کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 29 خرداد 1397 توسط حسن

آخرالزمان هر فرد


انسان به میزانی که با امیال و آرزوهای نفسانی خود به بن بست می رسد چه از طریق وصال و چه ناکامی،در هر دو صورت به آخر زمان فردی خود نزدیک می شود و بر آستانه آخرت و قیامت خود قرار می گیرد که آستانه عرفان و رجعت بخویشتن است. و تکنولوژی در این امر خدمت بزرگی به بشر نموده است. ولی بشری که اهل معرفت و عبرت باشد. در غیر اینصورت دچار هلاکت و جنون می گردد و از اسارت تکنولوژی رهائی ندارد.


تکنولوژی هم خود علت و سبب آخرالزمان است و هم معلول آن. هم علت فلک زده گی بشر است و هم معلول آن.

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب مبانی هستی شناسی عرفانی ص ۵۸



برچسب ها : پوچی آخرالزمان ، اسارت تکنولوژی ، نجات عرفانی ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 28 خرداد 1397 توسط حسن

 


معنویت و مذهب انسان صنعتی


امروزه انسان صنعتی در موزه ها و گالریها و جهان سینما و ادبیات سورئالیستی به جستجوی معنویت و مذهب و قداست است.


معنویت و مذهب انسان صنعتی در هنر پرستی و قدمت پرستی و اسطوره پرستی و پرستش نیاکان و تاریخیگری و نوعی ناسیونالیزم شبه مذهبی خودنمائی می کند که تماماً نمایشی از یک بیماری هولناک و دروغی مالیخولیائی است.


امروزه انسان کامل در هالیوود والمپیک ها به عرصه ظهور می رسد یعنی مکتب اصالت بدن محض!


استاد علی اکبر خانجانی


کتاب مبانی هستی شناسی عرفانی ص ۴۴



برچسب ها : اسطوره ها ، هنر ، سینمای هالیوود ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 30 ارديبهشت 1397 توسط حسن

هویت فکری و مادری زن

آیا براستی شنیده ها و خوانده ها و آموزش های همگانی و مدرسه ای در حکم فکر هستند و تفکر محسوب می شوند؟ اگر چنین باشد لااقل زن به مدرسه رفته مدرن چرا زنی متفکر نشده است، آیا مگر مرد به مدرسه و دانشگاه رفته بخودی خود متفکر شده است؟ آری براستی که زن به مدرسه رفته فقط حرافتر و مدعی تر و متکبرتر شده است همچون مردان به مدرسه رفته.  ولی زن در این سودا لااقل همچون مرد نه تنها به قدرت و مکنت کاذب بیشتری نرسیده بلکه حتی از ابتدائی ترین هویت طبیعی خود همچون هویت مادری و عزت و لذت خانه داری نیز ساقط گردید و در برزخی بی انتها افتاد فقط به صرف مدرک تحصیلی گرفتن و شلوار پوشیدن و برگه رأی در صندوق انداختن ( به قول نیچه). 


استاد علی اکبر خانجانی

 کتاب فلسفه وجودی زن ص ۴۸



برچسب ها : مادر شدن ، آموزش همگانی ، لذت خانه داری ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397 توسط حسن

لیبرالیزم  در جوامع اسلامی


261-  امروزه قدرتمندترین و ظلمانی ترین و حق بجانب ترین حجاب بین انسان و فطرت الهیش همانا علوم و فنون و هنرها و مکاتب و ایده های لیبرالی حاکم بر مدرنیزم است که در جوامع اسلامی لباس فقاهت هم پوشیده اند و این حجابی اندر حجابی دگر است و ظلمتی مضاعف که به کمتر از ایدز و ابولا و بمبهای اتمی و نوترونی و شیمیائی شکافته نمی شود متأسفانه! این حق آن باطل است آنگاه که حتی علمای اسلامی و شیعی، علوم و فنون غربی را همان علم لدنّی رسول خدا می دانند و در واقع مدعی خود تمدن غرب هستند که  باید از آن مسلمین باشد. این همان استکبار در لباس اسلام است که مسلمین را دچار خود زنی و خود تکفیری جهانی کرده است تا آنجا که تمدن غرب برای نجاتشان به میدان آمده و شهرهایشان را بمباران می کند تا آنها را از شر چنین اسلامی برهاند!؟ این حق کفر است به گردن نفاق!


