کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ جمعه 19 مرداد 1397 توسط حسن

انکار مسئولیت فردی در عصر جدید


۵۵۹- بشر در طول تاریخ بتدریج آموخته است که شقاوت و خشونت و سلطه گری خود را علمی و فلسفی و فنی و ایدئولوژیکی و غیر مستقیم و نامرئی و متمرکز و کامل و نابودکننده سازد. بجای فحش و مشت و لگد و چوب و چماق از بمب های اتمی و میکروبی و شیمیائی و تبلیغاتی و هنری استفاده کند. بدینگونه همه آحاد بشری مهربان و عاشق و نیکوکار می نمایند و فاعل و عامل شقاوت نامرئی می ماند.


۵۶۰- عصر دموکراسی عصر تلطیف شقاوت و نابود سازی است و عصر نامرئی شدن انسانهای شقی و عدم پرست است و مأمورین حکومتی مجری نابود سازی هم قانوناً از هر مسئولیتی مبرایند زیرا منتخب مردمند. و این غایت شیطنت و حکومت ابلیس بر جوامع بشری می باشد.


استاد علی اکبر خانجانی


کتاب خداشناسی امامیه ( شرح اسمای الهی ) جلد اول ص ۱۵۸


t.me/akharozzaman2



برچسب ها : خشونت مدرن ، دموکراسی ، حکومت ابلیس ، هنر مدرن ،
نوشته شده در تاريخ شنبه 13 مرداد 1397 توسط حسن

ظهور ظلمات دل انسان آخرالزمان:




۳- بزرگترین خسوفی که بشر مدرن را در خود بلعیده، ظلمات مدرنیزم و تکنولوژیزم است و حیات صنعتی در شهرهائی که مملو از دودها و سموم هستند و براستی که مردمان در تاریکی شهرها دچار خسوف گشته اند. همانطور که اکثر شهرهای مدرن از ارتفاعات بیرون واقعاً در تاریکی و دود گم شده و دیده نمی شوند. و این مصداق یخسف الله است. « پس به زودی روزی می رسد در آسمان دودی غلیظ پدید آید و مردمان را فرا گیرد.» دخان۱۱-۱۰- و این خسوف زمین است: «یخسف الله بهم الارض» نحل۴۵-




۴- خسوف الهی همان ظهور ظلمات دل انسان آخرالزمان است که در برون او را فرا گرفته چرا که آخرالزمان ظهور باطن انسان است: «روزی که نهان ها آشکار می شود.» طارق۹- 




استاد علی اکبر خانجانی 


کتاب خداشناسی امامیه جلد هفتم ص ١٢۴٣


t.me/akharozzaman2



برچسب ها : خسوف قرن ، دل انسان آخرالزمانی ، آلودگی شهرها ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 11 مرداد 1397 توسط حسن

چند حکمت پسامدرن


رئیس جمھور محصول رأی مردم نیست بلکه رأی مردم محصول رئیس جمھور شدن کسی است که باید رئیس جمھور شود.


عجب نیست که عشق به نفرت انجامد عجب است که نفرت به عشق می انجامد.


نیازی که با ناز برآورده می شود بر نیاز می افزاید و متقابلاً بر ناز.


تفاھم متقابل زناشوئی یعنی باور کردن متقابل دروغھای ھمدیگر.


آنجا که عشقی نیست جدیّت آغاز می شود، یعنی جنگ .


ھیچ چیزی ھمچون ناز تبدیل به کینه نمی شود زیرا ھر که نیازش بیشتر است نازش بیشتر و لذا ناکامتر است.


وقتی که دیگر ھیچ ارزشی باقی نیست آدم لخت می شود: مدرنیزم!


عشق بازاری یعنی ناز کردن و ناز کشیدن برای نیاز.


دموکراسی یعنی تبدیل شاه به رأی از طریق تبلیغاتی که از ھر رأی گیرنده یک شاه خیالی می آفریند.

--------------------------------------------

حکمت جاوید:


آنکه دنیا را می طلبد به آن میرسد ولی بدستش نمی آید.


ھیچ چیزی بدست نمی آید ولی به دل می تواند آمد.


آنکه از نژاد رود به نزاد می رسد.


آنکه حق معلم را ادا نمی کند آموزه ھایش به او پشت می کند.


آنکه دوست را می فروشد تا دل دشمن بدست آورد دلش به اسارت دشمن در می آید.


آنکه حقی را ببیند و تصدیق نکند با آن به جنگ می آید و ھلاک می شود.


آنکه پولی را با فروش معنویتی بدست می آورد بواسطه آن پول دیوانه می شود.


آنکه از محبتی بر علیه صاحب محبت استفاده میکند به اسارت دشمنان محبت در می آید.


