیز محسوب می گردد ھر چند که ادامه طولانی مدت و

عادت به این امر بتدریج عوارض جسمانی و عصبی و روانی حادی بھمراه دارد لذا در بلند مدت نمی

تواند دارای خیر و فایده ای اخلاقی یا بھداشتی و روانی باشد . خود – ارضائی در بلند مدت مانع تلاش

انسان برای برقراری رابطه عاطفی و ھمچنین مانع ازدواج و مانع تلاش برای رفع مشکلات در روابط

عاطفی است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 174



برچسب ها : خودارضائی ، ازدواج ، طلاق عاطفی ، زنا ، فشار عصبی ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1 آذر 1396 توسط حسن


معماي خود - ارضائی جنسی

خود – ارضائی جنسی از آن نوع مسائلی است که در قلمرو اخلاق و علم ھرگز پاسخی روشن

نداشته و یکی از واکنشھای طبیعی و مزمن در بشر است و دارای دو زمینه و علّت است : شھوانی

و عاطفی . و این دو توأمان در این امر دخیل ھستند زیرا فراوان ھستند کسانی که بعد از ازدواج ھم

به این عمل ادامه می دھند. و حتّی بسیارند کسانی که بعد از ازدواج ھم به این کار روی میکنند .و

این امر دال بر قحطی عاطفی و ناکامی در رابطه صمیمی با ھمسر است. خود – ارضائی به لحاظ

اخلاقی و شرعی نمی تواند کاملاً منع شود زیرا چه بسا موجب ارتکاب به زنا می شود که یک گناه

کبیره است و در این خود – ارضائی یک امر اخلاقی برای پیشگیری از گناه محسوب می گردد .

قحطی جنسی و یا عدم رضایت عاطفی در رابطه جنسی علت شھوانی آن است ولی احساس

تنھائی و انزوا و عدم رابطه عاطفی و قلبی با جنس مخالف علت روانی این امر می باشد . و فرد در

خود – ارضائی از فشار ناشی از این دو قحطی موقتاً رھا می شود . از این منظر خود – ارضائی

نوعی خود – درمانی و خویشتن داری از زنا نیز محسوب می گردد ھر چند که ادامه طولانی مدت و

عادت به این امر بتدریج عوارض جسمانی و عصبی و روانی حادی بھمراه دارد لذا در بلند مدت نمی

تواند دارای خیر و فایده ای اخلاقی یا بھداشتی و روانی باشد . خود – ارضائی در بلند مدت مانع تلاش

انسان برای برقراری رابطه عاطفی و ھمچنین مانع ازدواج و مانع تلاش برای رفع مشکلات در روابط

عاطفی است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 174



برچسب ها : خودارضائی ، ازدواج ، طلاق عاطفی ، زنا ، فشار عصبی ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1 آذر 1396 توسط حسن


معماي خود - ارضائی جنسی

خود – ارضائی جنسی از آن نوع مسائلی است که در قلمرو اخلاق و علم ھرگز پاسخی روشن

نداشته و یکی از واکنشھای طبیعی و مزمن در بشر است و دارای دو زمینه و علّت است : شھوانی

و عاطفی . و این دو توأمان در این امر دخیل ھستند زیرا فراوان ھستند کسانی که بعد از ازدواج ھم

به این عمل ادامه می دھند. و حتّی بسیارند کسانی که بعد از ازدواج ھم به این کار روی میکنند .و

این امر دال بر قحطی عاطفی و ناکامی در رابطه صمیمی با ھمسر است. خود – ارضائی به لحاظ

اخلاقی و شرعی نمی تواند کاملاً منع شود زیرا چه بسا موجب ارتکاب به زنا می شود که یک گناه

کبیره است و در این خود – ارضائی یک امر اخلاقی برای پیشگیری از گناه محسوب می گردد .

قحطی جنسی و یا عدم رضایت عاطفی در رابطه جنسی علت شھوانی آن است ولی احساس

تنھائی و انزوا و عدم رابطه عاطفی و قلبی با جنس مخالف علت روانی این امر می باشد . و فرد در

خود – ارضائی از فشار ناشی از این دو قحطی موقتاً رھا می شود . از این منظر خود – ارضائی

نوعی خود – درمانی و خویشتن داری از زنا نیز محسوب می گردد ھر چند که ادامه طولانی مدت و

عادت به این امر بتدریج عوارض جسمانی و عصبی و روانی حادی بھمراه دارد لذا در بلند مدت نمی

تواند دارای خیر و فایده ای اخلاقی یا بھداشتی و روانی باشد . خود – ارضائی در بلند مدت مانع تلاش