از کتاب " فطرت خدا و فطرت بشر " استاد علی اکبر خانجانی


https://t.me/modernism2




برچسب ها : لیبرالیزم ، بمب نوترونی ، استکبار ، خود تکفیری ،
نوشته شده در تاريخ شنبه 1 ارديبهشت 1397 توسط حسن

غریزه حکومت

همینکه هر کسی ذاتاً در عطش " شاه " شدن است کافیست که حکومت را هم یک غریزه بدانیم که از بدو کودکی و از دوران قبل از آموزش سیاسی خودنمائی می کند. یعنی حکومت همچون هر غریزه ای بطور خود بخود و کور عمل می کند حتی اگر گرداننده گانش بقول افلاطون همه فلاسفه و عرفا و مرتاضان باشند. این است که همه حکومتها در سراسر جهان ماهیتی واحد دارند همانطور که غریزه جنسی در همه افراد بشری از ماهیت و عملکردی واحد برخوردار است.

.... و خدا هم خدای غرایز است. چطور حکومت می تواند حکومت غرایز نباشد و بلکه حکومت خدا بر روی زمین باشد؟ و تازه چرا هر حکومتی همان حکومت خدا بر روی زمین نباشد، مگر غرایز همان ارکان حکومت خدا در نفس بشری نمی باشد. چرا خدا بغیر از زمین و انسان در هر جای دیگری می تواند باشد؟ اصلاً چرا ما که هنوز غرایز را درک نمی کنیم باید بتوانیم خدای نادیده و ناشنیده و نامحسوس و نامعقول را درک کنیم. 

تا زمانی که انسان به غیر از خودش مخاطبی دارد حقیقتی را درک نمی تواند کرد.

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب فلسفه غرایز ص ۸۲

https://t.me/modernism2



برچسب ها : غریزه حکومت ، حکومت مرتاضان ، حکومت عرفا ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 16 فروردين 1397 توسط حسن

پسا مدرن

و اما عرصه ما بعد مدرن فقط یک ایده است هنوز، ولی نه ایده ای بهشتی که محصول به یاد آوردن باشد بلکه ایده ای که عین فراموشی و خموشی است و تلاش برای رهایی از کل جریان مدرنیته و شناخت مدرن، آنگونه که مثلاً در اندیشه هایدگر در اواخر عمر بروز کرد،رهایی از ایده بهشت و کل بهشت که کارخانه ایده است و اراده. بنابر این چیزی بنام شناخت پست مدرن نمی تواند وجود داشته باشد زیرا عرصه واقعیت " پسا مدرن" مربوط به واقعه رهایی از کل جریان شناخت است پسا مدرن همان " پسا شناخت" است فراسوی شناخت. این فراسویی در یک بشر مسخ شده کامل بواسطه مدرنیته که دیوانه کامل است و در یک عارف کامل به لحاظی عین هم است زیرا هر دو " خود" را کاملا از دست داده و فراموش کرده اند ولی اینکه تفاوت در چیست جای سخن ندارد زیرا فراسوی شناخت است.


