کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 5 آذر 1397 توسط حسن

کتاب صوتی دائرة المعارف عرفانی جلد پنجم

تألیف استاد علی اکبر خانجانی

کتاب صوتی (1) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (2) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (3) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (4) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (5) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (6) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (7) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (8) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (9) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (10) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (11) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (12) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (13) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (14) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (15) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (16) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (17) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (18) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (19) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (20) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (21) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (22) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (23) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (24) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (25) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (26) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)

کتاب صوتی (27) دائرة المعارف عرفانی ۵ (فلسفه اقتصاد،فلسفه تاریخ،فلسفه سیاست،فلسفه علوم وفنون،فلسفه فرهنگ وجامعه)


همه کتاب های صوتی در سایت : nooreomid.net 

نشانی تلگرام:akharozzaman2@



برچسب ها : اقتصاد ، فرهنگ ، تاریخ ، سیاست ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 18 شهريور 1397 توسط حسن

از علل رشد خرافات در جامعه و نتیجه آن:


۴۸- یکی دیگر از علل رشد خرافات در جامعه نامفهوم بودن و کلی بودن واژه ها و ارزشهای کلیدی قرآنی و اسلامی مثل ایمان و کفر و شرک و نفاق و صدق و کذب و قناعت و صبر و عصمت و تقواست. یعنی فقدان معرفت دینی در حد مقدماتی. و این فقدان تعلیم و تربیت دینی در نظام آموزش ما را می رساند که نظامی مبتنی بر اسلام است.


۵۰- در یک کلام امروزه خرافات و قشری گری دینی، ام الفساد همه بدبختی های جامعه و نظام ماست. و این بدان دلیل است که جامعه ما فاقد تعریف واضح و محسوسی از ابتدائی ترین مفاهیم اسلامی و قرآنی و شیعی است. و این تعریف منجر به یک انقلاب فرهنگی می شود که متعاقباً انقلاب اقتصادی و سیاسی و علمی و آموزشی و تربیتی و پزشکی را بهمراه دارد و گوئی کسی مایل به چنین تحولی نیست زیرا ساختارهای بنیادین کشور ما بر قشری گری استوار شده است که ادامه این وضع بی تردید به فروپاشی کل جامعه و نظام از درون منجر می شود که غیر قابل جبران خواهد بود و چند نسل دیگر قربانی خواهیم داد همانطور که دو نسل را پیشاپیش قربانی کرده ایم . نگاه کنید که در مدیریت کلان کشور ما بندرت یک فرد از نسل تربیت شده بعد از انقلاب به چشم می خورد و این فقدان تعلیم و تربیت اسلامی در نظام ما را پس از انقلاب تداعی می کند یعنی فقدان عقل و ایمان در نظام آموزشی و تربیتی ما.


۵۱- جامعه ما امروزه معجونی از علم زده گی کاذب و قشری گری و دین زده گی کاذب و انقلاب زده گی کاذب است.یعنی یک جامعه سراسر شعاری و ریائی در همه امور. و این بی هویتی و بی مغزی اساس بحرانی بنام خرافات است....


از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی استاد علی اکبر خانجانی ص ۳۱


t.me/khodshenasi4



برچسب ها : رݭد فساد ، فروپاشی جامعه ، نظام آموزشی ، مدیریت کلان ،
نوشته شده در تاريخ شنبه 3 شهريور 1397 توسط حسن

فرهنگ ایرانی


۲۹- ایرانی عاشق میهمان نوازی است و میهمان را به زور به خانه می آورد تا او را پرستش کند و یا پرستیده شود. در غیر اینصورت به خون میهمان تشنه شده و چه بسا او را به قتل می رساند.


۳۰- در خانواده ایرانی یا محفل عیش و عشق بازی است و یا نبرد خونین.


۳۱- همسر کشی در هیچ قومی چون ایرانیان رایج نیست و همه همسرانی که کشته می شوند روزی پرستیده می شدند.


۳۲- بانی عملیات انتحاری در تاریخ ایرانیان بوده اند که پیامبر آن حسن صباح است.


۳۳- ایرانی یا کافر است یا قدیس.


۳۴- ایرانی، دوستی نمی داند فقط فداکاری را می شناسد.


۳۵- مادر ایرانی نیز شدیدترین مادر جهان است و شقی ترین آن. یا خود را فدای بچه می کند و یا بچه را فدای خود.


