کتاب ها و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 31 خرداد 1397 توسط حسن

عاشق و معشوق


اکثرا عاشق بودن را با معشوق بودن عوضی می گیرند. یعنی وقتی می خواهند که معشوق و محبوب باشند می پندارند که عاشق هستند ولی عاشق معشوق بودن خویش. یعنی عاشق پرستیده شدن! و این عین ظلم است و کفر. پس عاشق بودن عین عادل بودن است و این مقام اهل دل است.


استاد علی اکبر خانجانی 


کتاب مبانی روانشناسی عرفانی ص ۱۵



برچسب ها : اهل دل ، عاشق ، عشق ، عدل ،
نوشته شده در تاريخ جمعه 25 خرداد 1397 توسط حسن

تعلیم و تربیت آخرالزمانی


تعلیم و تربیت آخرالزمانی، تعلیم و تربیت تاریخی نیست بلکه تعلیم و تربیت عرفانی و جوهری و تکوینی است و نه تشریعی. و به لحاظ دینی به معنای پایان شریعت تاریخی و آغاز شریعت عرفانی است. و لذا شریعت تاریخی در آخرالزمان جز نفاق و فساد و فتنه و تعمیق جنون و کفر حاصل دیگری ندارد. معمای تضاد بین سنت و مدرنیته از همین روست. همه بن بست هاو مفاسد جامعه امروز ما نیز به همین دلیل است.


استاد علی اکبر خانجانی


کتاب مبانی هستی شناسی عرفانی ص ۴۷



برچسب ها : تربیت عرفانی ، مفاسد اجتماعی ، ابطال شریعت ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 24 خرداد 1397 توسط حسن

عشق اول و دوم و سوم


باید دانست که عشق اول عشق جنسی است به جنس مخالف. ولی عشق دوم که اجر توبه از فسق حاصل از عشق اول است عشق عرفانی به یک اهل حق است به مثابه پیر و امام طریقت! و اخلاق و مذهبش اطاعت بی چون و چراست. ولی عشق سوم عشق الهی و حاصل لقای جمال حق است در درجه ای از تجلی.


استاد علی اکبر خانجانی


کتاب مبانی روانشناسی عرفانی ص ۲۱



برچسب ها : عشق جنسی ، عشق عرفانی ، عشق الهی ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 خرداد 1397 توسط حسن

ذهن


ذهن به هر چیزی که بخواهد می اندیشد و یا نمی اندیشد. و گاه خود ذهن از اندیشیدن در باره چیزی خسته و مستهلک می شود و می خواهد که آن چیز را فراموش کند ولی نمی تواند و چه بسا بطرز حیرت آوری به چیزی که مدتهای مدید در مقابل رویش قرار دارد و سراسر تناقض بار است ومسئله آفرین، لحظه ای هم نمی اندیشد و گویا آن چیز وجود ندارد. بنابر این ذهن از خودش اراده ای ندارد...


...ولی «انتخاب» یک امر و وضع و مقام دیگری است. زیرا همه می دانند و می گویند که مثلاً دروغ و ریا و خیانت بد است ولی اندکند که به این تشخیص ذهن خود که حاصل قیاس است عمل می کنند و توان عمل به این تشخیص را دارا هستند... 


... من بواسطه قوه قیاس، تشخیص داده ام که مثلاً غذاهای ترش برای سلامتی ام ضرر دارد ولی باز هم آنرا می خورم و نمی توانم که نخورم. این یعنی چه؟ انسان از چه کانونی در وجودش انتخاب می کند؟ 


استاد علی اکبر خانجانی 


کتاب شناخت شناسی ص ۸۶





برچسب ها : ذهن ، انتخاب ، تشخیص ،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 10 خرداد 1397 توسط حسن

انتقاد پذیری و کامل شدن 

۳۱۳- هر که انتقادات مرا نسبت به خودش قلباً تصدیق کند از آن پاک می شود و به کمال می رسد.  زیرا عاشق ترین منتقد جهانم.  یعنی هر که آثارم را قلباً تصدیق کند کامل و بی نیاز می شود. 