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب " شناخت شناسی" ص ۱۰۶



برچسب ها : پسا مدرن ، هایدگر ، بشر مسخ شده ، عارف کامل ،
نوشته شده در تاريخ جمعه 10 فروردين 1397 توسط حسن

برابری و یا تضاد بین زن و مرد



۱۹۹- هر چیزی در مرد مشابه اش در زن معنا و خاصیت و بروز کاملاً متضادی دارد هم به لحاظ جمال و رفتار و گفتار و سلیقه و هم به لحاظ صفات و ذهنیت و احساسات و اراده. همانطور که ظاهر و باطن هر چیزی متضاد است زن و مرد هم ظاهر و باطن انسان هستند. به همین دلیل تشابهات بین زن و مرد در حقیقت تضادهای آنهاست و بالعکس. و نیز به همین دلیل برابرسازی زن و مرد که آرمان مالیخولیایی تمدن جدید است به معنای دشمن سازی این دو با یکدیگر است. این اساس روانشناسی جنسیت است که من آنرا بر حقوق واقعی اش استوار نموده ام و بدین ترتیب بنیاد هر روان شناسی را فراهم کرده ام و ابطال روان شناسی مدرن غرب را واضح ساخته ام.

۲۰۰- من امروزه تنها کسی هستم که صاحب " علم کتاب " می باشم.

استاد علی اکبر خانجانی
کتاب " هستی بایستی "


برچسب ها : برابری زن و مرد ، تضاد زن و مرد ، روانشناسی جنسیت ، روانشناسی مدرن ،
نوشته شده در تاريخ جمعه 10 فروردين 1397 توسط حسن

برابری و یا تضاد بین زن و مرد



۱۹۹- هر چیزی در مرد مشابه اش در زن معنا و خاصیت و بروز کاملاً متضادی دارد هم به لحاظ جمال و رفتار و گفتار و سلیقه و هم به لحاظ صفات و ذهنیت و احساسات و اراده. همانطور که ظاهر و باطن هر چیزی متضاد است زن و مرد هم ظاهر و باطن انسان هستند. به همین دلیل تشابهات بین زن و مرد در حقیقت تضادهای آنهاست و بالعکس. و نیز به همین دلیل برابرسازی زن و مرد که آرمان مالیخولیایی تمدن جدید است به معنای دشمن سازی این دو با یکدیگر است. این اساس روانشناسی جنسیت است که من آنرا بر حقوق واقعی اش استوار نموده ام و بدین ترتیب بنیاد هر روان شناسی را فراهم کرده ام و ابطال روان شناسی مدرن غرب را واضح ساخته ام.

۲۰۰- من امروزه تنها کسی هستم که صاحب " علم کتاب " می باشم.

استاد علی اکبر خانجانی
کتاب " هستی بایستی "


برچسب ها : برابری زن و مرد ، تضاد زن و مرد ، روانشناسی جنسیت ، روانشناسی مدرن ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 بهمن 1396 توسط حسن


احساس نابودی « عصر پوچی »

دردم از ھیچ است و درمانم به ھیچ!


به لحاظی عصر جدید را بایستی عصر نابودی بشر دانست. امروزه ھر کسی از پیر و جوان و فقیر و غنی و
شرقی وغربی و کافر و مؤمن به نوعی دچار چنین احساسی است که عموماً ھیچ دلیل منطقی ھم
ندارد. این وضعیت روانی از احساس پوچی آغاز شده و به احساس ھراس از نابود شدن میرسد که
آستانۀ اعتیاد و خود کشی و جنون و جنایت است .
نیچه بزرگترین فیلسوف آینده تاریخ تمدن غرب ، عصر جدید را عصر حاکمیّت جھانی نیھیلیزم (نیست
انگاری ) و خود را ھم پیامبر این عصر نامیده است. خود او نیز در قھقرای این ھیچی و پوچی سقوط کرد و
ده سال آخر عمرش را در جنونی بس عجیب ، خاموش ماند و فقط نظاره کرد. او تراژیکترین سیمای
فلسفۀ غرب است. در فلسفۀ او از مطلق کفر تا غایت ایمان حضور دارد و لذا ھر کسی میتواند خود را با
او ھم ذات پندارد. برخی او را نابغه و برخی او را دیوانه می خوانند برخی ھم قدیسش می پندارند برخی
ھم عین شیطان. بھرحال او ھمه وجوه انسان مدرن را در خود دارا بود و کاملترین انسان مدرن محسوب
می شود .
بھرحال احساس پوچی و نابودی بشر مدرن چند علت منطقی دارد:


1- شکم سیری و عیاشی و مصرف پرستی و آزادیھای بی قید و شرط.