۳۶- ایرانی مطلق پرست است یعنی خداپرست. ولی اگر این خدا ذره ای عیب پیدا کند محکوم به قتل می شود.


۳۷- ایرانی خود را فدای دیگران می کند تا پرستیده شود و اگر نشد آنگاه همه را فدای خودش می کند.


۳۸- بودن یا نبودن: اینست مذهب ایرانی!


از کتاب متافیزیک زندگی تألیف استاد علی اکبر خانجانی


t.me/eshghvaerfan2



برچسب ها : مهمان نوازی ، قتل همسر ، همسر کشی ، مادر ایرانی ،
نوشته شده در تاريخ جمعه 2 شهريور 1397 توسط حسن

فرهنگ ایرانی


۱- جامعه و فرهنگ ایرانی ذاتاً شاعرانه است یعنی اهل شعار! و به مصداق سوره شعرا در قرآن کریم: شعرا کسانی هستند که می گویند آنچه را که نمی کنند و مردمی پریشان خاطر و گمشده اند و هرکه آنها را پیروی کند نیز گمراه می شود. این داستان قوم ایرانی است. قومی که از عالم و عامی اش از گدا و شاهش شاعرند و شعر تافته و بافته فرهنگ و گویش و رفتار روزمره مردم آن است.


۳- هیچ قومی به اندازه ایران شاعر ندارد. همه گویندگان و متفکران آن شاعر هم هستند حتی روحانیون و ریاضی دانان و فلاسفه و سیاستمداران.


۵- در هیچ جای جهان فلاسفه و علمایش بواسطه شعر استدلال نمی کنند الا در ایران. و بلکه بسیاری از آثار بزرگ فلسفی به زبان شعر است مثل مثنوی و منطق الطیر و شاهنامه.


۶- شعر یعنی شعار دادن. و شعار یعنی آرمان اندیشی و مطلق گرائی. و اطلاق از عشق است.


۷- با نظری بر مکاتب و مذاهب و فرقه ها و آثار مکتوب ایرانی در می یابیم که مطلق گراترین و افراط و تفریطی ترین اندیشه ها در فرهنگ ایرانی یافت می شود....


۸- از طرفی دیگر هر چه که شعارها مطلق گراتر و آرمانی تر و بزرگتر باشند آدمی در قبال آن دچار تضاد و نفاق و ریای شدیدتری هم می شود. همانطور که دعوی عشق در بشر کانون ظهور اشد ریاکاری می باشد. و اینست که قوم ایرانی عاشقترین و ریاکارترین اقوام بشری است. ...


۹- و اینست که ما ایرانیان یا مشغول عشق و ایثار و پرستش چیزی هستیم و یا مشغول طرد و لعن و نفرین آن. یا خود را برای کسی می کشیم و یا آن کس را برای خود.


 ۲۲- ایرانی اگر نتواند خود را فدای معشوق کند و معشوق این ایثار را نپذیرد معشوق و خودش را می کشد.


۲۳- ایرانی یا تمام خواه است و یا هیچ.


۲۴- ایرانی یا می خواهد خدا باشد و اگر نشد شیطان می شود.


از کتاب متافیزیک زندگی تألیف استاد علی اکبر خانجانی 


t.me/eshghvaerfan2



برچسب ها : فرهنگ ایرانی ، عاشق کشی ، شعر و شاعری ، افراطی گری ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 31 تير 1397 توسط حسن

من خوبم زیرا دیگران بدند!


خود را خوب ولی دیگران را بد دیدن ھنر نیست بلکه خود را بد دیدن و دیگران را خوب دیدن ھنر است .


یکی از روشھای توجیه و تقدیس بدیھای خویشتن ، تقبیح و لعن کردن ھمان بدیھا در دیگران است . این ھمان فرافکنی زشتی ھای خویش به سمت دیگران است و از دیگران بعنوان دستمال کاغذی خود استفاده کردن است . چنین نگرشی ھمواره در عطش تباھی دیگران است و متوجه نیست که خود نیز یکی از این دیگران و مبتلای به این تباھی است . علی (ع)می فرماید : اگر عیبی در دیگران دیدی بخودت باز گرد و آن عیب را در خودت ببین و پاک کن . و این یعنی: ائینه بنمود چو نقش تو راست خود شکن آئینه شکستن خطاست .


