کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 25 مهر 1397 توسط حسن

انفجار تضادها و پوچی ها در آخرالزمان:

آنکه می خواهد همواره در چشم دیگران آدمی مهربان و صادق و ایثارگر و خردمند و خوشبخت جلوه کند مشغول نبردی مستهلک کننده با حقیقت نفس خویشتن است و در این نبرد با حق، رنجور و دیوانه می شود زیرا تعادل ( عدالت ) را از دست می دهد و به ناگاه در حین عشق و ایثار دست به جنایت می زند و رسوا می شود و این جنایت اجتناب پذیر است و آن نبرد با حق را درهم می شکند و وجود را متعادل می سازد. دیالکتیک همان میزان تعادل در وجود بشر است: تعادل بین خیر و شر، مهر و قهر، خوشبختی و بدبختی، جهل و علم، مرگ و زندگی و بقا و فنا و ماده و معنا. و آنکه دیالکتیک را می شناسد به تعادل می رسد و از افراط و تفریط می رهد و دست از ستمگری و ستم بری که دو روی جهالت است بر می دارد. دیالکتیک «میزان» است و به این میزان وجود، فقط بواسطه معرفت نفس می توان رسید.

**

نفس در ذات خود یگانه است و در ظهور و برون افکنی اش دوگانه و نهایتاً پوچ است و تا این پوچی تا به غایتش آشکار نشود یگانگی اش رخ نمی نماید و دیالکتیک رسالت دارد تا این واقعه را ممکن سازد بواسطه کالاهایش: دانش، تکنولوژی، سیاست، اقتصاد، هنرها و فلسفه و ایدئولوژی ها. و آخرالزمان که به لحاظی همان عرصه ظهور دیالکتیک دیالکتیک  در حیات مادی بشر است لذا عرصه انفجار تضادهاو پوچی هاست و نیز نهایتاً عرصه ظهور انسان کامل و یگانه که در وادی مکان - زمان قرار دارد و ناجی بشریت از قهقرای نیهیلیزم است.

از کتاب الحاقه تألیف استاد علی اکبر خانجانی 

@khodshenasi4

nooreomid.net




برچسب ها : تضاد خیر و شر ، ناجی بشریت ، پوچی آخرالزمان ،
نوشته شده در تاريخ شنبه 21 مهر 1397 توسط حسن

 نوع دگر فهمیدن ( اراده آخرالزمانی ):

نوع دگر فهمیدن یک اراده آخرالزمانی است یعنی اراده ای برای خروج از این دنیا و ورود به آخرت و جهان ماورای طبیعت.

...

اراده به دگر شدن طبعاً حاصل اراده به پایان رسیدن و بن بست با تمامیت روان خویش است که عین اراده به دگر شدن است.

این بدان معناست که انسان مدرن با روان خودش به بن بست رسیده است و راه خروجی می طلبد که بمعنای خروج از زمانیت و عمر طبیعی خویش است.

از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی استاد علی اکبر خانجانی ص 113

@akharozzaman2

Nooreomid.net

 



برچسب ها : اراده ، آخرالزمان ، عمر ، بن بست ،
نوشته شده در تاريخ شنبه 7 مهر 1397 توسط حسن

دو نوع شیطان پرستی

پس دو نوع شیطان پرستی داریم: شیطان پرستی آگاه و ناخودآگاه. که شیطان پرستی آگاهانه و پرستش شیطان به اسم شیطان مختص افراد و جریاناتی تبهکار است که به تبهکاری خود نیز آشکارا افتخار می کنند ولی شیطان پرستی عامه مردمان ناخودآگاه است و بلکه تحت عنوان مقدسات و حقایق عرفی و شرعی و علمی و اجتماعی و تاریخی نادانسته مشغول پیروی و ستایش شیطان هستند که یکی از رایج ترین و تاریخی ترین نوع این شیطان پرستی ناخودآگاه همان پرستش ایده خدا و خدای ذهنی است بی آنکه ایمان قلبی و امام هدایت در کار باشد که اساس شرک جهانی بشر در قالب انواع مذاهب است: " بدانید که اکثر مردمان هوای نفس و ظن خود را خدا می خوانند و این شرک و ظلم عظیم است...." قرآن کریم-