آنکه به معرفتش عمل نکند احمقی می شود.


آنکه دین را زینت کفر کند به خدمت کافران در می آید.


از کتاب " دائرة المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 54


t.me/eshghvaerfan2



برچسب ها : جنگ ، دموکراسی ، تفاهم زناشوئی ، لختی ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 29 خرداد 1397 توسط حسن

آخرالزمان هر فرد


انسان به میزانی که با امیال و آرزوهای نفسانی خود به بن بست می رسد چه از طریق وصال و چه ناکامی،در هر دو صورت به آخر زمان فردی خود نزدیک می شود و بر آستانه آخرت و قیامت خود قرار می گیرد که آستانه عرفان و رجعت بخویشتن است. و تکنولوژی در این امر خدمت بزرگی به بشر نموده است. ولی بشری که اهل معرفت و عبرت باشد. در غیر اینصورت دچار هلاکت و جنون می گردد و از اسارت تکنولوژی رهائی ندارد.


تکنولوژی هم خود علت و سبب آخرالزمان است و هم معلول آن. هم علت فلک زده گی بشر است و هم معلول آن.

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب مبانی هستی شناسی عرفانی ص ۵۸



برچسب ها : پوچی آخرالزمان ، اسارت تکنولوژی ، نجات عرفانی ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 28 خرداد 1397 توسط حسن

 


معنویت و مذهب انسان صنعتی


امروزه انسان صنعتی در موزه ها و گالریها و جهان سینما و ادبیات سورئالیستی به جستجوی معنویت و مذهب و قداست است.


معنویت و مذهب انسان صنعتی در هنر پرستی و قدمت پرستی و اسطوره پرستی و پرستش نیاکان و تاریخیگری و نوعی ناسیونالیزم شبه مذهبی خودنمائی می کند که تماماً نمایشی از یک بیماری هولناک و دروغی مالیخولیائی است.


امروزه انسان کامل در هالیوود والمپیک ها به عرصه ظهور می رسد یعنی مکتب اصالت بدن محض!


استاد علی اکبر خانجانی


کتاب مبانی هستی شناسی عرفانی ص ۴۴



برچسب ها : اسطوره ها ، هنر ، سینمای هالیوود ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 30 ارديبهشت 1397 توسط حسن

هویت فکری و مادری زن

آیا براستی شنیده ها و خوانده ها و آموزش های همگانی و مدرسه ای در حکم فکر هستند و تفکر محسوب می شوند؟ اگر چنین باشد لااقل زن به مدرسه رفته مدرن چرا زنی متفکر نشده است، آیا مگر مرد به مدرسه و دانشگاه رفته بخودی خود متفکر شده است؟ آری براستی که زن به مدرسه رفته فقط حرافتر و مدعی تر و متکبرتر شده است همچون مردان به مدرسه رفته.  ولی زن در این سودا لااقل همچون مرد نه تنها به قدرت و مکنت کاذب بیشتری نرسیده بلکه حتی از ابتدائی ترین هویت طبیعی خود همچون هویت مادری و عزت و لذت خانه داری نیز ساقط گردید و در برزخی بی انتها افتاد فقط به صرف مدرک تحصیلی گرفتن و شلوار پوشیدن و برگه رأی در صندوق انداختن ( به قول نیچه). 


استاد علی اکبر خانجانی

 کتاب فلسفه وجودی زن ص ۴۸



برچسب ها : مادر شدن ، آموزش همگانی ، لذت خانه داری ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397 توسط حسن

لیبرالیزم  در جوامع اسلامی


261-  امروزه قدرتمندترین و ظلمانی ترین و حق بجانب ترین حجاب بین انسان و فطرت الهیش همانا علوم و فنون و هنرها و مکاتب و ایده های لیبرالی حاکم بر مدرنیزم است که در جوامع اسلامی لباس فقاهت هم پوشیده اند و این حجابی اندر حجابی دگر است و ظلمتی مضاعف که به کمتر از ایدز و ابولا و بمبهای اتمی و نوترونی و شیمیائی شکافته نمی شود متأسفانه! این حق آن باطل است آنگاه که حتی علمای اسلامی و شیعی، علوم و فنون غربی را همان علم لدنّی رسول خدا می دانند و در واقع مدعی خود تمدن غرب هستند که  باید از آن مسلمین باشد. این همان استکبار در لباس اسلام است که مسلمین را دچار خود زنی و خود تکفیری جهانی کرده است تا آنجا که تمدن غرب برای نجاتشان به میدان آمده و شهرهایشان را بمباران می کند تا آنها را از شر چنین اسلامی برهاند!؟ این حق کفر است به گردن نفاق!