انسان برای برقراری رابطه عاطفی و ھمچنین مانع ازدواج و مانع تلاش برای رفع مشکلات در روابط

عاطفی است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 174



برچسب ها : خودارضائی ، ازدواج ، طلاق عاطفی ، زنا ، فشار عصبی ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1 آذر 1396 توسط حسن


معماي خود - ارضائی جنسی

خود – ارضائی جنسی از آن نوع مسائلی است که در قلمرو اخلاق و علم ھرگز پاسخی روشن

نداشته و یکی از واکنشھای طبیعی و مزمن در بشر است و دارای دو زمینه و علّت است : شھوانی

و عاطفی . و این دو توأمان در این امر دخیل ھستند زیرا فراوان ھستند کسانی که بعد از ازدواج ھم

به این عمل ادامه می دھند. و حتّی بسیارند کسانی که بعد از ازدواج ھم به این کار روی میکنند .و

این امر دال بر قحطی عاطفی و ناکامی در رابطه صمیمی با ھمسر است. خود – ارضائی به لحاظ

اخلاقی و شرعی نمی تواند کاملاً منع شود زیرا چه بسا موجب ارتکاب به زنا می شود که یک گناه

کبیره است و در این خود – ارضائی یک امر اخلاقی برای پیشگیری از گناه محسوب می گردد .

قحطی جنسی و یا عدم رضایت عاطفی در رابطه جنسی علت شھوانی آن است ولی احساس

تنھائی و انزوا و عدم رابطه عاطفی و قلبی با جنس مخالف علت روانی این امر می باشد . و فرد در

خود – ارضائی از فشار ناشی از این دو قحطی موقتاً رھا می شود . از این منظر خود – ارضائی

نوعی خود – درمانی و خویشتن داری از زنا نیز محسوب می گردد ھر چند که ادامه طولانی مدت و

عادت به این امر بتدریج عوارض جسمانی و عصبی و روانی حادی بھمراه دارد لذا در بلند مدت نمی

تواند دارای خیر و فایده ای اخلاقی یا بھداشتی و روانی باشد . خود – ارضائی در بلند مدت مانع تلاش

انسان برای برقراری رابطه عاطفی و ھمچنین مانع ازدواج و مانع تلاش برای رفع مشکلات در روابط

عاطفی است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 174



برچسب ها : خودارضائی ، ازدواج ، طلاق عاطفی ، زنا ، فشار عصبی ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1 آذر 1396 توسط حسن


معماي خود - ارضائی جنسی

خود – ارضائی جنسی از آن نوع مسائلی است که در قلمرو اخلاق و علم ھرگز پاسخی روشن

نداشته و یکی از واکنشھای طبیعی و مزمن در بشر است و دارای دو زمینه و علّت است : شھوانی

و عاطفی . و این دو توأمان در این امر دخیل ھستند زیرا فراوان ھستند کسانی که بعد از ازدواج ھم

به این عمل ادامه می دھند. و حتّی بسیارند کسانی که بعد از ازدواج ھم به این کار روی میکنند .و

این امر دال بر قحطی عاطفی و ناکامی در رابطه صمیمی با ھمسر است. خود – ارضائی به لحاظ

اخلاقی و شرعی نمی تواند کاملاً منع شود زیرا چه بسا موجب ارتکاب به زنا می شود که یک گناه

کبیره است و در این خود – ارضائی یک امر اخلاقی برای پیشگیری از گناه محسوب می گردد .

قحطی جنسی و یا عدم رضایت عاطفی در رابطه جنسی علت شھوانی آن است ولی احساس

تنھائی و انزوا و عدم رابطه عاطفی و قلبی با جنس مخالف علت روانی این امر می باشد . و فرد در

خود – ارضائی از فشار ناشی از این دو قحطی موقتاً رھا می شود . از این منظر خود – ارضائی

نوعی خود – درمانی و خویشتن داری از زنا نیز محسوب می گردد ھر چند که ادامه طولانی مدت و

عادت به این امر بتدریج عوارض جسمانی و عصبی و روانی حادی بھمراه دارد لذا در بلند مدت نمی

تواند دارای خیر و فایده ای اخلاقی یا بھداشتی و روانی باشد . خود – ارضائی در بلند مدت مانع تلاش

انسان برای برقراری رابطه عاطفی و ھمچنین مانع ازدواج و مانع تلاش برای رفع مشکلات در روابط

عاطفی است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 174



برچسب ها : خودارضائی ، ازدواج ، طلاق عاطفی ، زنا ، فشار عصبی ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 25 آبان 1396 توسط حسن
اساس بهداشت روانی در خانواده