 

از کتاب شیطان شناسی تألیف استاد علی اکبر خانجانی ص ۷۵

 

@khodshenasi4

nooreomid.net

 



برچسب ها : شیطان پرستی،تبهکاران،هوای نفس،ظلم ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 مهر 1397 توسط حسن

شخصیت های سه شقه در آخرالزمان

24- و اما بدترین و هلاک شده ترین نوع شخصیت سه شقه شدن است بین خود، دیگری و خدا. یعنی شخصیت فردی یا اجتماعی که عشق و دین را هم شریک خودپرستی نموده است. و لذا بین خود و معشوق و خدا سه تکه شده است. و این مالیخولیائی ترین و پیچیده ترین نوع شخصیت است. که در جوامع شرقی و اسلامی این نوع شخصیت فردی و اجتماعی و حکومتی بسیار فراوان است.

32- و اما آن جماعت سه شقه شده مقلدان کور و کر این اولیای الهی هستند که مخلوطی نامحلول از دنیا پرستی پنهان و عشق فاسقانه و عرفان نمادین و سینمائی می باشند. و این نفاق آخرالزمانی است و ظهور هویت دجالی!

از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی تألیف استاد علی اکبر خانجانی ص 113

@akharozzaman2

Nooreomid.net

 



برچسب ها : چند شخصیتی،دجال آخرالزمان،عرفان سینمائی ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 شهريور 1397 توسط حسن

تنها باش و در میان باش

بزرگترین معما و عذاب جانکاه بشر مدرن همانا دیالکتیک و تضاد فرد و جمع است: تنها بودن در جمع! و این وضعی غیر قابل تحمل است. ... این همان وضع آخرالزمان وجود است که امروزه همه به آن مبتلایند و جان می کنند. و گرایش به مواد به قصد فرار از این تضاد می باشد.

" تنها باش و در میان باش " علی (ع) : اینست موقعیت بر حق و انسان رستگار شده آخرالزمان.

انسان آخرالزمانی جبراً تنها و مبتلا بخویش است و این وضع مستمراً شدیدتر می شود و لذا تاب تحمل جمع را ندارد و با روابط خود به زجر و عداوت می افتد و تروریست می شود.

فقط با درک حق این سخن علی ( ع ) است که می توان خانواده را حفظ کرد و در جامعه مطرود یا دیوانه و تروریست نشد.

" تنها باش و در میان باش " به معنای پایان تاریخ عشق زناشوئی نیز هست....

از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی استاد علی اکبر خانجانی ص 67

t.me/khodshenasi4

nooreomid.net



برچسب ها : تنهائی،آخرالزمان،تحمل دیگران،گرایش به مواد ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 18 شهريور 1397 توسط حسن

از علل رشد خرافات در جامعه و نتیجه آن:


۴۸- یکی دیگر از علل رشد خرافات در جامعه نامفهوم بودن و کلی بودن واژه ها و ارزشهای کلیدی قرآنی و اسلامی مثل ایمان و کفر و شرک و نفاق و صدق و کذب و قناعت و صبر و عصمت و تقواست. یعنی فقدان معرفت دینی در حد مقدماتی. و این فقدان تعلیم و تربیت دینی در نظام آموزش ما را می رساند که نظامی مبتنی بر اسلام است.


۵۰- در یک کلام امروزه خرافات و قشری گری دینی، ام الفساد همه بدبختی های جامعه و نظام ماست. و این بدان دلیل است که جامعه ما فاقد تعریف واضح و محسوسی از ابتدائی ترین مفاهیم اسلامی و قرآنی و شیعی است. و این تعریف منجر به یک انقلاب فرهنگی می شود که متعاقباً انقلاب اقتصادی و سیاسی و علمی و آموزشی و تربیتی و پزشکی را بهمراه دارد و گوئی کسی مایل به چنین تحولی نیست زیرا ساختارهای بنیادین کشور ما بر قشری گری استوار شده است که ادامه این وضع بی تردید به فروپاشی کل جامعه و نظام از درون منجر می شود که غیر قابل جبران خواهد بود و چند نسل دیگر قربانی خواهیم داد همانطور که دو نسل را پیشاپیش قربانی کرده ایم . نگاه کنید که در مدیریت کلان کشور ما بندرت یک فرد از نسل تربیت شده بعد از انقلاب به چشم می خورد و این فقدان تعلیم و تربیت اسلامی در نظام ما را پس از انقلاب تداعی می کند یعنی فقدان عقل و ایمان در نظام آموزشی و تربیتی ما.