از کتاب " فطرت خدا و فطرت بشر " استاد علی اکبر خانجانی


https://t.me/modernism2




برچسب ها : لیبرالیزم ، بمب نوترونی ، استکبار ، خود تکفیری ،
نوشته شده در تاريخ شنبه 1 ارديبهشت 1397 توسط حسن

غریزه حکومت

همینکه هر کسی ذاتاً در عطش " شاه " شدن است کافیست که حکومت را هم یک غریزه بدانیم که از بدو کودکی و از دوران قبل از آموزش سیاسی خودنمائی می کند. یعنی حکومت همچون هر غریزه ای بطور خود بخود و کور عمل می کند حتی اگر گرداننده گانش بقول افلاطون همه فلاسفه و عرفا و مرتاضان باشند. این است که همه حکومتها در سراسر جهان ماهیتی واحد دارند همانطور که غریزه جنسی در همه افراد بشری از ماهیت و عملکردی واحد برخوردار است.

.... و خدا هم خدای غرایز است. چطور حکومت می تواند حکومت غرایز نباشد و بلکه حکومت خدا بر روی زمین باشد؟ و تازه چرا هر حکومتی همان حکومت خدا بر روی زمین نباشد، مگر غرایز همان ارکان حکومت خدا در نفس بشری نمی باشد. چرا خدا بغیر از زمین و انسان در هر جای دیگری می تواند باشد؟ اصلاً چرا ما که هنوز غرایز را درک نمی کنیم باید بتوانیم خدای نادیده و ناشنیده و نامحسوس و نامعقول را درک کنیم. 

تا زمانی که انسان به غیر از خودش مخاطبی دارد حقیقتی را درک نمی تواند کرد.

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب فلسفه غرایز ص ۸۲

https://t.me/modernism2



برچسب ها : غریزه حکومت ، حکومت مرتاضان ، حکومت عرفا ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 16 فروردين 1397 توسط حسن

پسا مدرن

و اما عرصه ما بعد مدرن فقط یک ایده است هنوز، ولی نه ایده ای بهشتی که محصول به یاد آوردن باشد بلکه ایده ای که عین فراموشی و خموشی است و تلاش برای رهایی از کل جریان مدرنیته و شناخت مدرن، آنگونه که مثلاً در اندیشه هایدگر در اواخر عمر بروز کرد،رهایی از ایده بهشت و کل بهشت که کارخانه ایده است و اراده. بنابر این چیزی بنام شناخت پست مدرن نمی تواند وجود داشته باشد زیرا عرصه واقعیت " پسا مدرن" مربوط به واقعه رهایی از کل جریان شناخت است پسا مدرن همان " پسا شناخت" است فراسوی شناخت. این فراسویی در یک بشر مسخ شده کامل بواسطه مدرنیته که دیوانه کامل است و در یک عارف کامل به لحاظی عین هم است زیرا هر دو " خود" را کاملا از دست داده و فراموش کرده اند ولی اینکه تفاوت در چیست جای سخن ندارد زیرا فراسوی شناخت است.


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب " شناخت شناسی" ص ۱۰۶



برچسب ها : پسا مدرن ، هایدگر ، بشر مسخ شده ، عارف کامل ،
نوشته شده در تاريخ جمعه 10 فروردين 1397 توسط حسن

برابری و یا تضاد بین زن و مرد



۱۹۹- هر چیزی در مرد مشابه اش در زن معنا و خاصیت و بروز کاملاً متضادی دارد هم به لحاظ جمال و رفتار و گفتار و سلیقه و هم به لحاظ صفات و ذهنیت و احساسات و اراده. همانطور که ظاهر و باطن هر چیزی متضاد است زن و مرد هم ظاهر و باطن انسان هستند. به همین دلیل تشابهات بین زن و مرد در حقیقت تضادهای آنهاست و بالعکس. و نیز به همین دلیل برابرسازی زن و مرد که آرمان مالیخولیایی تمدن جدید است به معنای دشمن سازی این دو با یکدیگر است. این اساس روانشناسی جنسیت است که من آنرا بر حقوق واقعی اش استوار نموده ام و بدین ترتیب بنیاد هر روان شناسی را فراهم کرده ام و ابطال روان شناسی مدرن غرب را واضح ساخته ام.

۲۰۰- من امروزه تنها کسی هستم که صاحب " علم کتاب " می باشم.

استاد علی اکبر خانجانی
کتاب " هستی بایستی "


برچسب ها : برابری زن و مرد ، تضاد زن و مرد ، روانشناسی جنسیت ، روانشناسی مدرن ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
سایت تفریحی خبری خشکشویی آنلاین غرفه سازی طلاق توافقی دوربین مداربسته نمایندگی تعمیرات سونی طراحی سایت شرکتی
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]