استاد علی اکبر خانجانی 

کتاب هستی بایستی 




برچسب ها : انتقاد پذیری ، کمال ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 ارديبهشت 1397 توسط حسن

تعریف انسانیت

۵۶۲- انسان یا صادق هست یا نیست. و این طور نیست که بشود گفت هر کسی چند درصد صادق یا کذاب است و یا اینکه در جائی صادق و در جای دیگری دروغگوست. انسان یا در درجات صدق زیست می کند و یا در درجات کذب. معرفت و عقل و دین و سلامت هم شامل همین امر است. هیچ ارزش و صفتی از انسان کمی و مکانیکی نیست. یا انسان هستی و یا نیستی. وارد کردن " نسبیت" در ارزش های انسانی تنها ترفند ابلیس در نابودی انسان است. انسان تنها موجود مطلق در جهان است. پس انسانیت هم تعریف شد.


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب هستی بایستی


دانلود کتاب از : 

https://t.me/ensanchist/173




برچسب ها : انسانیت ، صداقت ، نسبی بودن اخلاق ، ابلیس ،
نوشته شده در تاريخ شنبه 8 ارديبهشت 1397 توسط حسن
اینست انسان


۵۶۹- همه آدمها مثل هم هستند همه مخلوق مکان و زمان و شرایط اقتصادی هستند. فقط منم که مخلوق خودم هستم.

۵۷۶- هیچکس جز من نمی خواهد خوشبخت باشد. خوشبخت بودن لیاقت و جسارتی عظیم می طلبد.

۶۰۹- دیوانه کسی است که در خودش نگنجد. پس جز من همه دیوانه اند.

۶۲۵- بدبخت کسی است که دیگران را مسبب بدبختی خود می داند. اینست تعریفی که من از خوشبختی می کنم. این انسانی ترین تعریف از خوشبختی و بدبختی است.

۶۴۲- هیچکس تا به امروز اهمیت سرنوشت ساز " خود - شناسی " را همچون من واضح نکرده و راه و روش آن را ننموده است : خودشناسی به عنوان تنها راه انسان بودن، خوشبخت بودن، متعالی بودن و بودن.

۶۶۱- هر که از من بگریزد و یا به هر دلیلی حقایق مرا انکار نماید برای سقوط آزاد خویشتن آماده می شود. من حبل متین هستم. طناب خدا.آیا اهل " دار " هستید؟

۶۷۸- هر کاری که به خاطر دیگران باشد به خاطر شیطان است. آیا شیطان را شناختید؟ اسم مستعارش ایثار است.

۶۵- فتنه ای نیست الا در لباس ایثار و خدمت و محبت. و نیز خیانتی.

۷۰- من آن خطی هستم که راست را از دروغ جدا می کند : فرقان !

استاد علی اکبر خانجانی
 کتاب هستی بایستی

دانلود کتاب از : 
https://t.me/ensanchist/173



برچسب ها : خوشبخت ، دیوانه ، بدبخت ، خود شناسی ، خیانت ،
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 26 فروردين 1397 توسط حسن

منشأ شک دینی، شک در عشق و شک علمی

" شک " منشأ سؤال است. و محصول ناکامی انسان در جهان. این شک محصول فروپاشی احساس و ایده سعادت و لذت است. محصول اختلال غرایز و محصول شکست انسان به عنوان یک حیوان در جهان است. ولی این شک هنوز در صدد احیای مجدد لذت و سعادت جانوری می باشد یعنی در جستجوی بهشت است. در جستجوی یک حیوانیت شدید و جاودانه و رمانتیک. این شک به سوی مذهب یا مکاتب خلق مدینه های فاضله می رود که دیر یا زود باز هم شکست می خورد و فرو می پاشد و پوچ می شود. شک از شکست و پوچ شدگی بر می خیزد و به شکست و پوچی برتر و کامل می رسد تا جائیکه انسان را بر آستانه عدم قرار می دهد. و راضی به نبودن می سازد. شک همان شک به وجود است و لذا به عدم منجر می شود....