۵۱- جامعه ما امروزه معجونی از علم زده گی کاذب و قشری گری و دین زده گی کاذب و انقلاب زده گی کاذب است.یعنی یک جامعه سراسر شعاری و ریائی در همه امور. و این بی هویتی و بی مغزی اساس بحرانی بنام خرافات است....


از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی استاد علی اکبر خانجانی ص ۳۱


t.me/khodshenasi4



برچسب ها : رݭد فساد ، فروپاشی جامعه ، نظام آموزشی ، مدیریت کلان ،
نوشته شده در تاريخ جمعه 16 شهريور 1397 توسط حسن

سرنوشت عشق در آخرالزمان


۹۹- و اما سرنوشت عشق در آخرالزمان بس فجیع و تراژیک و جنایت بار شده است زیرا هنوز آغاز نشده به شهوت و زنا می انجامد و نابود می گردد و لذا همراه با فریاد عشق شاهد پیدایش جریانات ضد عشق نیز هستیم که بصورت جریانات ایدئولوژیک و هم جنس گرائی بروز می کند که فمنیزم یکی از آنهاست.


۱۰۱- عشق بزرگترین لطف و نابترین نظر الهی به بشر است ولی هنر آدمی در فراق است تا حق فراق را ادا کند و به عداوت نگراید. در اینصورت فراق تبدیل به سکوی پرش و معراج روح می شود.


از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی استاد علی اکبر خانجانی


t.me/eshghvaezdevaj 



برچسب ها : سرنوشت عاشقی ، سکوی پرش ، تراژدی عشق ، لطف و نظر الهی ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 13 شهريور 1397 توسط حسن

چرا رسول خدا (ص) آیةالکرسی را قلب قرآن نامیده است؟  




قلب هر چیزی سرچشمه حیات و هستی آن چیز است و آیةالکرسی را اکثر مسلمین از بَر میخوانند و برای رفع همه گرفتاری های خود فوت میکنند بدون آنکه بدانند که این خاصیت از چه روی است که این آیه دو بخش دارد که بخش اولش خداشناسی است و بخش دومش هم اسلام شناسی و راه هدایت مردم بسوی خداست که قلب این هدایت هم آزادی انتخاب در عقیده و عمل دینی است که چون انکار شود و بلکه وارونه گردد اهلش به لحاظ قلبی کافر می‌شود و به لحاظ ظاهری هم واژگون می گردد. و اینست راز مرگ معنویت و واژگونسالاری در رفتار. یعنی مرگ آزادی عقیدتی و عملی در دین، عین مرگ دین و اسلام و قرآن در جامعه است هرچند که همگان قرآن را از حفظ بخوانند و طبق روایت دجال هم قرآن را از بَر می خواند. 




پس بیاییم و قلب از کار ایستاده خود را از نو زنده کنیم و قرآنی شویم تا مسلمانی از سر گیریم بشرط آنکه آیةالکرسی را ورد و فوت نکنیم بلکه تبدیل به فکر و ذکر و حکمت عملی خود سازیم و نگوییم که در قرآن آیات قتال هم وجود دارد که در این صورت خود داعش هستیم. آیا والدین حق دارند که برای هدایت فرزندان خویش آنها را تنبیه و تعزیر نموده و به قتل برسانند؟ آیا درک این حقیقت اینقدر سخت است که چرا نسل جوان ما به جنگ با دین خدا برخاسته است؟ در حالیکه به جنگ با طاغوت برخاسته است زیرا طبق آیةالکرسی اکراه در دین است که به طاغوت می انجامد نه بی دینی! والسلام-  


گفتاری از استاد علی اکبر خانجانی


t.me/eshghvaerfan2



برچسب ها : رفع گرفتاری ، ضدیت با دین ، قتل فرزند ، مرگ جامعه ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 12 شهريور 1397 توسط حسن