ولی اکثریت مردمان روشی کاملاً معکوس بکار می گیرند یعنی عیب خود را در دیگران می بینند و با لعن کردنش گوئی که آن عیب را از خود می زدایند . بدیھای دیگران ما را زیبا نمی سازد و اتفاقاً رسوا می کند و لذا در بدیھا غرق می سازد و به بدی مفتخر می نماید .این جھل عظیم فقط شامل عوام نیست بلکه خواص فرھنگ را ھم مبتلا کرده است . طرح بدیھا ونقصان و جھل دیگران اثبات برتری و بھتری ما نمی شود . ما بجای اینکه بگوئیم که مثلاً دین ما اسلام ما و فرھنگ ملی ما اینست و برتری ھا و عظمت خود را بیان و محقق کنیم به فحاشی سایر فرھنگھا و مکاتب میپردازیم . بجای اینکه دین و آئین خود را تبیین و تدوین کنیم دین و مکاتب دیگران را به لجن می کشیم و میپنداریم که این اثبات حقانیت ماست . بجای نقد و نفی و لعن لیبرالیزم و ماتریالیزم بیائیم و مکتب خود را بیان کنیم . متأسفانه چند دھه است که چنین روندی برکل جھان روشنفکری دینی ماحاکم است. متأسفانه ما مدتھاست که در عرصه لااله در جا زده ایم تا آنجا که در این عرصه پوچ و رسوا گشته ایم زیرا ھرگز به الاالله نرسیده ایم . انقلاب در فاز اول به معنای انفجار لااله است و چون به عرصه الاالله نمیرسد مبدّل به ضد انقلاب می شود . این کل علّت بن بست ھای جامعه ما در دوران پس از انقلاب است و ما ھنوز ھم میخواھیم نان لااله را بخوریم . لااله تبدیل به ھویت نخواھد شد . بدیھای دیگران باعث خوب شدن ما نخواھد شد . اینگونه است که از بطن مرگ برآمریکا ، زنده باد آمریکا رخ می نماید .


از کتاب " دائرة المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 282



برچسب ها : بدبینی ، غرور کاذب ، فحاشی ، آمریکا ، توجیه بدی ها ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 5 بهمن 1396 توسط حسن

نقش هنرها در زندگی

انسان مدرن به لحاظی انسان اھل ھنر است و با ھنرھا زندگی می کند و با آن رابطه مستمری دارد که

مھمترین این ھنرھا موسیقی و سینماست که امروزه بصورت تلویزیون در خانه ھاست. و کم نیستند خانه

ھائی که در آن تلویزیون فقط به ھنگام خواب، خاموش است . ھنر مدرن بر جای فکر و ذکر وعبادات

نشسته است. آیا اینھمه حضور و دخالت ھنرھا در زندگی انسان مدرن براستی حیات و عمل و اندیشه و

احساسات او را ھم ھنری و لطیف و خلاق نموده است؟ ولی عملاً شاھدیم که ھرچه که گرایش به

موسیقی و فیلم شدیدتر است خشونت و شقاوت و مصرف پرستی و عقیم شده گی فکری و عملی ھم

شدیدتر است حتی خود جماعت اھل ھنر و تولید کنندگان ھنری از سائر مردمان در زندگی واقعی خود

بی ھنرتر و دست و پا چلفتی تر و مصرفی ترند و در رفتار ھم خودخواه تر و جنون آمیز تر عمل می کنند

ھر چند که این خشونت و شقاوت عموماً ظاھری ملوس دارد ولی در سر بزنگاھھا بناگاه مبدل به اشد

جنون و جنایت می شود. به ھمین دلیل این جماعت زندگی فاجعه آمیزتری دارند و به عواقبی بس مبتذل

و فضاحت بار می انجامد.

این تناقض عظیم به چه معنائی است؟ آنتونی کوئین یکی از سلاطین جھان ھنر در اعترافاتش می گوید

که در زندگی پس پرده خود تا چه حدی مواجه با حیاتی عقیم و شقی و بیروح بوده است و در اواخر

عمرش جز حسرت و پوچی حاصلی نداشته است . انسان مدرن تلاش کرده که ھنر را بجای اخلاق و

مذھب بنشاند و اینست راز واژگونسالاری ھنرمندان مدرن.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 159



برچسب ها : نقش هنر در زندگی ، سینما ، تلویزیون ، موسیقی ، فساد ، خشونت ،
نوشته شده در تاريخ شنبه 18 آذر 1396 توسط حسن
نگاهی به تاریخچه خرافی پرستی