به تجربه شاھدیم که شدیدترین ناھنجاریھای تربیتی و روانی از قلمرو اشدّ عواطف درون نژادی بر
می خیزد. به لحاظ معرفت دینی این امر از عذابھای نژاد پرستی است.
خاندانھائی که محصور در روابط و ضوابط درون نژادی ھستند و کل عالم و آدم را تحقیر و طرد میکنند
و به کسی جز نژاد خود اعتماد ندارند دچار شدیدترین امراض عصبی در روانی و تربیتی و حتّی
امراض لاعلاج جسمانی و بیماری ژنتیکی می باشند واین یک نشانه و عبرتی قابل تأمل است.
ازدواجھای درون نژادی در صورتی می توانند عاقبت بخیر باشند که شدیداً مراقب نژاد پرستی باشند
و در زندان نژاد پرستی دچار خفقان فرھنگی و روحی نشوند. یعنی ازدواجھای درون نژادی مستلزم
مراقبت دینی و معرفتی و اخلاقی بسیار شدیدتری ھستند. فرزندان این نوع ازدواجھا معمولاً دچار
بی ھویتی و عدم اتکاء به نفس بسیار بیمارگونه ای ھستند بخصوص از دوران بلوغ و حیات اجتماعی
، این عقب مانده گی خودنمائی می کند و عذاب والدین آغاز می گردد.
این مسئله در درون اقلیت ھای مذھبی و فرقه ای دو صد چندان بیشتر خودنمائی میکند زیرا اقلیت
ھا غریزتاً برای حفظ و حراست از ھویت خود در قبال اکثریت، دچار یک خودپرستی جنون آمیز ھستند
و لذا فرزندان این اقلیت ھا دچار مشکلات لاینحل شخصیتی و عاطفی و اجتماعی و لذا اقتصادی می
شوند.
یکی از راه حل ھای صوری که می تواند کمر این خفقان را بشکند تلاش برای ازدواج خارج از نژاد و
فرقه است.
ازدواجھای درون نژادی و درون فر قه ای در قلمرو زناشوئی مولد رابطه ای بس خفقان آور و ریائی
ھستند و افسرده گیھای بسیار ویژه را پدید می آورند زیرا امکان درد دل کردن و انتقاد کردن و پذیرفتن
بسیار شاقه است و بقول معروف نوعی تف سر بالاست. لذا در این نوع خانواده ھا، نوعی اجنبی
پرستی مخفیانه برای نجات از این خفقان پدید می آید که اساس یک خطر بزرگ در قلمرو اخلاق است
چرا که ھر رابطه مخفیانه ذاتاً فساد آور است.
کلاً در جوامعی که اقلیت ھا تحت فشار تحقیرند تنھا راه نجات یا برون رفت زناشوئی است و یا خروج
از وطن. که معمولاً دومی را بر می گزینند.
معمولاً والدین بسیار مایلند که فرزندانشان از نژاد، ھمسر گزینند و این بدان دلیل است که میتوانند
تا ابد فرزند خود را تحت نظر و کمک خود داشته باشند. این نگرش منشأ اصلی ستمی بس لطیف و
انزجاری پنھان در رابطه بین والدین و فرزندان است.
علاوه بر موارد فوق از نظر علوم تربیتی و رشد معنوی و ظرفیت انسانی، ازدواج درون نژاد امری تماماً
ضد فرھنگی است و موجب تباھی یک فرھنگ و فساد رگ و ریشه ھای نژاد شده و عمر تاریخی آن
نژاد را کوتاھتر می سازد.
ازدواج درون نژادی موجب پیدایش یک دور باطل فرھنگی و بلکه یک باتلاق است.
یکی از عوارض نژاد پرستی و ازدواج فامیلی، رشد پنھان یک کینه کھنه است که نسل اندر نسل
ادامه یافته و بالاخره منجر شده و نژادی را ھلاک می سازد.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 185



برچسب ها : بهداشت روانی ، مشکلات خانوادگی ، تحقیر دیگران ، خودبرتربینی ، ازدواج فامیلی ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 16 آبان 1396 توسط حسن

فلسفه ترحم

ترحم بمعنای رحم نمائی است به آدمھای بیرحم. و لذا ماھیتی ریائی دارد. ترحم به حماقت موجب

استمرار و رشد آن است. ترحم به شقاوت موجب تبلیغ و رونق آن است. ترحم به ضعف و انحطاط

موجب ترویج بدبختی و تشویق ناتوانی است. حتی ترحم به بیماری موجب تعمیق و استمرار مرض

در فرد بیمار می شود. متاسفانه فرھنگ ترحم به زشتی و حقارت و پلیدی و جھل در جامعه ما از

ریشه ای عمیق برخوردار است و بخشی از علل انحطاط و رشد تاریخی شرارت و حقارت و شقاوت

است که از زمینه ھای تاریخی نفاق فرھنگی و اخلاق می باشد. بزرگترین رحم به آدم بیرحم ھمانا

بیرحمی کردن به اوست.