2- به کام رسیده گی سریع .

3- دانائی و اطلاعات بی خاصیت و بی معنا که حاصل سواد آموزی اجباری و رسانه ھای جھانی و انفجار

اطلاعات است .


4- تضاد فزاینده طبقاتی بین فقیر و غنی .

5- ناامنی حاصل از امراض لا علاج و سلاحھای امحای جمعی .


6- نابودی اعتماد و وفا و محبت مخصوصاً در خانواده ھا .


7- سبقت تکنولوژی از اراده بشری .

8- آثار روانی آلوده گیھای محیط زیست مثل وآب و ھوا و آلوده گیھای صوتی و امواج ماھواره ای .


ولی بنظر ما علت العلل این پوچی و نابودی واقعه ایی است که ما آنرا آخرالزمان و قیامت می نامیم که

عرصه ظھور اعماق نفس بشر بواسطه تکنولوژی می باشد و قلمرو ظھور حق و رویاروئی با خداوند که
غایت قیامت است. ظھور حق منجر به ابطال نفس بشر گشته است و بیھوده گیھای امیال و آرزوھا و
باورھای دیرینه انسان در طول تاریخ . بسیاری از اصول بدیھی علم در حال ابطال است. بسیاری از قواعد
و قوانین اجتماعی در حال انقراض است. بسیاری از باورھا و مقدسّات کھن در حال فروپاشی میباشد و
بطالت و دروغ بسیاری از ایده الھای بشری محقق گردیده است و بسیاری از آرمانھا و ایدئولوژیھا در ورطه
عمل به پوچی رسیده اند و بسیاری از ادعاھا رسوا گردیده اند و ھر کسی در نزد خودش ھیچ و پوچ شده
است. و این نتیجه اجتناب ناپذیر عصر خرد گرائی و علم پرستی است که بسیاری از عرفای قدیم قرنھا
پیش از این به آن رسیده و بطالت عقل علیتّی را درک نموده بودند .
بشریّت بر آستانه عقل و علم و عشق و آرمان برتری قرار دارد و نیز دین و آئین برتر و تمدنی دگر. ولی تا
یافتن درب این انسان و جھان دگر قربانیان بسیار خواھند بود و نسل ھای میلیونی و میلیاردی فدا خواھند
شد. و نیھیلیزم ھمچون مسلخ یک دوره از تاریخ رخ نموده و بشریّت را به فراسوی تاریخ می خواند و
پروندۀ مدرنیزم را می بندد وجھان براستی پست مدرن را افتتاح می کند. برای نجات از این مسلخ تاریخی

ایمانی ناب و معرفتی قلبی و عشقی خالص میطلبد. دیگر مذھب شرک و نفاق بکار نمی آید .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 172



برچسب ها : احساس پوچی ، میل به خودکشی ، آخرالزمان ، فاصله طبقاتی ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 بهمن 1396 توسط حسن


احساس نابودی « عصر پوچی »

دردم از ھیچ است و درمانم به ھیچ!