عرفان از معرفت است که بمعنای عقل و علم و ادراک یقین می باشد. ولی اما چگونه است که در کشور
ما این عقلائی ترین مکتب دینی مبدل به خرافی ترین مذاھب شده و علناً مکتب اصالت جھل و جنون گشته
است.
این فاجعه دینی در تاریخ ما یکی از مھمترین موضوعات تحقیق در قلمرو تاریخ اسلام است که متأسفانه
کسی را گوئی شھامت چنین تحقیقی نیست.
یکی از علل تبدیل عرفان به خرافه پرستی و مذھب جن و ورد و جادوگری و شارلاتانیزم این است که
عرفای ما متأسفانه بھردلیلی یا بسیار ثقیل و پیچیده سخن گفته اند مثل ابن عربی و ملاصدرا. و یا به زبان
شعر و استعاره و حکایت سخن گفته اند که جای ھزار تفسیر و سوء استفاده دارد. در میان ھمه عارفان
اسلامی فقط علی(ع) است که به نثر و به شیوائی و ساده گی کامل سخن گفته است که متأسفانه
کلام عرفان آن حضرت اصلاً مورد توجه علما و روحانیون ما نیست و چه بسا این کلام را منسوب به علی
(ع) نمی دانند مثل مجموعه « غُرر الکلم و دُرر الحکم »که دریائی از سخنان عرفانی به زبان ساده است.
و اما تا آنجا که تاریخ گواھی می دھد عرفان اساساً در عصر صفویان بود که تبدیل به دریائی از خرافات و
قشری گری شد و جالب اینکه این شاھان از نوادگان یک صوفی بزرگ بودند. گوئی حتی عرفان ھم که به
حکومت برسد ضد عرفان می شود. و به یاد داریم که شاه عباس بزرگ چه معامله ای با یکی از حکیمان و
عارفان عصر خود یعنی ملاصدرا نمود. بخش عظیمی از مفاسد و خرافات و جنونی که در لباس عرفان بر
جامعه ما حاکم است دستاورد این سلسله می باشد .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 156


برچسب ها : خرافات ، دعانویسی ، جن گیری ، عرفان ، صفویه ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 21 آبان 1396 توسط حسن


راز پختگی و حماقت

آموزش ناپذیری و تنبلی فکری و قشری گری محصول دنیاپرستی و عیاشی و عجولی در رسیدن به
نفع سریع است و نیز حاصل بی مسئولیتی در قبال اعمال و سرنوشت خویش. مجموعه این علل در
یک کلمه ھمانا کبر و غرور حاد است که در فرد چنان نھادینه شده که گوئی ذاتی و غیر قابل علاج
می باشد . این خود پرستی دمدمی و بی ریشه جبراً فرد را بسوی ستم بری و برده گی و رعیت
شدن می کشاند تا بتواند ناکامیھا و مخاطرات اعمال خود را به آدمی مقتدر محول نموده و توجیه
نماید. ھمه این ویژه گی ھا به بیان دیگر برخاسته از ترس شدید و فقدان اتکاء به نفس میباشد که
چه بسا ریشه در تربیت خانواده گی دارد و علل سیاسی در جامعه نیز می تواند آنرا تقویت و توجیه
کند.
یکی دیگر از گریزگاه این آدمھا پناه بردن به گرایشات ماورای طبیعی و درویشی و مخدرات است که
ناتوانی فرد در زندگی دنیا را برایش تقدیس می کند و لذا این گرایشات تماماً بر اساس خرافات و خود
فریبی و خود تخدیری شکل می گیرد. این برده گی حاصل از بی مسئولیتی و بولھوسی گاه لباس
مریدی و اخلاص می پوشد و فرد در ھمه روابطش بخصوص در زناشوئی دعوی عشق و ایثار می
کند تا بیانگر مقدسی از بی اراده گی و مسئولیت گریزی باشد.
آنچه که انسان را متفکّر و عمیق می سازد میزان قبول مسئولیتش نسبت به زندگی و اعمال و
سرنوشت خودش می باشد و این ھمان میزان دین داری و تعھد در قبال وجدان و خداوند است.
بنابراین ھرگز نمی توان آدم نماز خوان پخمه و ابله و ستم بر را فردی مؤمن دانست. چنین کسی اگر
با یک مراد عرفانی ھم روبرو شود اموراتش ھرگز از مسائل پائین تنه فراتر نمیرود آنھم در سطحی
ترین مراحل غریزی. پخمگی و ستم بری عذاب بولھوسی و مسئولیت گریزی است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 105




برچسب ها : تنبلی ، حماقت ، بی مسئولیتی ، تربیت خانوادگی ، گرایش به مواد ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 18 آبان 1396 توسط حسن


مشکل ما چیست؟

(آسیب شناسی فرهنگی)

بزرگترین و محوری ترین مشکل فرھنگی جامعه ما از عالم تا عامی و از پیر تا جوان و زن و مرد اینست

که گوھره « نمی دانم » را در ذھن و دل خود از دست داده ایم و ھر کسی در کشور ما خود را یک

نابغه و علامه دھر و عارف کامل می داند.