ترحم جز به کودکان و پیران علیل و برخی آدمھای رنجور و از پا افتاده، موجب رشد و تشویق انحطاط

است. آنکه مستحق ترحم باشد ھرگز طلب ترحم نمی کند.

معمولاً آدمھای فریبکار و رذل و شقی دارای ھویتی رقت انگیزند و این ھمان ابزار شیطانی آنان در

جھت تداوم پلیدیھایشان می باشد که بصورت موش مرده گی و نه نه غریبم و زار زدن خود نمائی می

کند. اینان ھرگاه که کمر راست کنند جز به پلیدی خود ادامه نمی دھند. بھترین راه یاری رسانیدن به

این آدمھا،طرد و اظھار نفرت از آنھاست. کسی که رحم و محبت نمیکند در واقع آنرا خوار می شمرد

و لذا محبت به چنین کسی برای او عین خوار کردن است و لذا کینه می ورزد. پلیدی و فسق و

شقاوت و بیرحمی در لباس موش مردگی و مظلوم نمائی بھترین روش شیطان در ترویج و استمرار

شرارت پنھان در زیر پوست جامعه است. ترحم به تجاھل و تمارض و مظلوم نمائی بزرگترین نقطه

ضعف فرھنگ ما ایرانیان است که جز بواسطه معرفت بر ھویت این فرھنگ امکان فائق آمدن بر آن

نیست. ترحم به آدم بیرحم،بیرحمی به رحمت است. محبت به آدم بی محبت، بی محبتی به محبت

است. بیرحمی به آدم بیرحم موجب بیداریش می شود.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 113




برچسب ها : ترحم ، بیرحمی ، مظلوم نمائی ، فرهنگ ایرانی ،
نوشته شده در تاريخ جمعه 12 آبان 1396 توسط حسن

بازیهاي عاطفی بشر (عشقباري )

(بازي با خدا)

دل دیگران را بدست آوردن و با آن جھت منافع خصوصی استفاده کردن نه تنھا یکی از پلید ترین عمل

انسان در زندگیست و ھمه عذابھای عظیم بشر در جھان از ھمین بابت است زیرا این بازی و سوء

استفاده از خانه خدا در وجود انسان است زیرا دل آدمی خانه خداست و منظر او در انسان.

این بازیھا در روابط خانواده گی البته امری بس رایج و عادی است . کاری که زن و شوھر نسبت به

یکدیگر می کنند و یا با فرزندانشان و متقابلاً. این ھمه جرقه ھای آتش دوزخ در حریم خانواده است .

بازی با خدا مولد آتش دوزخ است.

نوع دیگر این بازی در قلمرو دوستی ھاست که عموماً به عواقبی تراژیک میرسد. و اما کلانترین نوع

بازی آنست که دولتمردان و رھبران با ملل و پیروان خود انجام می دھند وگاه قومی را به آتش می

کشند و خود نیز در آن می سوزند. البته آنکه به غیر خدا و اولیای او دل می دھد به ھمان میزان

گناھکار است.

بدست آوردن دل البته کار سختی نیست و به شیوه ھای متفاوت حاصل می آید و گاه میتوان با یک

استکان چای این کار را انجام داد ولی نگھداری آن برای ھمیشه کار انگشت شماران است.

دلبری از ھنرھای ذاتی زنان است و لذا بیشترین پلیدی را در این جماعت شاھیدم که عرصه پیدایش

عمده عداوتھا و دوزخھاست و نھایتاً زنان را به فحشاء میکشاند که اشد عذاب است. این ھمان بازی

با عشق است : عشق بازی؟ دل خانه خدا در بشر است و فقط می توان باادای حقوق و حدود الھی

براستی دلی را به تمام و کمال بدست آورد و از آن حراست کرد و در آن خانه صاحبش را یافت. و این

اجر این ھنر عظیم در انسان است.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 109




برچسب ها : عشقبازی ، رابطه عاطفی ، مردم فریبی ، دوستی ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
ساخت وبلاگ جدید چت روم جای لینک شما
بستن تبلیغات [x]