به لحاظی عصر جدید را بایستی عصر نابودی بشر دانست. امروزه ھر کسی از پیر و جوان و فقیر و غنی و
شرقی وغربی و کافر و مؤمن به نوعی دچار چنین احساسی است که عموماً ھیچ دلیل منطقی ھم
ندارد. این وضعیت روانی از احساس پوچی آغاز شده و به احساس ھراس از نابود شدن میرسد که
آستانۀ اعتیاد و خود کشی و جنون و جنایت است .
نیچه بزرگترین فیلسوف آینده تاریخ تمدن غرب ، عصر جدید را عصر حاکمیّت جھانی نیھیلیزم (نیست
انگاری ) و خود را ھم پیامبر این عصر نامیده است. خود او نیز در قھقرای این ھیچی و پوچی سقوط کرد و
ده سال آخر عمرش را در جنونی بس عجیب ، خاموش ماند و فقط نظاره کرد. او تراژیکترین سیمای
فلسفۀ غرب است. در فلسفۀ او از مطلق کفر تا غایت ایمان حضور دارد و لذا ھر کسی میتواند خود را با
او ھم ذات پندارد. برخی او را نابغه و برخی او را دیوانه می خوانند برخی ھم قدیسش می پندارند برخی
ھم عین شیطان. بھرحال او ھمه وجوه انسان مدرن را در خود دارا بود و کاملترین انسان مدرن محسوب
می شود .
بھرحال احساس پوچی و نابودی بشر مدرن چند علت منطقی دارد:


1- شکم سیری و عیاشی و مصرف پرستی و آزادیھای بی قید و شرط.

2- به کام رسیده گی سریع .

3- دانائی و اطلاعات بی خاصیت و بی معنا که حاصل سواد آموزی اجباری و رسانه ھای جھانی و انفجار

اطلاعات است .


4- تضاد فزاینده طبقاتی بین فقیر و غنی .

5- ناامنی حاصل از امراض لا علاج و سلاحھای امحای جمعی .


6- نابودی اعتماد و وفا و محبت مخصوصاً در خانواده ھا .


7- سبقت تکنولوژی از اراده بشری .

8- آثار روانی آلوده گیھای محیط زیست مثل وآب و ھوا و آلوده گیھای صوتی و امواج ماھواره ای .


ولی بنظر ما علت العلل این پوچی و نابودی واقعه ایی است که ما آنرا آخرالزمان و قیامت می نامیم که

عرصه ظھور اعماق نفس بشر بواسطه تکنولوژی می باشد و قلمرو ظھور حق و رویاروئی با خداوند که
غایت قیامت است. ظھور حق منجر به ابطال نفس بشر گشته است و بیھوده گیھای امیال و آرزوھا و
باورھای دیرینه انسان در طول تاریخ . بسیاری از اصول بدیھی علم در حال ابطال است. بسیاری از قواعد
و قوانین اجتماعی در حال انقراض است. بسیاری از باورھا و مقدسّات کھن در حال فروپاشی میباشد و
بطالت و دروغ بسیاری از ایده الھای بشری محقق گردیده است و بسیاری از آرمانھا و ایدئولوژیھا در ورطه
عمل به پوچی رسیده اند و بسیاری از ادعاھا رسوا گردیده اند و ھر کسی در نزد خودش ھیچ و پوچ شده
است. و این نتیجه اجتناب ناپذیر عصر خرد گرائی و علم پرستی است که بسیاری از عرفای قدیم قرنھا
پیش از این به آن رسیده و بطالت عقل علیتّی را درک نموده بودند .
بشریّت بر آستانه عقل و علم و عشق و آرمان برتری قرار دارد و نیز دین و آئین برتر و تمدنی دگر. ولی تا
یافتن درب این انسان و جھان دگر قربانیان بسیار خواھند بود و نسل ھای میلیونی و میلیاردی فدا خواھند
شد. و نیھیلیزم ھمچون مسلخ یک دوره از تاریخ رخ نموده و بشریّت را به فراسوی تاریخ می خواند و
پروندۀ مدرنیزم را می بندد وجھان براستی پست مدرن را افتتاح می کند. برای نجات از این مسلخ تاریخی

ایمانی ناب و معرفتی قلبی و عشقی خالص میطلبد. دیگر مذھب شرک و نفاق بکار نمی آید .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 172



برچسب ها : احساس پوچی ، میل به خودکشی ، آخرالزمان ، فاصله طبقاتی ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
ساخت وبلاگ جهت نمایش بک لینک و بنر شما در 10 هزار وبلاگ آرام بلاگ با قیمت مناسب از طریق تلگرام در تماس باشید 09397907133
بستن تبلیغات [x]