که تبلیغات رسانه ھا مھمترین نقش را در این مرض و مصیبت عظیم اجتماعی ایفا کرده اند. این غرور

ملی که شبانه روز بھر بھانه ای بر سر ما می بارد مغزھا و وجدانھا و قلوب را دیوانه کرده است

و سئوال کردن را میرانده و تحقیق و جستجو را منتفی ساخته است.

بعد از تبلیغات رسانه ھای ملی، کامپیوتر و اینترنت از عوامل این فاجعه می باشد که باز ھم تبلیغات

رسانه ملی در القاء و تشدید آن بسیار مؤثر بوده است ھمانطور که امروزه یک نوجوان در پای میز

کامپیوتر احساس خدائی دارد در حالیکه اکثراً یک بیمار روانی است و بزودی سر از بیمارستان،

تیمارستان یا زندان در می آورد البته اگر به عضویت شورای شھر در نیاید و یا مدیر کل اداره و

کاندیدای مجلس و وزارت نشود.

این خودستائی ملی که جدیداً از رسانه ھای ما غوغا میکند عواقب مرگبارش تا ھم اکنون پیدا شده

است . یک دوره ای بر زبان آوردن واژه ملت و ملیت و ایرانیت یک جرم سیاسی محسوب می شود و

حالا جایزه ھم دارد. این ناسیونالیزم نیھیلیستی ما را به کجا میبرد؟ خودستائی ملی از نتایج پوچی

و بی ھویتی در یک جامعه است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 110




برچسب ها : مشکلات فرهنگی ما ، خودبرتربینی ، تبلیغات رسانه ای ، جرم سیاسی ،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 15 آبان 1396 توسط حسن

حق ظلم

ظلم و خیانت دیگران بما ھرگز ظلم و خیانت متقابل ما به آنھا را توجیه نمی کند علتش ھم آنست که

ما دچار عذاب وجدان و چه بسا عذابھای بدتری می شویم. این بدان معناست که انسانھا فقط در

قبال وجدان خود یعنی خداوند مسئولند و نه در مقابل ھمدیگر. انسانھا نمی توانند ظلم ھمدیگر را

ببخشند فقط می توانند بدیھای ھمدیگر را ببخشند.

اگر ھمه مردم جھان جمع شوند نمی توانند ظلم حتی یک نفر را ببخشند . ھمانطور که اگر انسانی

خدمتی خالصانه انجام دھد ھمه مردم جھان ھم نمی توانند آنرا نابود کنند. این بدان معناست که

انسان فقط با خداوند طرف معامله است یعنی با وجدان و ذات خودش. در معنای نھائی ھیچکس

قادر نیست که ظلم خود را ببخشد فقط می توان با توبه و اظھار ندامت از آن ظلم و با خدماتی که

می کند آنرا جبران نماید.

حتی امر قصاص ھم در نظر خداوند امری خوشایند نیست ھر چند که حقش را داده است ولی آنچه

که او را شاد می کند عفو است.

و اما ظلم کردن فقط مال مردم را به ناحق خوردن و یا کسی را به ناحق کشتن و به عھدی خیانت

کردن نیست بلکه ظلمی بدتر از ھمه اینھا به ظلمت انداختن دیگران بمعنای فریب دادن دیگران و

گمراه نمودن آنھاست . معنای ظلم در امور اقتصادی ھم حاصل به ظلمت انداختن دیگران است.

ھر که دیگران ر ا گمراه کند نھایتاً خودش را گمراه نموده است و این بازتاب ظلم در نفس بشر است و

انتقام وجدان. در نقطه مقابل ظلم، محبت قرار دارد دلی که دیگران را دوست ندارد ظالم است . ظلم

حق دوست نداشتن است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 105




برچسب ها : ظلم ، خیانت ، بخشش ، فریب ، گمراهی ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
خشکشویی آنلاین خشکشویی آنلاین انجام پایان نامه سئو تعمیر تلویزیون
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]