چرا آیةالکرسی تنها راه نجات از بحران است؟


"هرگاه كه در محاصره فتنه ها قرار گرفتید به قرآن رجوع کنید" رسول اکرم- 


اجبار در دین در طی چند نسل موجب رویگردانی مردم از نظام و نیز رویکردشان به دشمن بوده است یعنی اراده دشمن تا قلب نظام رسوخ کرده است و لذا با یک اشاره رئیس جمهور آمریکا بطرزی طلسم گونه کل ساختار اقتصادی و سیاسی نظام به سوی فروپاشی می رود. پس با رفع این جبر دینی می‌توان حضور نامرئی دشمن را در بطن نظام دفع نمود. زیرا اکراه در دین راه نفوذ کفر و طاغوت در نفس جامعه است. اینست راز حیرانی دولت مردان در فهم این بحران. 


آیا اینک می بینید که چرا کلام ترامپ در قلب نظام ما خلاقتر از کلام رئیس جمهور ایران است؟ اگر این معنا را دریابیم به شاه کلید حل همه بحران‌های موجود دست یافته ایم. و اینکه ملت و دولتی که همه بدبختی‌های خودش را بسوی دشمنانش فرافکنی میکند در حقیقت دشمنانش را ناجی خود می‌سازد: "خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر اینکه این قوم نفس خودش را تغییر دهد." قرآن کریم- ما چهل سال است که مشغول اصلاح و نجات بیگانگان و دشمنان خود بوده ایم و اینک می بینیم که خود عین دشمنیم با خودمان. گوئی که برای نجات بیگانگان انقلاب کرده بودیم نه برای اصلاح خودمان. اینست راز این واژگونسالاری مهلکی که به آن دچاریم و لذا دشمن را دوست گرفته ایم و دوستان انقلاب را دشمن نموده ایم در حصرها و حبس ها و تبعیدها. آیا وقت آن نرسیده که در چهل سالگی انقلاب که سن عقل و کمال است به خود آییم و الفبای اسلام و قرآن را هجی کنیم تا ببینیم که از مسلمانی نه تنها هیچ نداریم که گویی خصم آنیم. وقت آنست که به آخرین وصیت دکتر شریعتی عمل کنیم یعنی رجعت به قرآن و تشخیص کفر و ایمان. 


آنچه گفتیم بیان کل درد بود و تنها درمان قطعی آن. والسلام-


                         علی اکبر خانجانی



برچسب ها : نفوذ ترامپ ، فروپاشی نظام ، نجات از بحران ، نجات کشور ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 8 شهريور 1397 توسط حسن

ای طالبان معرفت نفس

و ای دلدادگان به کلام حق

آگاه شوید و آگاه نمایید :


امروزه ملت و دولت ایران بایستی شبانه روز آیةالکرسی را تفسیر و تأویل کنند اگر براستی می‌خواهند که این کشور را از سراشیبی سقوط در انواع تباهی برهانند 

یعنی این معنا را: 

«هیچ اجباری در دین نیست و این مرز بین رشد و تباهی است و...!» 

و بیهوده نیست که رسول اکرم(ص) این آیه را قلب قرآن خوانده است یعنی رهایی از نماز و روزه اجباری، حجاب اجباری، اعتقادات اجباری، شعارهای اجباری و سیاست های اجباری که همه به اسم اسلام و مذهب شیعه تقدیس شده است و لذا کشور را که در بحران‌ها و مفاسدی غرق کرده که در تاریخ ایران و جهان بی سابقه است و می رود که عنقریب تمامیت انقلاب و دین و دنیای مردم را نابود سازد. 

پس بیاییم بر قلب این بحران‌ها راه یابیم تا راه حلی قلبی پیدا کنیم.


قسمتی از کتاب پدیده شناسی قرآنی

استاد علی اکبر خانجانی


t.me/eshghvaerfan2





برچسب ها : فروپاشی اجتماعی ، بحران اقتصادی ، اجبار در دین ، مفاسد سیاسی ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
خشکشویی آنلاین خشکشویی آنلاین انجام پایان نامه سئو
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]