شک دینی، شک در عشق، شک علمی، همه این شک ها محصول عدم پاسخگوئی لازم دینی و عشق و علم به غرایز بشر است....


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب شناخت شناسی ص ۱۱





برچسب ها : شک در دین ، شکست ، اختلال در غرائز ، عشق ،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 فروردين 1397 توسط حسن

 امپریالیزم شناخت ( انسان سلطه جو )

فرد همواره می خواهد کل شناخت خود را برعلیه جهان بیرون و انسانهای محیط خود بکار گیرد و آنها را تحت فرمان خود آورد و زیر پای خود له کند و نابود سازد ولی همواره این شناخت است که پس از مهلت هایی که به فرد می دهد نهایتاً بر علیه سلطه گری اش قیام می کند و او را پوچ می سازد. در اینجا امپریالیزم شناخت یک امپراطور عادلی است و امپریالیزم ضد امپریالیزم محسوب می شود.


انسان امپریالیستی و سلطه جو که آرمانی جز نابودی دیگران ندارد و در جهان هستی جز خودش را نمی خواهد باقی بگذارد همواره سعی دارد کل جریان شناخت خود را تبدیل به ابزارهای سرکوب نماید : ابزارهای علمی و فنی و اخلاقی و هنری و عاطفی و نهایتاً نظامی و سیاسی و اقتصادی. در نزد او علم حقیقی آن است که علوم دیگران را باطل سازد و دیگران را مسخر و مسخره خود نماید، فن و مذهب و عاطفه اش نیز چنین است. در نزد او هر آنچه که بر علیه انهدام دیگران بکارش آید مفید است و مابقی بیهوده و بی ارزش است. ولی در هر پیروزی که درانهدام دیگران نصیبش می شود به ناگاه بطرز حیرت آوری خودش نیز باطل می شود و له می گردد. یعنی خودش نبز نهایتاً مشمول عملکرد و خاصیت شناخت خودش می شود و قربانی شناخت خود می گردد.


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب شناخت شناسی ص ۸۹




برچسب ها : سلطه جوئی ، پوچی ، سلطه عاطفی ، سلطه مذهبی ،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 فروردين 1397 توسط حسن

قطع ارتباط ذهن و دل (فرهنگ اسکیزوفرنیک )


... و بشر معاصر سعی می کند که رابطه بین ذهن و دل را بکلی قطع نماید. و به اصطلاع امور عقلی را از امور احساسی بکلی جدا سازد و بقول معروف امور مادی را از امور روحی و عاطفی منزه کند و بدینگونه عملاً فرهنگ اسکیزوفرنیک را بنیاد نهاده است و هویت انسانی را دو شقه کرده است و غرابز و امور عاطفی را بحال خود وانهاده که بشر را بسوی انواع امراض روانی و عاطفی و غریزی می کشاند و ..
... ذهن بدون ارتباط با دل به تدریج از عقلانیت ساقط می شود و مجنون می گردد و دل بدون ارتباط با ذهن نیز هوسباز و دمدمی مزاج و وسواسی و فاحشه می شود. ....
استاد علی اکبر خانجانی 
کتاب شناخت شناسی ص ۸۸



برچسب ها : اسکیزوفرنی ، امراض روانی ، وسواس ، امور عاطفی ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت :   آرام بلاگ
ساخت وبلاگ جهت نمایش بک لینک و بنر شما در 10 هزار وبلاگ آرام بلاگ با قیمت مناسب از طریق تلگرام در تماس باشید 09397907133
بستن تبلیغات [x]